از این بابت که مرا رها کردی، نگران نباش. من هرروز با تو صبحانه میخورم؛ در آغوش میگیرمت؛ بعد از گل گرفتن برایم، مثل همیشه به کافیشاپ پاتوقمان میرویم. هرشب برایت میز شام میچینم و منتظر مینشینم تا برسی. به محض آمدن، خستگیات را در آغوش میگیرم و اوه... مسافرتی که چند روز پیش رفتیم را به یاد داری؟!
همهچیز رو به راه است و تو، جزو اشتباهات گذشتهام نیستی؛ البته، همهچیز تا زمانی که خوابم، روبهراه است.
همهچیز رو به راه است و تو، جزو اشتباهات گذشتهام نیستی؛ البته، همهچیز تا زمانی که خوابم، روبهراه است.
