درحال ویرایش دلنوشته در اشتباهِ گذشته ماندن اثر Riddle

  • نویسنده موضوع avin
  • تاریخ شروع
  • بازدیدها 1,325
  • پاسخ‌ها 42
  • کاربران تگ شده هیچ
ویرایش ادبیات
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

Aby

602
پسندها
125
امتیاز
سرپرست بازنشسته
مقامدار بازنشسته انجمن
کاربر ممتاز
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/08
نوشته‌ها
424
مدال‌ها
12
محل سکونت
قلعه هاگوارتز
  • #31
قبل‌ها از میزهای کافه خوشم می‌آمد. عاشق این بودم که بهانه نزدیک‌تر شدن ما به هم می‌شود. و من، رو به روی تو، می‌توانستم تمام شعرهای ناگفته دنیا را، یک‌جا بگویم.
تو هم با لبخند، گویی توجه‌ات به من بود، که انگار تنها گل رز سرخ میان علفزار بودم.
کاش... کاش حداقل حسرت بودی، نه اشتباه!
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: Ghazal

Aby

602
پسندها
125
امتیاز
سرپرست بازنشسته
مقامدار بازنشسته انجمن
کاربر ممتاز
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/08
نوشته‌ها
424
مدال‌ها
12
محل سکونت
قلعه هاگوارتز
  • #32
اوج عاشقانه‌هایمان زمانی بود که می‌گفتم من می‌روم. می‌دانستی بعد گفتن این حرف، دوست دارم دلت را بلرزانم و در دل التماس محبت و عشق بیشتری می‌کنم. می‌دانستی قصدم رفتن باشد، بی‌خبر خواهم رفت.
اوه... قصدم نبود، اما شدی اشتباه گذشته‌ام و بی‌خبر پس من هم رفتم... .
 
  • عالیه
واکنش‌ها[ی پسندها]: Ghazal

Aby

602
پسندها
125
امتیاز
سرپرست بازنشسته
مقامدار بازنشسته انجمن
کاربر ممتاز
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/08
نوشته‌ها
424
مدال‌ها
12
محل سکونت
قلعه هاگوارتز
  • #33
به زمانی رسیده‌ام که دیگر نمی‌دانم، برای خلاص شدن از دست پشیمانی‌ها، چشمانم را ببندم یا باز کنم. اشتباه در گذشته ماندن، حس تنفر به خود و دیگران می‌دهد. حال من هردو را دارم... نمیدانم تو اشتباه من بودی، یا کار من!
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: Ghazal

Aby

602
پسندها
125
امتیاز
سرپرست بازنشسته
مقامدار بازنشسته انجمن
کاربر ممتاز
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/08
نوشته‌ها
424
مدال‌ها
12
محل سکونت
قلعه هاگوارتز
  • #34
می‌خواهم مثل تو باشم!
عاشق کنم، اما پایش نمانم؛ دلتنگ کنم، اما قرارش نروم.
بگذارم در دوست داشتنم جان دهد، روح و روانش را به بازی بگیرم... .
می‌خواهم مثل تو باشم!
ادعا کنم همه‌ی شهر خواهان من اند و باید خدا را شکر کنی که من حتی جواب سلامت را می‌دهم؛ اصلا به روی خودم نیاورم که در قبال عشقی مسئولم، وقت و بی‌وقت سرکوفتش بزنم.
می‌خواهم مثل تو باشم!
در اوج وابستگی، بزنم زیر قول و قرارهایمان و برایم مهم نباشد چه برسرش میاید... .
 
  • قلب
واکنش‌ها[ی پسندها]: Ghazal

Aby

602
پسندها
125
امتیاز
سرپرست بازنشسته
مقامدار بازنشسته انجمن
کاربر ممتاز
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/08
نوشته‌ها
424
مدال‌ها
12
محل سکونت
قلعه هاگوارتز
  • #35
بهترین درس را در زمان سختی آموختم؛ دانستم صبور بودن، یک ایمان است و خویشتن داری، یک عبادت!
دانستم ناکامی، یعنی تاخیر؛ نه شکست! و خندیدن یک نیایش کردن است. نباید تا ابد آن را ز یاد برم. وگرنه، ناکامی باز جلوی خویشتن داری‌ام را می‌گیرد.
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: Ghazal

Aby

602
پسندها
125
امتیاز
سرپرست بازنشسته
مقامدار بازنشسته انجمن
کاربر ممتاز
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/08
نوشته‌ها
424
مدال‌ها
12
محل سکونت
قلعه هاگوارتز
  • #36
زمانی که قلبی را عاشق کردی، زمانی که وجودی را به وجود خود وابسته کردی، زمانی که نفس‌های یکی را برای خود کردی، فقط حرفم این است؛ امانت‌دار خوبی باش!
او را ترک نکن!
تنهایش نگذار!
اگر او را رها کنی؛ چه با وداع و چه بی‌وداع، می‌میرد! وجودش نه... قاتل احساسش خواهی شد.
مرگ احساس و بی‌حسی، بدترین مرگ دنیا است.
 
  • عالیه
واکنش‌ها[ی پسندها]: Ghazal

Aby

602
پسندها
125
امتیاز
سرپرست بازنشسته
مقامدار بازنشسته انجمن
کاربر ممتاز
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/08
نوشته‌ها
424
مدال‌ها
12
محل سکونت
قلعه هاگوارتز
  • #37
تلاش کردم برای رفتن از کنار کسی که اشتباه گذشته‌ام بود، ناراحت نباشم.
ناراحت نبودن از رفتن کسی که به او عشق دادم، محبت کردم و برای او از خودم هزینه کردم.
من برای دل خود کم نذاشتم؛ این زیباست، به خودم احترام می‌گذارم.
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: Ghazal

Aby

602
پسندها
125
امتیاز
سرپرست بازنشسته
مقامدار بازنشسته انجمن
کاربر ممتاز
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/08
نوشته‌ها
424
مدال‌ها
12
محل سکونت
قلعه هاگوارتز
  • #38
می‌گویند... امکان ندارد چیزی از یار را فراموش کنی، وگرنه این احساسات عمیق نبوده!
اما... من خاطراتم را بخش کمی به خاطر دارم، از چهره‌اش تنها عینکش را یادم است، از ظاهرش فقط تی‌شرت آبی مورد علاقه‌اش را می‌دانم! آیا حسم عمیق نبوده؟ پس چرا... چرا با فکر به این‌ها، تمام قلبم سراسر هیجان می‌شود و نمی‌توانم لبخند بزنم؟! تنها این‌ها و یک اسم را به یاد دارم.
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: Ghazal

Aby

602
پسندها
125
امتیاز
سرپرست بازنشسته
مقامدار بازنشسته انجمن
کاربر ممتاز
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/08
نوشته‌ها
424
مدال‌ها
12
محل سکونت
قلعه هاگوارتز
  • #39
اشتباهِ گذشته‌ی من؛ اندکی صبر کن، نوبت ما هم می‌شود! می‌رسد وقت عاشقی کردنمان، کنار هم یا با یار جدیدمان. روزش به رخ می‌کشیم دوست داشتمان را... فعلاً نوبت بازی آن‌هاست؛ بیا تا حال فقط تماشاچی باشیم... .
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: Ghazal

Aby

602
پسندها
125
امتیاز
سرپرست بازنشسته
مقامدار بازنشسته انجمن
کاربر ممتاز
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/08
نوشته‌ها
424
مدال‌ها
12
محل سکونت
قلعه هاگوارتز
  • #40
به این فکر می‌کردم نمی‌شود دنیا واژگون شود؟ تو جای من اشتباهِ گذشته شوی و قلم به دست بگیری و برای بهتر کردن حال دل‌ات، هرکاری کنی.
آن‌وقت من هم مثل تو خود را به نفهمی بزنم و همچنان با ظاهری مغرور، با دست پس بزنم و با پا پیش بکشم!
هربار که سمتم بیایی، فخر بفروشم و راهم را کج کنم. مدام فکرت را درگیر خود کنم و نگذارم از من، دور شوی؛ اما خود از تو دور باشم.
می‌دانی؟ کاش میشد روزی می‌آمد، آن کسی که خیالش از عشقش راحت باشد، هردویمان باشیم نه فقط تو!
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: Ghazal
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

به جمع خانواده پاتوق خوش آمدید

بر روی دکمه های زیر کلیک کنید

تمامی موضوعات و پست های مکتوب بیانگر دیدگاه نویسنده است و به هیچ وجه بیانگر دیدگاه مدیریت انجمن نیست.

بالا