تکمیل شده فرشته‌ی بهشتی اثر آلما (nfs_nm) کاربر انجمن پاتوق رمان

تکمیل شده
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

خورشید بانو:)

1,000
پسندها
125
امتیاز
طراح بازنشسته
مقامدار بازنشسته انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/13
نوشته‌ها
373
مدال‌ها
9
محل سکونت
دربار ملکه
  • نویسنده موضوع
  • #1
3298

☑کد دلنوشته: ۰۰۹
نام اثر: فرشته‌ی بهشتی
نویسنده: آلما (nfs_nm)
ژانر: عاشقانه
تگ: برگزیده
مقدمه:
و من
در ناامن‌ترین نقطه‌ی زندگی‌ام
در تاریک‌ترین شب عمرم
درست در بی‌پناه‌ترین و تنهاترین حالتم
تو را از خدا آرزو کردم...!
پ.ن: توجه! این دلنوشته بر اساس واقعیت نگارش شده است.
 

آخرین ویرایش توسط مدیر:
امضا
Life getting hard without you :)​

Miss.Aghazadeh

10,874
پسندها
135
امتیاز
موسس و مدیرکل
پرسنل مدیریت
موسس و مدیرکل
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
2,013
راه‌حل‌ها
21
مدال‌ها
16
محل سکونت
آذربایجان شرقی
وب سایت
forum.patoghroman.xyz
  • مدیرکل
  • #2
negar_۲۰۲۱۱۲۰۹_۱۱۵۴۲۴_(1)_xdbs.png
 
امضا

گمان می‌کردند با کشتن ماه، دیده می‌شوند

نمی‌دانستند دیده می‌شوند چون ماهی هست!

خورشید بانو:)

1,000
پسندها
125
امتیاز
طراح بازنشسته
مقامدار بازنشسته انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/13
نوشته‌ها
373
مدال‌ها
9
محل سکونت
دربار ملکه
  • نویسنده موضوع
  • #3
همیشه از خدا شاکی بودم!
برای دعاهایی که می‌کردم و مستجاب نمی‌شد،
برای آرزوهای ریز و درشتی که رویایشان میان قلبم خشکیده بود،
برای خواب‌های خوشی که تعبیر نمی‌شد،
برای پایان پر از شادی که وعده داده بود،
و انگار هیچ‌وقت از راه نمی‌رسید... .
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

خورشید بانو:)

1,000
پسندها
125
امتیاز
طراح بازنشسته
مقامدار بازنشسته انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/13
نوشته‌ها
373
مدال‌ها
9
محل سکونت
دربار ملکه
  • نویسنده موضوع
  • #4
من لحظه لحظه‌ی عمرم را با یاد خدا گذرانده بودم و
او انگار من را فراموش کرده بود!
گاهی هم که از دستش در می‌رفت و
لب‌هایم را به لبخندی پنهان، مهمان می‌کرد،
لحظه‌ای بعد چنان سختی دادن را از سر می‌گرفت
که شک می‌کردم به وجود شادی‌ که قبلش داشتم... .
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

خورشید بانو:)

1,000
پسندها
125
امتیاز
طراح بازنشسته
مقامدار بازنشسته انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/13
نوشته‌ها
373
مدال‌ها
9
محل سکونت
دربار ملکه
  • نویسنده موضوع
  • #5
می‌گفتند خدا هر کس را که بیشتر دوست داشته باشد، بیشتر امتحانش می‌کند!
به این جمله باور داشتم و نداشتم!
خب سختی هم حدی داشت.
آدمیزاد است دیگر؛
ممکن است خسته شود،
بِبُرَد،
از همه‌ی دنیا و آدم‌هایش بِکَنَد و
به سرمای خاک گور و سنگینی سنگ قبر پناه ببرد!
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

خورشید بانو:)

1,000
پسندها
125
امتیاز
طراح بازنشسته
مقامدار بازنشسته انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/13
نوشته‌ها
373
مدال‌ها
9
محل سکونت
دربار ملکه
  • نویسنده موضوع
  • #6
من در آسودگی‌ام آرامش را آرزو کردم!
در سختی، شادی را خواستم،
در میان اشک‌هایم، رویای خنده دیدم و
هر بار فقط دست به دامن خدا شدم.
کفر نمی‌گویم!
راحتی می‌داد، دوستم داشت،
گاهی طوری هوایم را داشت که باور نمی‌کردم؛ امّا
من دیگر از پا در آمده بودم.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

خورشید بانو:)

1,000
پسندها
125
امتیاز
طراح بازنشسته
مقامدار بازنشسته انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/13
نوشته‌ها
373
مدال‌ها
9
محل سکونت
دربار ملکه
  • نویسنده موضوع
  • #7
دست آخر،
من در تلخ‌ترین شب زندگی‌ام،
در شبی که نه نور ماه بود و
نه ستاره‌ای در آسمان چشمک می‌زد،
در همان لحظه که از تمام عمرم بی‌پناه‌تر بودم،
بزرگ‌ترین خواسته‌ام را از خدا طلب کردم.
من در شب مرگ روحم،
یک معجزه را آرزو کردم!
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

خورشید بانو:)

1,000
پسندها
125
امتیاز
طراح بازنشسته
مقامدار بازنشسته انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/13
نوشته‌ها
373
مدال‌ها
9
محل سکونت
دربار ملکه
  • نویسنده موضوع
  • #8
بعد از تمام راز و نیازم همین شد!
در هر درد و دلم با خدا،
موقع هر دعا،
وقت هر نماز،
من معجزه‌ای از خدا خواستم.
معجزه‌ای آسمانی،
از جنس خودش!
پاک و امن، خوب و بی‌ریا... .
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

خورشید بانو:)

1,000
پسندها
125
امتیاز
طراح بازنشسته
مقامدار بازنشسته انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/13
نوشته‌ها
373
مدال‌ها
9
محل سکونت
دربار ملکه
  • نویسنده موضوع
  • #9
آن‌قدر گفتم و گفتم تا همه آرزویم را فهمیدند!
معجزه، تنها آرزوی من بود.
هر وقت می‌گفتند: آرزو کن،
من فقط معجزه آرزو می‌کردم.
تمام شب و روزم، رویای یک معجزه شده بود.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

خورشید بانو:)

1,000
پسندها
125
امتیاز
طراح بازنشسته
مقامدار بازنشسته انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/13
نوشته‌ها
373
مدال‌ها
9
محل سکونت
دربار ملکه
  • نویسنده موضوع
  • #10
تا این‌که خدا بالاخره به قلبم رحم کرد!
دلش به حال اشک‌هایی که به پای این رویا هدر داده بودم سوخت،
جواب آرزویم را در همان نحس‌ترین شب زندگی‌ام که نه،
امّا سه سال بعد، در حوالی همان شب داد!
خدا سه سال بعد، مهربان‌ترین فرشته‌اش را پیک استجابت دعایم کرد،
و زیباترین معجزه‌اش را
به دست موجودی آسمانی
برایم فرستاد!
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

موضوعات مشابه

پاسخ‌ها
1
بازدیدها
239

به جمع خانواده پاتوق خوش آمدید

بر روی دکمه های زیر کلیک کنید

تمامی موضوعات و پست های مکتوب بیانگر دیدگاه نویسنده است و به هیچ وجه بیانگر دیدگاه مدیریت انجمن نیست.

بالا