اشعار مجموعه شعر پروانه اثر پروانه

  • نویسنده موضوع پروانه
  • تاریخ شروع
  • بازدیدها 1,553
  • پاسخ‌ها 49
  • کاربران تگ شده هیچ
اشعار کاربران

پروانه

519
پسندها
125
امتیاز
پاتوق رمانی
پاتوق رمانی
تاریخ ثبت‌نام
2023/01/31
نوشته‌ها
116
مدال‌ها
4
محل سکونت
دشت پراز پروانه
  • نویسنده موضوع
  • #1

کد : 006
نام مجموعه شعر : اشعار پروانه
ژانر : عاشقانه
قالب : شعر نو
مقدمه:
نگران نباش
دلم که برایت تنگ شود
در اوج غمگین بودنم
میآیم سراغ پاتوق ام
میآیم سراغ دل نوشته هایم
میآیم سراغ شعر هایم
سراغ نوشته های یهوی ام
جایی که دلم برایت تنگ می شود
جایی که چند جمله ای برایت می‌نوشتم
تا آرام شوم هر وقت برایت مینوشتم، ذخیره میکردم توهمین جایی،
میان نوشته هاو خاطره هایم و کتاب حافظی که نیمه باز است...
 

پروانه

519
پسندها
125
امتیاز
پاتوق رمانی
پاتوق رمانی
تاریخ ثبت‌نام
2023/01/31
نوشته‌ها
116
مدال‌ها
4
محل سکونت
دشت پراز پروانه
  • نویسنده موضوع
  • #2
بسم الله الرحمن الرحیم

الهی به امیدتو

💙

پناه می برم

ازاَندوه نبودن تو

گاهی به شعر خواندن

گاهی به ترانه سرودن

گاهی به موسیقی گوش دادن...
 

پروانه

519
پسندها
125
امتیاز
پاتوق رمانی
پاتوق رمانی
تاریخ ثبت‌نام
2023/01/31
نوشته‌ها
116
مدال‌ها
4
محل سکونت
دشت پراز پروانه
  • نویسنده موضوع
  • #3
در یک آن سکوت کردم
در به به ی شلوغی
در جمعی که می شناختم
ولی به یکباره در اَعماق خودم فرو رفتم
سکوتی پر از حرف پر از فریاد
لحظه ای چشم ها را بستم
اَفکار
اَفکاری که مثل فیلم از پشت پلک ها
جلوی چشمم می گذشت
و در همه این ها، با دیدن تو بود،
که آرام می گرفتم
تمام لحظه هایی که فکر چشم به تو می رسید
آرامش قلبی به من بر می گشت...
 
آخرین ویرایش:

پروانه

519
پسندها
125
امتیاز
پاتوق رمانی
پاتوق رمانی
تاریخ ثبت‌نام
2023/01/31
نوشته‌ها
116
مدال‌ها
4
محل سکونت
دشت پراز پروانه
  • نویسنده موضوع
  • #4
می گفت: فقط باید خوشحال بود که در این روزگار کفتار پسند و نامردی و دو رویی ،هنوز مردونه دوست دارم خوشحال باش و بخند به این دنیا...
 

پروانه

519
پسندها
125
امتیاز
پاتوق رمانی
پاتوق رمانی
تاریخ ثبت‌نام
2023/01/31
نوشته‌ها
116
مدال‌ها
4
محل سکونت
دشت پراز پروانه
  • نویسنده موضوع
  • #5
می گفت:خیلی خیلی خیلی مراقب خودت و دل مهربون و سکوتت باش که اگه این سکوت بشکنه خودت که (هیچی) ، (هست) میشی و هر چی (هستِ پستِ) نیست و نابود میکنی
سکوت ،ترسناک ترین سلاحِ
اگه می خوای یه نفرُ آروم آروم نابود کنی، سکوت کن
برای از پا درآوردن، نیاز به فریاد نیست
فقط سکوت کن.
خیلی خیلی خیلی مراقبِ خودت باش؛
نه از آن جنسِ مراقبتِ نمایشی…
از جنسِ مراقبتی که با هر نفس، خودت را برمی‌گرداند به خانه.

مراقبِ دلِ مهربونت باش.
دلِ مهربون اگر یک‌بار بیش از حد له شود، آدم نیست که عوض می‌شود
آرام‌آرام، یک جور «ناآشنایی» بهت تزریق می‌شود؛
یک جور فاصله که اول روی زبان می‌نشیند،
بعد روی نگاه،
و بعد… در نهایت، روی حقیقتِ وجودت.
مراقبِ سکوتت باش.
چون سکوت فقط حرف نزدن نیست.
سکوت می‌تواند پلی باشد که می‌سازد…
یا خنجرِ بی‌صدا که عقب نمی‌ایستد.
اگر آن سکوت، روزی شکسته شود،
تو دیگر همان آدمی نیستی که از مهربانی حرف می‌زد.
چیزی که هستی، یک‌هو سقوط می‌کند
نه با صدا، نه با داد.
با تکرارِ بی‌جواب ماندن.
با قورت دادنِ بی‌دلیلِ بغض.
با جمع کردنِ درد در گوشه‌های پنهانِ قلب.
آن‌وقت هر «هستی» که در تو بوده،
آرام‌آرام به چیزی شبیه می‌شود که انگار پوسیده است:
هستیِ نیمه‌جان،
عاطفه‌ی بی‌توضیح،
آرامشی که دیگر آرام نیست.
و آن‌چه پنهان مانده،
مثل سایه بر زندگی می‌افتد.
مثل دودِ نامرئی…
هرجا نفس می‌کنی، کم‌کم خفه‌ات می‌کند.
سکوت…
ترسناک‌ترین سلاحِ آدم نیست؛
ترسناک‌ترین شمشیر، «کار نکردنِ سکوت» است.
شمشیرِ واقعی وقتی تیز می‌شود که سکوت تبدیل شود به تنبیه.
وقتی تبدیل شود به روشِ نادیده گرفتن.
وقتی تبدیل شود به دیوارِ بی‌در و بی‌کلید.
اگر می‌بینی سکوتت دارد تو را می‌برد،
همین‌جا متوقف شو.
اگر می‌بینی داری آدم‌ها را با بی‌حرفی از زندگی‌شان دور می‌کنی،
متوقف شو
چون هیچ چیز به اندازه‌ی بی‌خبر ماندن،
روح را زخمی نمی‌کند.
لازم نیست برای رساندنِ پیام، فریاد کنی؛
لازم نیست برای دفاع، نابود کنی.
گاهی یک جمله‌ی روشن
یک «می‌فهمم»،
یک «الان حالِ من اینه»،
یک «لطفاً این‌طور نکن»،
به اندازه‌ی هزار سکوت، نجات‌بخش است.
سکوت اگر قرار است باشد،
باید حکیمانه باشد؛
نه مجازات‌گر.
نه قاتلِ ارتباط.
نه دفنِ احساسات در زیر خاکِ بی‌زمان.
پس مراقب باش:
تو نمی‌خوای کسی را آرام‌آرام از پا دربیاری…
تو فقط نمی‌خوای زیر آوارِ حرف‌نزدن، خودت از داخل خاموش شوی.

سکوت را نگه دار برای لحظه‌های لازم.
 

پروانه

519
پسندها
125
امتیاز
پاتوق رمانی
پاتوق رمانی
تاریخ ثبت‌نام
2023/01/31
نوشته‌ها
116
مدال‌ها
4
محل سکونت
دشت پراز پروانه
  • نویسنده موضوع
  • #6
چایی می ریزم و زندگی رامی نوشم
به گل ها می رسم، شاهد رشد همه چیزهستم‌
واکنشی نیاز نیست، نفس هایم عمیق اَست‌ چایی هم حاضر اَست وزندگی مرتب اَست

خیلی دوست دارم گل ونگهداری از گل رو
در واقع خودم رو خیلی دوست دارم و نگهداری از خودم رو...​
 

پروانه

519
پسندها
125
امتیاز
پاتوق رمانی
پاتوق رمانی
تاریخ ثبت‌نام
2023/01/31
نوشته‌ها
116
مدال‌ها
4
محل سکونت
دشت پراز پروانه
  • نویسنده موضوع
  • #7
تو در میان قلبم ادامه داری

من درمیان پیله عشق تو

پروانه می شوم 🦋
 

پروانه

519
پسندها
125
امتیاز
پاتوق رمانی
پاتوق رمانی
تاریخ ثبت‌نام
2023/01/31
نوشته‌ها
116
مدال‌ها
4
محل سکونت
دشت پراز پروانه
  • نویسنده موضوع
  • #8
همه چیز به خودت برمی‌گردد.

هر چی بیشتر آدم‌های اینجا را جدی‌تر بگیری، همان‌قدر بیشتر اذیت می‌شوی.

آدم‌های اینجا را در حدی جدی بگیر که شخصیت‌شان اجازه می‌دهد؛

نه بیشتر و نه کمتر.

تو از سیلیِ یک باد چیزی را احساس نمی‌کنی،

اما ضربه‌ی یک درخت یا تکه چوبی که از درخت ساخته شده، بیشتر احساس درد می‌کنی.

باد ریشه نداره، اما درخت یا آن تکه چوب، ریشه داره.

تا آدم‌های اینجا ریشه‌دار نشده‌اند، جدی‌ِشان نگیر.
 
آخرین ویرایش:

پروانه

519
پسندها
125
امتیاز
پاتوق رمانی
پاتوق رمانی
تاریخ ثبت‌نام
2023/01/31
نوشته‌ها
116
مدال‌ها
4
محل سکونت
دشت پراز پروانه
  • نویسنده موضوع
  • #9
من را

میانِ شعرهای خودت دوست داشته باش

من شعرهایت را بسیار دوست می‌دارم...

🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁

دلم از شعرهایت گرفت،

و من هیچ‌گاه نتوانستم بگویم:

«دوستت دارم.»
 
آخرین ویرایش:

پروانه

519
پسندها
125
امتیاز
پاتوق رمانی
پاتوق رمانی
تاریخ ثبت‌نام
2023/01/31
نوشته‌ها
116
مدال‌ها
4
محل سکونت
دشت پراز پروانه
  • نویسنده موضوع
  • #10
تو اون کسیِ ک منو باتمومِ بچگی هام بزرگ کرد...
تازه قهوه ام خوشمزه شده،تازه خودم شدم، تازه دارم از زندگیم لذّت می‌برم...🌙❤️
 

به جمع خانواده پاتوق خوش آمدید

بر روی دکمه های زیر کلیک کنید

تمامی موضوعات و پست های مکتوب بیانگر دیدگاه نویسنده است و به هیچ وجه بیانگر دیدگاه مدیریت انجمن نیست.

بالا