نقد رمان بزرگراه شیطان اثر ریحانه اسفندیاری

نقد کاربران

ترنم واژه ها

15,594
پسندها
136
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
مقامدار امور تخصصی
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
3,819
راه‌حل‌ها
13
مدال‌ها
23
محل سکونت
مشهد
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
«به نام خداوند رنگین کمان»
3396


در این تاپیک کاربرانی که مطلب نویسنده را میخوانند
نظرشون رو بیان میکنن.
خواهشمندم قبل هرگونه فرستادن پیام
هم نویسنده هم کاربر این مطلب بخوانید.

🔹1) لطفا جنبه هرگونه نظر داشته باشید.
🔸2) توهین به نویسنده و نوشت ممنوعه.
🔹3) هرگونه پیام متفرقه خود داری کنید.
🔸4) هر پارت نوشت خواندید بهش واکنش بدین.

نام اثر: بزرگراه شیطان
نام نویسنده: ریحانه اسفندیاری ریحانه
لینک اثر: رمان بزرگراه شیاطین اثر ریحانه اسفندیاری

موفق باشید🌹
[مدیریت تالار نقد]​
 

آخرین ویرایش توسط مدیر:
امضا
بگو راز خنده هات چیه... ​

Amiyrez

519
پسندها
125
امتیاز
مدیر بازنشسته
مقامدار بازنشسته انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2023/05/12
نوشته‌ها
116
مدال‌ها
4
سن
23
  • #2
سلام خسته نباشی
تا جایی که بکوب خوندم یه سری نکته دیدم.
از اسم رمان شروع کنیم.
با توجه به تعبیر شیطان و جنبه منفی که القا می‌کرد برداشتی که بهش رسیدم دو ژانر جنایی- تخیلی بود اما ژانر خود رمان برخلاف انتظارم
ژانر پلیسی دقیقا نقطه مقابل جنایی بود! کلیشه‌ای نبود اما خب جزو دسته اسم‌های هم نبود که بگیم تنوع داره یا جدیده…
خلاصه‌ی کوتاه و جمع‌‌وجور شده تا حدودی جذبم کرد، با وجود ایردای درست‌نویسی من با جمله آخرش که با جمله پرستشی کارو بستین خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم، دقیقا کل تعلیق خلاصه بسته به جمله آخر بود.

شروع و عناصر داستان نویسی رو توی یه فرصت بهتر مینویسم موفق باشی
 
امضا
تاریخ میگه پی عدالت نگرد..

رمان جنون هم‌گناه
​

ریحانه اسفندیاری

9,925
پسندها
135
امتیاز
معاونت کل انجمن
پرسنل مدیریت
معاونت کل انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/09
نوشته‌ها
3,034
راه‌حل‌ها
6
مدال‌ها
23
  • مدیرکل
  • #3
سلام خسته نباشی
تا جایی که بکوب خوندم یه سری نکته دیدم.
از اسم رمان شروع کنیم.
با توجه به تعبیر شیطان و جنبه منفی که القا می‌کرد برداشتی که بهش رسیدم دو ژانر جنایی- تخیلی بود اما ژانر خود رمان برخلاف انتظارم
ژانر پلیسی دقیقا نقطه مقابل جنایی بود! کلیشه‌ای نبود اما خب جزو دسته اسم‌های هم نبود که بگیم تنوع داره یا جدیده…
خلاصه‌ی کوتاه و جمع‌‌وجور شده تا حدودی جذبم کرد، با وجود ایردای درست‌نویسی من با جمله آخرش که با جمله پرستشی کارو بستین خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم، دقیقا کل تعلیق خلاصه بسته به جمله آخر بود.

شروع و عناصر داستان نویسی رو توی یه فرصت بهتر مینویسم موفق باشی
Amyrezخیلی ممنون از اینکه وقت گذاشتید.
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: Amiyrez

SILENCER

6,844
پسندها
125
امتیاز
vip انجمن
vip انجمن
کاربر ممتاز
کاربر فعال
تاریخ ثبت‌نام
2022/08/25
نوشته‌ها
559
مدال‌ها
5
  • #4
سلام و عرض ادب؛
موضوع رمان جالب بود و بیشتر قضایا سر مواد و پول بود.
هم توصیف و هم موضوع جذابی داشت.
ولی چند تا نکته وجود داره، اول از خلاصه شروع می‌کنم.
دودهای رقصان دختران را در خود سایه‌وار درفضای زندگی محو می‌کند.
تنها روشنایی طلوع خورشید آن هارا باز میگرداند.
خورشیدی از تبار مرگ یا شاید هم زندگی.
قلم سرنوشت جوهرش رنگ ندارد و چه کسی سرنوشت دختران را رقم میزند؟
نیم‌فاصله و فاصله رعایت نشده و تا حدودی نتونستید توصیف کنید، ویرگول هم همینطور، انگار عجله داشتید.
دودهای رقصان، دخترانِ در خود را سایه‌وار در فضای زندگی محو می‌کند.
تنها روشنایی طلوع خورشید آن‌ها را باز می‌گرداند.
خورشیدی از تبار مرگ، یا شاید هم زندگی.
قلم سرنوشت جوهرش رنگ ندارد؛ پس چه کسی با چه چیزی سرنوشت دختران را رقم می‌زند؟
یکم تغییرات هم در متن به سلیقه خودم دادم.
و در مورد بدنه، جذاب بود و خوب توصیف شده بود. اما تنها ایراد این بود که جای فعل رو عوض می‌کردید.
مثلا بجای اینکه بگید: حمید گوشی را برداشت، می‌گیر حمید برداشت گوشی را.
 

ریحانه اسفندیاری

9,925
پسندها
135
امتیاز
معاونت کل انجمن
پرسنل مدیریت
معاونت کل انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/09
نوشته‌ها
3,034
راه‌حل‌ها
6
مدال‌ها
23
  • مدیرکل
  • #5
سلام و عرض ادب؛
موضوع رمان جالب بود و بیشتر قضایا سر مواد و پول بود.
هم توصیف و هم موضوع جذابی داشت.
ولی چند تا نکته وجود داره، اول از خلاصه شروع می‌کنم.

نیم‌فاصله و فاصله رعایت نشده و تا حدودی نتونستید توصیف کنید، ویرگول هم همینطور، انگار عجله داشتید.

یکم تغییرات هم در متن به سلیقه خودم دادم.
و در مورد بدنه، جذاب بود و خوب توصیف شده بود. اما تنها ایراد این بود که جای فعل رو عوض می‌کردید.
مثلا بجای اینکه بگید: حمید گوشی را برداشت، می‌گیر حمید برداشت گوشی را.
Squidward Tentaclesسلام ممنون از اینکه وقت گذاشتید.
نیم‌فاصله و فاصله رعایت نشده و تا حدودی نتونستید توصیف کنید، ویرگول هم همینطور، انگار عجله داشتید.
این رمان در حقیقت از قبل نوشته بودم و چون کپی کردم بعضی موارد از چشمم دور مونده
و اینکه خب اول اینکه منتظر یه تخریب درست و حسابی بودم فکر نمی‌کردم مخاطب پسند باشه چون تا الان هرچی نوشتم صرفا جهت یادگیری اصول کلی نویسندگی بوده، نه‌تنها قواعدش بلکه نحوه نوشتن یک اثر خوب و تاثیر گذار...
یکم تغییرات هم در متن به سلیقه خودم دادم.
و در مورد بدنه، جذاب بود و خوب توصیف شده بود. اما تنها ایراد این بود که جای فعل رو عوض می‌کردید.
مثلا بجای اینکه بگید: حمید گوشی را برداشت، می‌گیر حمید برداشت گوشی را.
ممنون از توجهتون حتما این موارد رو بررسی می‌کنم.
و خلاصه جدید رو جایگزین می‌کنم.
 
  • قلب
واکنش‌ها[ی پسندها]: SILENCER

SILENCER

6,844
پسندها
125
امتیاز
vip انجمن
vip انجمن
کاربر ممتاز
کاربر فعال
تاریخ ثبت‌نام
2022/08/25
نوشته‌ها
559
مدال‌ها
5
  • #6
سلام ممنون از اینکه وقت گذاشتید.

این رمان در حقیقت از قبل نوشته بودم و چون کپی کردم بعضی موارد از چشمم دور مونده
و اینکه خب اول اینکه منتظر یه تخریب درست و حسابی بودم فکر نمی‌کردم مخاطب پسند باشه چون تا الان هرچی نوشتم صرفا جهت یادگیری اصول کلی نویسندگی بوده، نه‌تنها قواعدش بلکه نحوه نوشتن یک اثر خوب و تاثیر گذار...

ممنون از توجهتون حتما این موارد رو بررسی می‌کنم.
و خلاصه جدید رو جایگزین می‌کنم.
ریحانه‌ پس منتظر یه رمان جدی‌تر و بهترم تا با جان و دل بخونم، قلمتون پایدار
 

ریحانه اسفندیاری

9,925
پسندها
135
امتیاز
معاونت کل انجمن
پرسنل مدیریت
معاونت کل انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/09
نوشته‌ها
3,034
راه‌حل‌ها
6
مدال‌ها
23
  • مدیرکل
  • #7
  • عالیه
واکنش‌ها[ی پسندها]: SILENCER

Amiyrez

519
پسندها
125
امتیاز
مدیر بازنشسته
مقامدار بازنشسته انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2023/05/12
نوشته‌ها
116
مدال‌ها
4
سن
23
  • #8
سلام خسته نباشی
تا جایی که بکوب خوندم یه سری نکته دیدم.
از اسم رمان شروع کنیم.
با توجه به تعبیر شیطان و جنبه منفی که القا می‌کرد برداشتی که بهش رسیدم دو ژانر جنایی- تخیلی بود اما ژانر خود رمان برخلاف انتظارم
ژانر پلیسی دقیقا نقطه مقابل جنایی بود! کلیشه‌ای نبود اما خب جزو دسته اسم‌های هم نبود که بگیم تنوع داره یا جدیده…
خلاصه‌ی کوتاه و جمع‌‌وجور شده تا حدودی جذبم کرد، با وجود ایردای درست‌نویسی من با جمله آخرش که با جمله پرستشی کارو بستین خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم، دقیقا کل تعلیق خلاصه بسته به جمله آخر بود.

شروع و عناصر داستان نویسی رو توی یه فرصت بهتر مینویسم موفق باشی
Amyrezادامه‌ی نقد..
شروع رمان طبق چیزی که انتظار داشتم یه یه دزد و پلیس بازی بود که به نظر خود شخص من در کنار هیجانی که منتقل می‌کرد، کاملا کلیشه‌ای بود!
ببینین شروع رمان تا جایی جذاب بود که کارکتر یه صحنه جدیدی رو تداعی می‌کرد از توصیفات، فضاسازی، انتقال حس، کشمکش‌ها و هرچیزی که باعث جذاب شدن رمان بود بگذریم انصافا من همین الان می‌تونم سه تا رمان با همچین شروعی براتون نام ببرم.
در مرحله اول کلیشه‌ای که وارد کرده بودین به داستان تا حد زیادی برام غیر قابل باور بود.
نکته دوم اینکه باز کردن چنین صحنه فراری درجای خودش یه سیر سریع رو می‌طلبه، اما نه اونقدری که شما از جزئیات واقع بینانه بگذرین.
اونقدری تمام این اتفاقات سریع رخ داد که من هنوز دو خط(مبالغه) نخونده بودم، رسیدم به پارتی که نفهمیده بودم کارکتر اصن چی شد به اینجا رسید؟!
برگردیم به همون اول که من انتظار داشتم کارکتر اصلی تو چنین شرایطی درگیر کشمکش درونی هم بشه، یه انسان در چنین موقعیت استرس بیخ تا بیخ گلوشو میگیره اما بعد ما فقط شاهد رابین هود بازیای دختری بودیم که بدون هیچ منطقی داشت فرار می‌کرد. بدون هیچ کشمکش درونی حتی توصیف درست حسابی از وضعیت و رخدادی که باعث چنین دزد و پلیس بازی شده بود و …
در کل شروع در اوج خودش سیر سریعی داشت و این یه ضعف گنده‌ای رو به وجود اورده بود به اسم عدم پرداخت کافی… .
در ادامه یه پارتی رو داشتیم که اصلا چگونگیش غیرمنطقی بود.
یارو تازه از دست پلیس فرار کرده و الان باید دربه در دنبال سوراخ موش باشه. من نفهمیدم این حس رابین هودیش از کجا منشا میگرفت اما خب حتی اینم جزو کلیشه‌های بود که به مزاجم خوش نیومد.
حتی در رفتنش هم ضعف داشت،
مثلا یهو یه ناجی هم اون وسط با موتور پیدا شد. یعنی کارکتر با خودش نگفت خیابونا دوربین موربین دارن بعد ردمون تو ده دقیقه میزنن؟!
عجیبه که تو یه داستان پلیسی، شما اومدین مهم ترین عنصر(پلیس‌ها) رو یه سیاه لشکر بی‌بنیاد و بدون هیچ قدرتی درنظر گرفتین و کل هیبتشون رو فدای رابین‌هود بازی کارکتر کردین.
با توجه به ژانری که برای رمان توصیف کردین یه ذره قدرنمای بد نمیشد برا داستان.
اصابت گلوله‌ای، چیزی… .
برگردیم به همون ادامه داستان،
راجب معامله‌ و کارتل‌های مواد بیشتر تحقیق کنین، معامله‌ای که توضیح دادین بیشتر مناسب رمان‌های خانم تات شهدوست و پور اصفهانیه… نه دنیای واقعی.
هیچ خریداری نمیاد تو پارتی که فروشنده ترتیب داده گنده بازی دربیار و طرفو زیر سوال ببره.
از همه این‌ها بگذریم یکی درمیون تو پارت‌ها دیالوگ محور دیدم، مونولوگ خوب هم هروقت عشقی بود تک و توک پیدا میشد. با قاطعیت تمام میگم یکی از مهم ترین دلایل سیر سریعتون کمبود مونولوگ بود بخصوص تو شروع رمان.
جمله بندی و جایگاه فعل و فاعل هم که عملا هیچ… فضاسازی مستقیم هم عین مور ریخته بود. شخصیت پردازی هم خیلی جای کار داشت.

این نقد و نظر من بود توی این ده پونزده پارتی که خوندم… برخلاف امیدم اما امیدوارم انتقاد پذیر باشین.. و به کارتون اومده باشه… موفق باشین.
ریحانه اسفندیاری ریحانه
 
آخرین ویرایش:
  • چشمک
واکنش‌ها[ی پسندها]: SILENCER

ریحانه اسفندیاری

9,925
پسندها
135
امتیاز
معاونت کل انجمن
پرسنل مدیریت
معاونت کل انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/09
نوشته‌ها
3,034
راه‌حل‌ها
6
مدال‌ها
23
  • مدیرکل
  • #9
ادامه‌ی نقد..
شروع رمان طبق چیزی که انتظار داشتم یه یه دزد و پلیس بازی بود که به نظر خود شخص من در کنار هیجانی که منتقل می‌کرد، کاملا کلیشه‌ای بود!
ببینین شروع رمان تا جایی جذاب بود که کارکتر یه صحنه جدیدی رو تداعی می‌کرد از توصیفات، فضاسازی، انتقال حس، کشمکش‌ها و هرچیزی که باعث جذاب شدن رمان بود بگذریم انصافا من همین الان می‌تونم سه تا رمان با همچین شروعی براتون نام ببرم.
در مرحله اول کلیشه‌ای که وارد کرده بودین به داستان تا حد زیادی برام غیر قابل باور بود.
نکته دوم اینکه باز کردن چنین صحنه فراری درجای خودش یه سیر سریع رو می‌طلبه، اما نه اونقدری که شما از جزئیات واقع بینانه بگذرین.
اونقدری تمام این اتفاقات سریع رخ داد که من هنوز دو خط(مبالغه) نخونده بودم، رسیدم به پارتی که نفهمیده بودم کارکتر اصن چی شد به اینجا رسید؟!
برگردیم به همون اول که من انتظار داشتم کارکتر اصلی تو چنین شرایطی درگیر کشمکش درونی هم بشه، یه انسان در چنین موقعیت استرس بیخ تا بیخ گلوشو میگیره اما بعد ما فقط شاهد رابین هود بازیای دختری بودیم که بدون هیچ منطقی داشت فرار می‌کرد. بدون هیچ کشمکش درونی حتی توصیف درست حسابی از وضعیت و رخدادی که باعث چنین دزد و پلیس بازی شده بود و …
در کل شروع در اوج خودش سیر سریعی داشت و این یه ضعف گنده‌ای رو به وجود اورده بود به اسم عدم پرداخت کافی… .
در ادامه یه پارتی رو داشتیم که اصلا چگونگیش غیرمنطقی بود.
یارو تازه از دست پلیس فرار کرده و الان باید دربه در دنبال سوراخ موش باشه. من نفهمیدم این حس رابین هودیش از کجا منشا میگرفت اما خب حتی اینم جزو کلیشه‌های بود که به مزاجم خوش نیومد.
حتی در رفتنش هم ضعف داشت،
مثلا یهو یه ناجی هم اون وسط با موتور پیدا شد. یعنی کارکتر با خودش نگفت خیابونا دوربین موربین دارن بعد ردمون تو ده دقیقه میزنن؟!
عجیبه که تو یه داستان پلیسی، شما اومدین مهم ترین عنصر(پلیس‌ها) رو یه سیاه لشکر بی‌بنیاد و بدون هیچ قدرتی درنظر گرفتین و کل هیبتشون رو فدای رابین‌هود بازی کارکتر کردین.
با توجه به ژانری که برای رمان توصیف کردین یه ذره قدرنمای بد نمیشد برا داستان.
اصابت گلوله‌ای، چیزی… .
برگردیم به همون ادامه داستان،
راجب معامله‌ و کارتل‌های مواد بیشتر تحقیق کنین، معامله‌ای که توضیح دادین بیشتر مناسب رمان‌های خانم تات شهدوست و پور اصفهانیه… نه دنیای واقعی.
هیچ خریداری نمیاد تو پارتی که فروشنده ترتیب داده گنده بازی دربیار و طرفو زیر سوال ببره.
از همه این‌ها بگذریم یکی درمیون تو پارت‌ها دیالوگ محور دیدم، مونولوگ خوب هم هروقت عشقی بود تک و توک پیدا میشد. با قاطعیت تمام میگم یکی از مهم ترین دلایل سیر سریعتون کمبود مونولوگ بود بخصوص تو شروع رمان.
جمله بندی و جایگاه فعل و فاعل هم که عملا هیچ… فضاسازی مستقیم هم عین مور ریخته بود. شخصیت پردازی هم خیلی جای کار داشت.

این نقد و نظر من بود توی این ده پونزده پارتی که خوندم… برخلاف امیدم اما امیدوارم انتقاد پذیر باشین.. و به کارتون اومده باشه… موفق باشین.
ریحانه اسفندیاری ریحانه
Amyrezسلام ممنون از اینکه وقت گذاشتید و نقد کردید.
یه توضیح کوتاه مجدد راجب داستان بدم
و اینکه خب اول اینکه منتظر یه تخریب درست و حسابی بودم فکر نمی‌کردم مخاطب پسند باشه چون تا الان هرچی نوشتم صرفا جهت یادگیری اصول کلی نویسندگی بوده، نه‌تنها قواعدش بلکه نحوه نوشتن یک اثر خوب و تاثیر گذار...
همونطور که قبلا هم گفتم این رمان جزء اولین‌ اثرهایی بود که وقتی وارد عرصه نویسندگی شدم نوشتم و از همه نظر سطح رمان چندان خوب نیست چون علمی که از نویسندگی و خلق اثر در این زمان دارم رو اون زمان نداشتم و بیشتر تحت تاثیر فیلم‌های اکشن سعی داشتم ایده پردازی کنم.
 

Amiyrez

519
پسندها
125
امتیاز
مدیر بازنشسته
مقامدار بازنشسته انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2023/05/12
نوشته‌ها
116
مدال‌ها
4
سن
23
  • #10
سلام ممنون از اینکه وقت گذاشتید و نقد کردید.
یه توضیح کوتاه مجدد راجب داستان بدم

همونطور که قبلا هم گفتم این رمان جزء اولین‌ اثرهایی بود که وقتی وارد عرصه نویسندگی شدم نوشتم و از همه نظر سطح رمان چندان خوب نیست چون علمی که از نویسندگی و خلق اثر در این زمان دارم رو اون زمان نداشتم و بیشتر تحت تاثیر فیلم‌های اکشن سعی داشتم ایده پردازی کنم.
ریحانهجا برا ویرایش داره
 

ریحانه اسفندیاری

9,925
پسندها
135
امتیاز
معاونت کل انجمن
پرسنل مدیریت
معاونت کل انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/09
نوشته‌ها
3,034
راه‌حل‌ها
6
مدال‌ها
23
  • مدیرکل
  • #11

به جمع خانواده پاتوق خوش آمدید

بر روی دکمه های زیر کلیک کنید

تمامی موضوعات و پست های مکتوب بیانگر دیدگاه نویسنده است و به هیچ وجه بیانگر دیدگاه مدیریت انجمن نیست.

بالا