نقد آثار نقد رمان به طعم قهوه | فائزه عیسی‌وند

نقد رمان و داستان کوتاه

Vesper

6,317
پسندها
135
امتیاز
معاون بازنشسته
vip انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
1,378
راه‌حل‌ها
6
مدال‌ها
25
محل سکونت
پیشِ قُلی
  • نویسنده موضوع
  • #1
رمان: به طعم قهوه
نویسنده: i_faezeh i_faezeh
منتقد: neda aliari neda aliari
ژانر : عاشقانه، اجتماعی
خلاصه:
رفتن که کارِ سختی نیست
تا دلت بخواد دلیل هست واسه رفتن و پشت سر گذاشتنت
ولی کیه که به این دلایل اهمیت بده؟
من دلم میخواد بمونم کنارت،
اصلا نیاز دارم بمونم.
بمونم و ببینمت،
ببینمت و تحمل کنم،
تحمل کنم و بسازم،
بسازمو تا تهش بمونیم باهم‌.
برای من ،
اول و آخرِ هر چیزی خلاصه میشه تو کنارِ تو بودن...

لینک تاپیک تایپ:
 

Vesper

6,317
پسندها
135
امتیاز
معاون بازنشسته
vip انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
1,378
راه‌حل‌ها
6
مدال‌ها
25
محل سکونت
پیشِ قُلی
  • نویسنده موضوع
  • #2
به نام خدا

نقد رمان به طعم قهوه به قلم فائزه عیسی‌وند

عنوان:
عنوان یکی از مهم ترین ارکان در رمان نویسی است که باید دقت زیادی به آن شود؛ عنوان باید با ژانر و محتوای رمان ارتباط داشته باشد و موضوع با توجه به آن نوشته شود.
باید کوتاه و خلاقانه و دور از کلیشه باشد طوری که در ذهن خواننده ماندگار شود؛ تکراری نباشد و ایده‌ای نو باشد؛ ما سه نوع عنوان داریم.
عنوان ترکیبی: ترکیبی از دو جمله که معنای جدیدی بسازد و اکثرا بیشتر نویسنده‌ها از این نوع عنوان استفاده می‌کنند.
عنوان تک کلمه‌ای: برگرفته از یک کلمه است که اکثرا کم استفاده می‌شود چرا که اصل ماجرا را نشان نمی‌دهد.
عنوان جمله‌ای: عنوان جمله‌ای نیز یعنی نویسنده برای عنوان یک جمله در نظر گرفته باشد که ریسک بالایی دارد و زیاد استفاده نمی‌شود.
عنوان شما (به طعم قهوه)عنوانی ترکیبی بود و از دو جمله طعم+ قهوه تشکیل شده بود طولانی یا تکراری نبود و با ژانر و محتوا هماهنگ بود.
ژانر:
عاشقانه:
ژانر عاشقانه یعنی بیانی از احساسات و عواطف شخصیت داستان به شخص یا عشقی به خانواده در محوریت داستان.
اجتماعی:
در رابطه با موضوعات اجتماع و مشکلات جامعه و در محوریت داستان بیشتر وجه آموزشی داره.
ما در ژانر باید توجه داشته باشیم که آیا محوریت داستان با ژانر همخوانی دارد؟
در صورتی که داستان چند ژانر داشت کدوم ژانر اصلیه و ژانر‌های دیگر خودشون و نشون میدن و چقدر تو نشان دادن احساسات مربوط به ژانر موفق بوده‌ایم.
شما هر دو ژانر را در خلاصه و مقدمه به خوبی نشان داده بودید ولی در داستان محوریت اصلی ژانر اجتماعی بود و ژانر عاشقانه زیاد در الویت نبود و توصیه می‌شود در ادامه بیشتر به این ژانر پر‌و بال دهید.
خلاصه:
خلاصه رمان معرفی کوتاهی از رمان به همراه نقاط کور رمان هست که به خواننده داده میشه تا با خوندنش تصمیم بگیرد رمان را بخواند یا نه.
خلاصه نباید کلیشه‌ای باشد و اندازه آن مناسب، یعنی نه خیلی بلند و نه خیلی کوتاه.
یعنی یک خلاصه باید چهار ویژگی‌های زیر را داشته باشد:
۱- زیاد کوتاه و زیاد بلند نباشد.
۲-کنجکاو کننده باشد.
۳- کل ایده را لو ندهد.
۴- با عنوان، ژانر و داستان ارتباط داشته باشد.
خلاصه شما هماهنگ با ژانر و عنوان بود اما بیشتر حالت مقدمه داشت و اطلاعاتی که باعث کنجکاو کردن خوانده باشد را به شخص نمی‌داد و اگر کمی دقیق‌تر به حس ‌و حال رمان پرداخته شود بهتر است.
مقدمه:
مقدمه نوعی سرآغاز و آمادگی برای رمان احساسات و شخصیت‌های رمان است.
مقدمه شما اندازه مناسبی داشت و هماهنگ با عناصر رمان بود.
شروع:
شروع رمان باید جذب کننده باشد طوری که خواننده را به دنبال خود بکشد و برای ادامه خواندن مشتاق کند؛ کلیشه‌ای نباشد و شروعی متفاوت داشته باشد.
شروع شما تا حدودی کلیشه‌ای بود و تنها برگشت دختری سختی کشیده و مغروری به ایران و نشان میداد که از توصیف احساساتش میشه به این پی برد که گذشته تلخی داشته و نمی‌خواد باهاش روبه‌رو شه و این که آیا این سختی و فرار از چی بوده تا حدودی نکته مثبته اما برای شروع جذب کننده نیست؛ چون این نوع سبک و ایده رو تو خیلی از رمان‌ها میشه دید و برای شروع کمی تغییرات و جاذبه بیشتری لازمه.
زاویه دید:
زاویه دید در داستان نقش به سزایی دارد و سطح قلم نویسنده را نشان میدهد؛ زاویه دید دو نوع است و می‌تواند درونی باشد یا بیرونی؛ و به عنوان اول شخص و سوم شخص و گاهی در گردش بین شخصیت‌های داستان صورت می‌گیرد.
در زاویه دید بیرونی داستان از زاویه دید سوم شخص نقل می‌شود و راوی دانای کل است.
ودر زاویه دید درونی داستان به وسیله شخصیت اصلی و شخصیت فرعی داستان روایت می‌شود و هنگامی که ما داستان را توسط شخصیت اصلی نقل می‌کنیم ماجراها و اتفاقاتی که غیر قابل باور است تا حدودی قابل پذیرش می‌شود.
زاویه دید شما اول شخص است و از زبان شخصیت اصلی رمان نقل میشود و این روند تا آخر داستان ادامه داشت.
ساختمان‌اثر:
ساختمان اثر بهتر است ادبی باشد اما الان و بیشتر نویسنده‌ها از بافت عامیانه برای رمان خود استفاده می‌کنند که طرفدار بسیاری هم دارد و اگر شما از بافت ادبی یا عامیانه استفاده کردید باید تا آخر داستان با این روند پیش روید.
ساختمان اثر شما عامیانه بود و تا آخر ادامه داشت.
صحنه سازی:
صحنه و صحنه پردازی یکی از عناصر مهم داستان نویسی است و صحنه ها نقش مهمی در داستان دارند صحنه پردازی و محلی که داستان در آن مکان اتفاق می‌افتد باید خیلی دقیق و واضح بیان شود؛ شاید به نظر امری ساده بیاید اما ساختن مکان در زمان مناسب برای وقوع اتفاق امری مهم است و به خواننده در تجسم کردن و حس و حال داستان کمک می‌کند.
صحنه‌سازی شما خیلی ضعیف بود و توضیح و بیان مکان‌ها خیلی کم بود و باید بیشتر و به صورت گام به گام بیان میشد.
شخصیت پردازی:
شخصیت پردازی نیز یکی از عناصر مهم و ضروری در داستان است و باید هر شخصیت ویژگی‌های خود را داشته باشد و بتواند حس و حال داستان و شخصیت را به خواننده بدهد.
در داستان شما اطلاعاتی از چهره و شخصیت داستان دیده نمی‌شود و ما فقط یک دختر می‌بینیم که خارج از کشور بوده طراح لباس است و حال برگشته؛ اصلا اطلاعاتی از اخلاق، رفتار، و چهره شخص و دوستان و آشنایان او نداریم.
توصیفات:
توصیف حالات احساسات مکان و چهره نقش مهم و به سزای در داستان دارد و باعث میشود که داستان زیبا‌تر و قابل لمس‌تر باشد؛ یعنی شما اگر بتوانین خیلی خوب احساسات شخصیت و مکانی که در آن قرار دارد را به خوبی شرح و توضیح بدین خواننده خیلی خوب می‌تواند به حس و حال رمان بپردازد و در ذهنش مجسم و ماندگار شه.
در رمان شما هیچ توصیفی از چهره شخص‌های حاضر نبود و اگر هم بود خیلی کم و خلاصه شده بود و توصیف مکان و احساسات شخصیت داستان و به صورت کلی بیان کرده بودین و اگر کمی بیشتر توصیف میشد رمان زیباتری میشد.
دیالوگ ‌و مونولوگ:
مونولوگ گفت و گو؛ وصف درد و دل شخص نسبت به خود بیننده و شنونده است و در مقابل دیالوگ قرار می‌گیرد.
و به نوعی تک‌گویی نیز گفته می‌شود؛ تک‌گویی به چند نوع است و به صورت تک‌گویی ساده، تک‌گویی نمایشی، حدیث نفس و تک‌گویی درونی استفاده می‌شود.
تک‌گویی ساده: در این تک‌گویی مخاطب راوی خواننده است.
تک‌گویی نمایشی: مخاطب راوی شخصیتی در داستان است.
حدیث نفس: هنگامی که راوی از مخاطب خود بی‌خبر است و به صورت غیر مستقیم اطلاعاتی به خواننده می‌دهد.
تک‌گویی درونی: افکاری که در ذهن راوی می‌گذرد و بیان میشود بدون اینکه به زبان بیاورد.
تعداد مونولوگ و دیالوگ باید هماهنگ باشد و در داستان شما هماهنگ بود.
سیر و روند:
سیر و روند داستان نباید خیلی تند و خیلی کند باشد چون باعث خستگی و زدگی خواننده میشود و باید متعادل باشد تا وقت برای وقوع حوادث و درک اتفاقات را در خود جای دهد.
در رمان شما به طور مداوم پرش زمان مشاهده میشد و داستان در حال وقوع اتفاقات گذشته و حال بود و این خوب بود که اطلاعاتی از گذشته شخصیت داستان به خواننده میداد اما کمی روند داستان و تند کرده بود و توصیه میشود بیشتر به توصیفات بپردازید تا رمان زیباتری داشته باشید.
ایده:
ایده داستان باید نو باشد یعنی کلیشه‌ای و تکراری نباشد چرا که خلق یه ایده نو و تک می‌تواند داستانی جذب کننده و متفاوت را برای خواننده بسازد؛ ایده شما خوب بود و کلیشه‌ای محسوب نمیشد اما جای پیشرفت نیز داشت.
سخن آخر:
در داستان به خوبی علائم نگارشی رو رعایت کرده بودین و این سطح قلمتون رو نشون میداد فقط با توجه به توضیحاتم اگر توصیفات رمانتون رو بیشتر کنید و از کلیشه بودن دورش کنید رمانی زیبا و جذب کننده‌ای دارید و باید بگم از خوندنش لذت بردم قلمتون مانا.
 

به جمع خانواده پاتوق خوش آمدید

بر روی دکمه های زیر کلیک کنید

تمامی موضوعات و پست های مکتوب بیانگر دیدگاه نویسنده است و به هیچ وجه بیانگر دیدگاه مدیریت انجمن نیست.

بالا