• قابل توجه نویسندگان:

     

    انجمن پاتوق رمان کاملا قوانین خود را بر اساس قوانین و عرف جمهوری اسلامی ایران نگاشته است!

    لذا هرگونه مواردی که برخلاف قوانین باشد از سایت حذف شده و با کاربر فوق برخورد خواهد شد.

     

    جهت دسترسی به امکانات و آموزشات جهت ثبت اثر به تاپیک زیر مراجعه کنید:

     

    [ نکات مهم بخش درحال تایپ ]

انجمن پاتوق رمان

  • ارسالی‌های اخیر
  • موضوعات جدید
  • داغ‌ترین موضوعات
  • پُربیننده‌ترین

به جمع خانواده پاتوق خوش آمدید

بر روی دکمه های زیر کلیک کنید

سرآغاز رویدادهای مهم انجمن

اطلاعیه

اخبار و اطلاعیه های انجمن در این تالار قابل مشاهده است
موضوعات
140
نوشته‌ها
1.7K
موضوعات
140
نوشته‌ها
1.7K

تالار انتشارات

این تالار مختص نشرهای همکار است
موضوعات
4
نوشته‌ها
4
موضوعات
4
نوشته‌ها
4

جشنواره‌های فصلی

این ساب مختص مسابقات فصلی است
موضوعات
3
نوشته‌ها
33
موضوعات
3
نوشته‌ها
33

آثار درحال تایپ این بخش مختص آثار درحال تایپ کاربران است

کتاب

این تالار برای رمان، داستان کوتاه، فن فیکیشن،نمایشنامه و فیلمنامه، داستان کودک است
موضوعات
45
نوشته‌ها
1.3K
موضوعات
45
نوشته‌ها
1.3K

ترجمه آثار

این تالار مختص مترجمان انجمن جهت ترجمه آثار هستند
موضوعات
33
نوشته‌ها
230
موضوعات
33
نوشته‌ها
230

کتابخانه این بخش، امتیازهای ویژه‌ای است که برای نویسنده ها در نظر گرفته شده از جمله نقد و طراحی برای آثارشان

تالار ویرایش

این تالار مختص آثار کامل شده جهت ویراستاری است
موضوعات
41
نوشته‌ها
291
موضوعات
41
نوشته‌ها
291

تالار طراحی

در این تالار کاربران برای آثار خود می‌توانند درخواست جلد بدهند
موضوعات
80
نوشته‌ها
757
موضوعات
80
نوشته‌ها
757

تالار آثار تکمیل شده

موضوعات
31
نوشته‌ها
910
زیرتالارها:
  1. تکمیل شده
موضوعات
31
نوشته‌ها
910

فرهنگ و هنر این بخش مختص کارهای هنری و موارد فرهنگی است

زندگینامه

موضوعات
152
نوشته‌ها
1.6K
موضوعات
152
نوشته‌ها
1.6K

تخصصی و عمومی در این بخش به شاخه‌هایی متفاوتی از علم می‌پردازیم

پزشکی

در این تالار مباحث مربوط به پزشکی گذاشته خواهد شد
موضوعات
280
نوشته‌ها
3K
موضوعات
280
نوشته‌ها
3K

کائنات و انگیزه

در این تالار مواردی انگیزشی گذاشته می‌شود
موضوعات
110
نوشته‌ها
651
موضوعات
110
نوشته‌ها
651
موضوعات
5,468
نوشته‌ها
41,699
کاربران
795
آخرین کاربر
طناز

کاربران بَرخط أخیر

کاربران بَرخط

  • آخرین فعالیت
  • ارسالی‌های اخیر

جدیدترین نوشته‌های نمایه

هاویر در نمایه Nastaran.Aghazadeh نوشت.
احوال ماهی قرمز انجمن :))
گوش کن، دور ترین مرغ جهان می‌خواند.
شب سلیس است، و یکدست، و باز.
شمعدانی‌ها
و صدادارترین شاخه فصل،‌ماه را می‌شنوند.پلکان جلو ساختمان،
در فانوس به دست
و در اسراف نسیم،گوش کن، جاده صدا می‌زند از دور قدم‌های ترا.
چشم تو زینت تاریکی نیست.
پلک‌ها را بتکان، کفش به پا کن، و بیا.
و یا تا جایی، که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد
و زمان روی کلوخی بنشنید با تو
و مزامیر شب اندام ترا، مثل یک قطعه آواز به خود جذب کنند.پارسایی است در آنجا که ترا خواهد گفت:
بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است.
از باز ترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم
حرفی از جنس زمان نشنیدم
هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود
کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد
هیچ کس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت
من به اندازه ی یک ابر دلم می گیرد
خانه دوست کجاست؟
در فلق بود که پرسید سوار
آسمان مکثی کرد
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت
به تاریکی شن ها بخشید و به انگشت
نشان داد سپیداری و گفت
نرسیده به درخت
کوچه باغی است که از خواب خدا
سبز تر است
و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است
میروی تا ته آن کوچه
که از پشت بلوغ سر به در می آرد
پس به سمت گل تنهایی می پیچی
دو قدم مانده به گل
پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی
و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد
در صمیمیت سیال فضا، خش‌خشی می‌شنوی:
کودکی می بینی
رفته از کاج بلندی بالا
جوجه بردارد از لانه نور
و از او می پرسی
خانه دوست کجاست؟
صدا کن مرا.صدای تو خوب است.صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی استکه در انتهای صمیمیت حزن می‌روید.در ابعاد این عصر خاموشمن از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم.بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است.و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش‌بینی نمی‌کرد.و خاصیت عشق این است.کسی نیست،بیا زندگی را بدزدیم، آن وقتمیان دو دیدار قسمت کنیم.بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم.بیا زودتر چیزها را ببینیم.ببین، عقربک‌های فواره در صفحه ساعت حوضزمان را به گردی بدل می‌کنند.بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی‌ام.بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را.مرا گرم کن(و یک‌بار هم در بیابان کاشان هوا ابر شدو باران تندی گرفتو سردم شد، آن وقت در پشت یک سنگ،اجاق شقایق مرا گرم کرد.)در این کوچه‌هایی که تاریک هستند
من از حاصل ضرب تردید و کبریت می‌ترسم.
من از سطح سیمانی قرن می‌ترسم.
بیا تا نترسم من از شهرهایی که خاک سیاشان چراگاه جرثقیل است.
مرا باز کن مثل یک در به روی هبوط گلابی در این عصر معراج پولاد.
مرا خواب کن زیر یک شاخه دور از شب اصطکاک فلزات.
اگر کاشف معدن صبح آمد، صدا کن مرا.
و من، در طلوع گل یاسی از پشت انگشت‌های تو، بیدار خواهم شد.
و آن وقت
حکایت کن از بمب‌هایی که من خواب بودم، و افتاد.
حکایت کن از گونه‌هایی که من خواب بودم، و تر شد.
بگو چند مرغابی از روی دریا پریدند.
در آن گیروداری که چرخ زره‌پوش از روی رویای کودک گذر داشت
قناری نخ زرد آواز خود را به پای چه احساس آسایشی بست.
بگو در بنادر چه اجناس معصومی از راه وارد شد.
چه علمی به موسیقی مثبت بوی باروت پی برد.
چه ادراکی از طعم مجهول نان در مذاق رسالت تراوید.

و آن وقت من، مثل ایمانی از تابش «استوا» گرم،
تو را در سرآغاز یک باغ خواهم نشانید.

پربازدیدترین نمایه‌ها

به جمع خانواده پاتوق خوش آمدید

بر روی دکمه های زیر کلیک کنید

تمامی موضوعات و پست های مکتوب بیانگر دیدگاه نویسنده است و به هیچ وجه بیانگر دیدگاه مدیریت انجمن نیست.

بالا