اشعار مجموعه اشعار تسکین دردها اثر پروانه

  • نویسنده موضوع پروانه
  • تاریخ شروع
  • بازدیدها 239
  • پاسخ‌ها 29
  • کاربران تگ شده هیچ
اشعار کاربران

پروانه

515
پسندها
125
امتیاز
پاتوق رمانی
پاتوق رمانی
تاریخ ثبت‌نام
2023/01/31
نوشته‌ها
116
مدال‌ها
4
محل سکونت
دشت پراز پروانه
  • نویسنده موضوع
  • #21
هر بار که نیاز داشته باشم که به خودم یادآوری کنم که در دنیا، زیبایی و خوبی وجود دارد،
به تو فکر خواهم کرد.
 

پروانه

515
پسندها
125
امتیاز
پاتوق رمانی
پاتوق رمانی
تاریخ ثبت‌نام
2023/01/31
نوشته‌ها
116
مدال‌ها
4
محل سکونت
دشت پراز پروانه
  • نویسنده موضوع
  • #22
ماه
تنها شبیه خودش بود
و آسمان از سرِ بیکاری
داشت صورتش را باد می‌زد

دوستت نمی‌داشتم، چه می‌کردم؟
دنیا
برای ادامۀ زندگی
توجیه شاعرانه‌ای می‌خواست.
 

پروانه

515
پسندها
125
امتیاز
پاتوق رمانی
پاتوق رمانی
تاریخ ثبت‌نام
2023/01/31
نوشته‌ها
116
مدال‌ها
4
محل سکونت
دشت پراز پروانه
  • نویسنده موضوع
  • #23
شب نمی‌فهمد کدام‌یک تاریکتریم
خنجر به دست می‌آید
شب نمی‌بیند حدس می‌زند
و می‌زند
شب نمی‌میرد، می‌کُشد
 

پروانه

515
پسندها
125
امتیاز
پاتوق رمانی
پاتوق رمانی
تاریخ ثبت‌نام
2023/01/31
نوشته‌ها
116
مدال‌ها
4
محل سکونت
دشت پراز پروانه
  • نویسنده موضوع
  • #24
هوای آمدنت
دیشبم به سر میزد ،
نیامدی ك ببینی‌دلم چه پر میزد .
به خواب رفتم و نیلوفری
بر آب شکفت ،
خیال روی تو
نقشی به چشم‌تر میزد ،
نوشیدنی لعل تو می‌دیدم
و دلم می‌خواست ، هزار وسوسه‌ام
چنگ در جگر میزد ،
زهی امید ك کامی از آن دهان
می‌جُست ،
زهی خیال ك دستی در آن
کمر میزد ، دریچه‌ای به تماشای باغ
وا میشد . دلم چو مرغ گرفتار
بال و پر میزد ، تمام شب
به خیال تو رفت و می‌دیدم
ك پشت پردۀ اشکم سپیده سر میزد . .
 

پروانه

515
پسندها
125
امتیاز
پاتوق رمانی
پاتوق رمانی
تاریخ ثبت‌نام
2023/01/31
نوشته‌ها
116
مدال‌ها
4
محل سکونت
دشت پراز پروانه
  • نویسنده موضوع
  • #25
چو از هر ذره‌ی من آفتابی نو به چرخ آمد
چه باک از آتش دوران که خواهد داد بر بادم

تنم افتاده خونین زیر این آوار شب، اما
دری زین دخمه سوی خانه‌ی خورشید بگشادم

الا ای صبح آزادی به یاد آور در آن شادی
کزین شب‌های ناباور مَنَت آواز می‌دادم
 

پروانه

515
پسندها
125
امتیاز
پاتوق رمانی
پاتوق رمانی
تاریخ ثبت‌نام
2023/01/31
نوشته‌ها
116
مدال‌ها
4
محل سکونت
دشت پراز پروانه
  • نویسنده موضوع
  • #26
کدوم خزون خوش آواز
تو رو صدا کرد ای عاشق
که پر کشیدی بی پروا
به جستجوی شقایق

کنار ما باش که محزون
به انتظار بهاریم
کنار ما باش که با هم
خورشید و بیرون بیاریم
 

پروانه

515
پسندها
125
امتیاز
پاتوق رمانی
پاتوق رمانی
تاریخ ثبت‌نام
2023/01/31
نوشته‌ها
116
مدال‌ها
4
محل سکونت
دشت پراز پروانه
  • نویسنده موضوع
  • #27
عشق
از يک روح واحد تشكيل شده
كه در دو بدن زندگی مى كند…
 

پروانه

515
پسندها
125
امتیاز
پاتوق رمانی
پاتوق رمانی
تاریخ ثبت‌نام
2023/01/31
نوشته‌ها
116
مدال‌ها
4
محل سکونت
دشت پراز پروانه
  • نویسنده موضوع
  • #28
ماه بر شاخه ی شب
آرام مى نشيند،
چون رازى سپيد
كه هيچ زبان،
توانِ گفتنش را ندارد!
من
پناهنده ى نگاه او،
هر دم در روشنی اش
به انتظارى بی پایان مي مانم!
گویا از پس آن پرده ی نور
صدايى مرا مى خواند،
و هر بار،
دلم به سمت آسمان
سفر مى كند..
 

پروانه

515
پسندها
125
امتیاز
پاتوق رمانی
پاتوق رمانی
تاریخ ثبت‌نام
2023/01/31
نوشته‌ها
116
مدال‌ها
4
محل سکونت
دشت پراز پروانه
  • نویسنده موضوع
  • #29
من در خون و روح توهستم..
من خودم را در هر ضربان قلب
تو احساس مى كنم
من تو را لمس نمى كنم و با اين حال
با تو در مى آميزم چنان كه انگار تو را مدام
در آغوشم
روى دهانم،
روى قلبم گرفته ام…
 

پروانه

515
پسندها
125
امتیاز
پاتوق رمانی
پاتوق رمانی
تاریخ ثبت‌نام
2023/01/31
نوشته‌ها
116
مدال‌ها
4
محل سکونت
دشت پراز پروانه
  • نویسنده موضوع
  • #30
واژگان عشق بسيارند
و لطيف ترين آنها
نگاه است...


شبی با خیالِ تو هم خونه شد دل
نبودی ندیدی چه ویرونه شد دل
نبودی ندیدی پریشونیامُ
فقط باد و بارون شنیدن صدامُ
غم ات سردُ وحشی به ویرونه می زد
دلم با تو خوش بود و پیمونه می زد
 

به جمع خانواده پاتوق خوش آمدید

بر روی دکمه های زیر کلیک کنید

تمامی موضوعات و پست های مکتوب بیانگر دیدگاه نویسنده است و به هیچ وجه بیانگر دیدگاه مدیریت انجمن نیست.

بالا