درحال ویرایش دلنوشته در اشتباهِ گذشته ماندن اثر Riddle

  • نویسنده موضوع avin
  • تاریخ شروع
  • بازدیدها 1,314
  • پاسخ‌ها 42
  • کاربران تگ شده هیچ
ویرایش ادبیات
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

avin

51
پسندها
27
امتیاز
پاتوق رمانی
پاتوق رمانی
تاریخ ثبت‌نام
2023/09/15
نوشته‌ها
22
مدال‌ها
3
محل سکونت
کتابخانه
وب سایت
forum.patoghroman.top
  • نویسنده موضوع
  • #1

negar_۲۰۲۳۰۱۱۷_۲۱۲۷۱۱_e4g.png
کد دلنوشته: 017

نویسنده: آبی«زینب.م»

Aby Riddle
منتقد اول: Ghazal Ghazal
منتقد پایانی: Vesper آرشآویر
تگ: محبوب

نام اثر: در اشتباهِ گذشته ماندن

ژانر: درام

مقدمه:
نمی‌دانم چه رازی‌ است میان ماندن و نماندن؛ آدم‌ها دیده‌ام که در خاکستر عشق‌سوزانشان، دست و پا می‌زنند و به دنبال امیدی، عشقی، محبتی یا حتی توجه اندکی از او دریابند. فقط من می‌دانم همیشه نمی‌توان به رابطه‌ای فرصت داد. که چه شود؟! بیشتر آسیب بینم؟ نه... من این‌گونه نیستم... خود را وقف در اشتباه ماندن‌ها نمی‌کنم... .​
 

آخرین ویرایش توسط مدیر:

Aby

602
پسندها
125
امتیاز
سرپرست بازنشسته
مقامدار بازنشسته انجمن
کاربر ممتاز
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/08
نوشته‌ها
424
مدال‌ها
12
محل سکونت
قلعه هاگوارتز
  • #2
اشتباه کردن، اشتباه نیست؛ در اشتباه ماندن است که اشتباه است. این اشتباه‌ها می‌تواند از هرچیزی سرچشمه بگیرد!
تنها امیدوارم فقط این من نباشم که از اشتباهات و حماقت‌هایم، تجربه‌ای بیرون بکشم و به خود نوید خوشحالی بی‌پایان دهم. امیدوارم تنها نباشم... .
دست زدن به اشتباهات گذشته، چیزی جز درد برای دل به ارمغان نمی‌آورد.
 
امضا
هیچ‌چیز اندازه‌ی صداقت، یک‌آدم‌ رو جذاب نمی‌کنه؛
حتی وقتی که داره اعتراف می‌کنه یک‌عوضیه :)


داستان کوتاه گارد لنف و نایره
دلنوشته در اشتباهِ گذشته ماندن

Aby

602
پسندها
125
امتیاز
سرپرست بازنشسته
مقامدار بازنشسته انجمن
کاربر ممتاز
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/08
نوشته‌ها
424
مدال‌ها
12
محل سکونت
قلعه هاگوارتز
  • #3
خندیدن به همه‌چیز و بیخیال بودن، از جایی شروع می‌شود که به جای توجه به آدم‌های گذشته، به عزیزان حال عشق بورزی.
به جای حسرت حرف‌های گفته و ناگفته، برای همه آرزوی خوشبختی کنی.
به این مرحله رسیدن، حس رهایی می‌دهد. درست است؛ زمانی که دیگر گذشتگان را رها کنی و تنها شب‌ها، با گل‌های بالشتت دور از چشم همه درد و دل کنی، بزرگ شده‌ای!
 

Aby

602
پسندها
125
امتیاز
سرپرست بازنشسته
مقامدار بازنشسته انجمن
کاربر ممتاز
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/08
نوشته‌ها
424
مدال‌ها
12
محل سکونت
قلعه هاگوارتز
  • #4
ادامه دادن به زندگی، به حماقت‌هایت بستگی دارد. با فکر به این حماقت‌ها، نه می‌خوری و نه می‌خوابی؛ خود را غرق در هوس و مِی وسیگار می‌کنی؛ به جای لفظ خوش، اطرافیانت را از خود می‌رنجانی!
و از خالقت می‌پرسی، خدایا چرا؟! تنها باید در این دادگاه ناعادلانه، برای خدا تأسف خورد! که بنده ناسپاس، خود را نابود می‌سازد و با پس گرفتن کارمای‌اش، این مخلوق است که از خالق گله می‌کند. چه جالب است رسم عاشقی!
 

Aby

602
پسندها
125
امتیاز
سرپرست بازنشسته
مقامدار بازنشسته انجمن
کاربر ممتاز
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/08
نوشته‌ها
424
مدال‌ها
12
محل سکونت
قلعه هاگوارتز
  • #5
آن‌قدر به دردهایم عادت کرده‌ام که گویی جای‌شان هم حس نمی‌شود. همانند سوزن انسولین؛ بار اول برای پوستی به حساسی روح‌من، آن‌قدر درد دارد که جایش را به همگان نشان می‌دهم و از تزریق کننده گله می‌کنم. از بار دوم، دیگر کمتر و کمتر می‌شود؛ تا جایی که به محض فرو رفتن سوزن، تنها برای مخفی کردن سوزش، خنده‌ای سر می‌دهم.
 

Aby

602
پسندها
125
امتیاز
سرپرست بازنشسته
مقامدار بازنشسته انجمن
کاربر ممتاز
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/08
نوشته‌ها
424
مدال‌ها
12
محل سکونت
قلعه هاگوارتز
  • #6
به یاد دارم عزیزی همیشه می‌گفت: «به دنیا آمده‌ایم تا چیزهایی که دوست داریم، از دست بدهیم و به راه تکامل دست پیدا کنیم.»
در آن زمان، هرچه کردم نتوانستم درک کنم، منظورش چیست؟ حتی به ترس از گفته‌ ی او، نخواستم وابسته‌ی کسی باشم. اما... در یک غروب‌سرد و زمستانیٍ بدون‌برف، فهمیدم ترس چاره‌ی کار نیست؛ آدم‌هایی همانند او خواهند رسید که درد از دست دادن را فدای آن لحظه‌های باهم بودن می‌توان کرد. این تا جایی می‌تواند ادامه پیدا کند که بفهمی گذشته هرچه تلخ‌تر باشد، لبخند پرنورتری برای حال ارائه خواهد داد.
 

Aby

602
پسندها
125
امتیاز
سرپرست بازنشسته
مقامدار بازنشسته انجمن
کاربر ممتاز
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/08
نوشته‌ها
424
مدال‌ها
12
محل سکونت
قلعه هاگوارتز
  • #7
عشق و عاشقی در زمان درست خواهد رسید. درجایی که انتظارش را نداری، دلش را به دلت گره خواهد زد. آن‌موقع حتی متوجه نمی‌شوی که چگونه صدای پاهایش را می‌شناسی، عطر تنش را از دور تشخیص می‌دهی، با کوچک‌ترین بی‌توجهی کلافه می‌شوی، زمانی که کنارت است حال خوبی داری و زمانی که نیست... .
پس عجله نکن و دنبالش نگرد؛ گذشتگان را فراموش کن و زندگی‌ات را سامان بده، او خواهد آمد. درست زمانی که توقع‌اش را نداری... .
 

Aby

602
پسندها
125
امتیاز
سرپرست بازنشسته
مقامدار بازنشسته انجمن
کاربر ممتاز
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/08
نوشته‌ها
424
مدال‌ها
12
محل سکونت
قلعه هاگوارتز
  • #8
من شعارها می‌دهم، نصیحت‌ها می‌گویم، آوازه‌ها سر می‌دهم اما در خلوتم... لیست موسقی‌های مورد علاقه‌ام را باز می‌کنم و اژ زمانی که هدست را روی گوش‌هایم نهادم، ذهنم را از این دنیا ترک می‌دهم.
گذشته، پاک نمی‌شود؛ ترمیم و جبران هم نخواهد شد؛ فکر به همه‌ی این‌ها حتی باعث می‌شود ندانم چگونه، دیگر صدای موسیقی را گوش نمی‌دهم و تنها در سرم می‌چرخد، او هم به من فکر می‌کند؟ خاطره‌ها را با موسیقی‌هایمان همانند من، مرور می‌کند؟ گمان نکنم.
 

Aby

602
پسندها
125
امتیاز
سرپرست بازنشسته
مقامدار بازنشسته انجمن
کاربر ممتاز
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/08
نوشته‌ها
424
مدال‌ها
12
محل سکونت
قلعه هاگوارتز
  • #9
به این فکر می‌کنم در چهل‌سالگی، چگونه‌ام؟ قطعاً پیاده‌روی‌های شبانه‌ام را ترک نخواهم کرد؛ به جای بیشتر حرف زدن، بیشتر در افکار خود غرق خواهم شد؛ بیشتر خواهم خندید؛ حتی می‌توانم حدس بزنم دیگر دوشنبه‌ها، روز مورد علاقه‌ام در هفته نیست.
شاید تو هم چشمانت کمتر بدرخشد، دیگر کمتر به آراستگی الانت رسیدگی کنی و نقاشی‌ام را در میان کتاب‌های قدیمی، فراموش کنی.
حس مرا یقین دارم در آن زمان، وقتی که تصادفی تکه‌کاغذ سیاه و سفید از کتاب بی‌افتد و تو، با کنجکاوی تصویر را کنکاش می‌کنی. آن زمان، به یاد می‌آوری در اشتباهِ گذشته بودن و منظور من از تمامی حرف‌هایم، چه بود. اما دیگر من نیستم که همانند همیشه، دست در قفل‌های موهایت ببرم و به تو آرامش دهم.
 

Aby

602
پسندها
125
امتیاز
سرپرست بازنشسته
مقامدار بازنشسته انجمن
کاربر ممتاز
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/08
نوشته‌ها
424
مدال‌ها
12
محل سکونت
قلعه هاگوارتز
  • #10
نمی‌گذارم دلم در گذشته بماند؛ او را روشن به آینده‌ای نگه می‌دارم که بدون شخص خاصی، به زیبایی برای خودم بتپد.
دلداری‌اش می‌دهم که روزی خودت پای هرحرفت می‌ایستی؛ به جای ترس از دست دادن دیگری، ترس از دست دادن خود را خواهی داشت و دیگر برای خود زندگی خواهی کرد.
آن روز که برسد، من بزرگ‌تر از همیشه و درخشان‌تر از قبل، در مقابل آیینه با اشتباهات و آدم‌های گذشته خداحافظی می‌کنم و به جای عشق‌ورزیدن به دیگری، خود را ستایش خواهم کرد.
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

به جمع خانواده پاتوق خوش آمدید

بر روی دکمه های زیر کلیک کنید

تمامی موضوعات و پست های مکتوب بیانگر دیدگاه نویسنده است و به هیچ وجه بیانگر دیدگاه مدیریت انجمن نیست.

بالا