تایپ دلنوشته

avin

51
پسندها
27
امتیاز
پاتوق رمانی
پاتوق رمانی
تاریخ ثبت‌نام
2023/09/15
نوشته‌ها
24
مدال‌ها
3
محل سکونت
کتابخانه
وب سایت
forum.patoghroman.top
  • نویسنده موضوع
  • #1
کد دلنوشته:039

نام مجموعه: طیف آبی
نام نویسنده: ترنم واژه ها ترنم واژه ها
ژانر: عاشقانه
مقدمه:
یخ‌بندان و تاریکی همجا را فرا گرفته بود!
خورشید قصد طلوع نداشت... .
باد سرد تنهایی لابه‌لایه موهایم می‌وزید.
با چشمان به اشکی در گوشه‌ای نشسته بودم و به تنهایی خود می‌اندیشیدم؛
ناگهان نور آبی رنگی تابید!
پسرک قد بلندی با چشمان قهوه‌ای نزدیکم آمد!
حال تاریکی رفته بود و همجا را روشنایی آبی گرفت بود.
قطره اشکی که درحال سقوط از چشمم بود را پاک کرد... .
لبخندی به رویم زد و گفت:
- من هستم! با تنهایی خداحافظی کن.
دستانم را میان دست‌های گرمش گرفت!
یخ‌بندان از گرمای وجودش در حال فروپاشی بود.
تو آمدی و من از آن روز تا به امروز دیگر تنهایی را حس نکردم!


 

آخرین ویرایش توسط مدیر:

ترنم واژه ها

15,332
پسندها
136
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
مقامدار امور تخصصی
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
3,783
راه‌حل‌ها
13
مدال‌ها
23
محل سکونت
مشهد
  • مدیر
  • #2
تو آمدی و مانند رنگ آبی عمل کردی!
آرامش را با کلمات به درونم تزریق کردی،
اری، تک به تک کلمات که بر زبان می‌رانی آسوده‌ام می‌کند؛
ماننده آسمان آبی روز که ساعت‌ها می‌شود
خیره‌اش شد و قلب را آرام کرد.
همان آرامشی هستی که اطرافم مدت‌ها دنبال‌اش جست‌جو می‌کردم.
آرامش وجودت را دگر چگونه توصیف کنم؟


 
آخرین ویرایش:
امضا
بگو راز خنده هات چیه...

ترنم واژه ها

15,332
پسندها
136
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
مقامدار امور تخصصی
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
3,783
راه‌حل‌ها
13
مدال‌ها
23
محل سکونت
مشهد
  • مدیر
  • #3
تو بودی من بودم و دریای آبی، که روی‌اش یخ‌بندان پوشانده بود!
یخ‌بندانی درحال فروپاشی... .
نفس‌ات را باز دم بیرون رها کردی و صدایت در گوش‌ام طنین انداخت:
- هرچه شد خوب یا بد به من بگو!
پیش زمین صدایت، صدای ترک خوردن یخ‌ها بود.
گرمای حمایت گونه آوایت انگار بر آن‌ها هم تاثیر گذاشت... .

 
آخرین ویرایش:

ترنم واژه ها

15,332
پسندها
136
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
مقامدار امور تخصصی
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
3,783
راه‌حل‌ها
13
مدال‌ها
23
محل سکونت
مشهد
  • مدیر
  • #4
نگاهم را به موج‌های آبی پی‌درپی که از لابه لای تک‌های پراکنده یخ‌های سفید کدر رنگ با شتاب به بیرون پرتاپ می‌شدند سوق دادم... آن‌قدر ادامه پیدا کرد که دیگر یخی نماند و تنها آرامش تمام‌اش را فرا گرفت!
آری آن یخ‌بندان قلب من بود؛ با گرمای وجود آبی تو یخ‌ها فروپاشیدن.​
 
آخرین ویرایش:

ترنم واژه ها

15,332
پسندها
136
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
مقامدار امور تخصصی
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
3,783
راه‌حل‌ها
13
مدال‌ها
23
محل سکونت
مشهد
  • مدیر
  • #5
میان آسمان آبی و تو، فرقی نیست!
باران را می‌بینی که از آسمان جاریست و اشک‌های مرا پنهان می‌کند؟!
درست مانند تو وقتی اشک‌هایم جاری می‌شود
و بی‌درنگ پاک‌شان می‌کنی مبدا کسی ببینت‌شان؛ شاید هم آن مواقعی که می‌گذاری سرم را روی شانه‌ات بگذارم و پنهان از عالمیان بگریم.
در آخر حس سبک بودن پس از راه رفتن گریستن ساعت‌ها زیر باران را به من القا می‌کنی... .
دقیقا همان حس آرامش!​
 
آخرین ویرایش:

ترنم واژه ها

15,332
پسندها
136
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
مقامدار امور تخصصی
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
3,783
راه‌حل‌ها
13
مدال‌ها
23
محل سکونت
مشهد
  • مدیر
  • #6
خیره‌ی نیلوفرهای آبی می‌شوم که پس از فروپاشی یخ‌بندان پدیدار شده‌اند.
- شباهت میانتان شگفت انگیز است ! نیلوفرها را می‌گویم!
تخس تر از هربار آبی‌رنگ‌ها را که شبیهت می‌نامم می‌گویی:
- نه؛ چیزی شبیه به من نیست!
- شبیه آن‌ها هستی! آن‌ها نیلوفرآبی هستند؛ خاص و کم‌یاب‌تر از شبدر سه برگ. به طور شگفت‌انگیز و معجزه آسا شفا دهنده هرچیزی در تمامی نسل‌های بشریت!
نگاهم را به نیلوفرها سوق می‌دهم. واقعا خیره کننده هستند به اندازه تو!​
 

ترنم واژه ها

15,332
پسندها
136
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
مقامدار امور تخصصی
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
3,783
راه‌حل‌ها
13
مدال‌ها
23
محل سکونت
مشهد
  • مدیر
  • #7
خورشید را بنگر در آسمان آبی درخشان‌تر شده.
گویا هوا از سردی به گرمی سوق پیدا کرده است؛ که این چنین سوزناک بر تن سرد این قلمرو خاکستری می‌تابد.
گرچه تو تسکین بر زمستان و یخ‌های خاکستری این سرزمین کوچک من هستی، که این چنین در هم تاب می‌خورند و فرومی‌ریزند‌.​
 
  • عالیه
واکنش‌ها[ی پسندها]: Red.Rose

ترنم واژه ها

15,332
پسندها
136
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
مقامدار امور تخصصی
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
3,783
راه‌حل‌ها
13
مدال‌ها
23
محل سکونت
مشهد
  • مدیر
  • #8
چه ترکیب منحصربه فردی آسمان آبی درخشان و ابرهای تیره ز هم گسسته و پیچ و تاب زلف تو!
چشم‌انم را برای چندی می‌بندم و گوش بر این سکوت می‌دهم.
صدای طنین چیست؟ که چنان زلزله درجان من است!
چشمانم به دنبال جست‌وجوی تو ست؛گویی این شعرهای دلنشین ز حنجره تو بیرون جستن.
تویی که در همه‌جا این قلمرو کوچک دیده می‌شوی!​
 

ترنم واژه ها

15,332
پسندها
136
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
مقامدار امور تخصصی
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
3,783
راه‌حل‌ها
13
مدال‌ها
23
محل سکونت
مشهد
  • مدیر
  • #9
کاش می‌توانستی از پنجره نگاهم خودت را ببینی؛ که قامتت چگونه رخ نشان می‌دهد.
شانه‌هایت به پهنی آسمان آبی و من ستاره‌ای کوچک و نقره‌ای که خود را می‌خواهم در آسمان جای بدهم؛
از تو طلب یک آغوش هستم، تا مرا گم‌وگور کند میان گرمی خورشید و روشنایی مهتاب ز این سرما و کولاک ها!
 

به جمع خانواده پاتوق خوش آمدید

بر روی دکمه های زیر کلیک کنید

تمامی موضوعات و پست های مکتوب بیانگر دیدگاه نویسنده است و به هیچ وجه بیانگر دیدگاه مدیریت انجمن نیست.

بالا