ترنم واژه ها
15,596
پسندها
پسندها
136
امتیاز
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
مقامدار امور تخصصی
ارسالکنندهی برتر ماه
- نویسنده موضوع
- مدیر
- #1
کد دلنوشته:039
نام مجموعه: طیف آبی
نام نویسنده:
ترنم واژه ها
ژانر: عاشقانه
مقدمه:
یخبندان و تاریکی همجا را فرا گرفته بود!
خورشید قصد طلوع نداشت... .
باد سرد تنهایی لابهلایه موهایم میوزید.
با چشمان به اشکی در گوشهای نشسته بودم و به تنهایی خود میاندیشیدم؛
ناگهان نور آبی رنگی تابید!
پسرک قد بلندی با چشمان قهوهای نزدیکم آمد!
حال تاریکی رفته بود و همجا را روشنایی آبی گرفت بود.
قطره اشکی که درحال سقوط از چشمم بود را پاک کرد... .
لبخندی به رویم زد و گفت:
- من هستم! با تنهایی خداحافظی کن.
دستانم را میان دستهای گرمش گرفت!
یخبندان از گرمای وجودش در حال فروپاشی بود.
تو آمدی و من از آن روز تا به امروز دیگر تنهایی را حس نکردم!
ناظر:
SETI_G
نام مجموعه: طیف آبی
نام نویسنده:
ژانر: عاشقانه
مقدمه:
یخبندان و تاریکی همجا را فرا گرفته بود!
خورشید قصد طلوع نداشت... .
باد سرد تنهایی لابهلایه موهایم میوزید.
با چشمان به اشکی در گوشهای نشسته بودم و به تنهایی خود میاندیشیدم؛
ناگهان نور آبی رنگی تابید!
پسرک قد بلندی با چشمان قهوهای نزدیکم آمد!
حال تاریکی رفته بود و همجا را روشنایی آبی گرفت بود.
قطره اشکی که درحال سقوط از چشمم بود را پاک کرد... .
لبخندی به رویم زد و گفت:
- من هستم! با تنهایی خداحافظی کن.
دستانم را میان دستهای گرمش گرفت!
یخبندان از گرمای وجودش در حال فروپاشی بود.
تو آمدی و من از آن روز تا به امروز دیگر تنهایی را حس نکردم!
ناظر:
آخرین ویرایش توسط مدیر:
نام موضوع : دلنوشته طیف آبی اثر ترنم واژه ها
دسته : دلنوشته کاربران
