نقد رمان نمیتونی برگرد اثر ندا
نام:
در نوشتن مهمترین قسمت بعد از ایده انتخاب اسم هست. اسم میتونه کلیشهای یا نو و تازه باشه. اسم نباید تکراری باشه. ما برای انتخاب یک اسم خوب میتونیم از اسمهای ترکیبی یا تکی استفاده کنیم به شرط اینکه کلیشهای نباشه. نکته دومی که باید تو انتخاب اسم دقت کنیم تکراری نبودن اسم است. نکته سومی که تو انتخاب اسم باید بهش دقت بشه طولانی نبودن اسم هست اسم انتخابی باید کوتاه باشه تا در ذهن خواننده بمونه. نکته چهارم اینه که اسم انتخابی باید با ایده، ژانر و تمامی عناصر نوشته در ارتباط باشه. اسم انتخابی شما «نمیتونی برگرد» از ترکیب دو اسم نمیتونی+ برگرد استفاده شده که یک اسم ترکیبی هست اسم انتخابی شما تکراری نبود. طولانی نبود، کلیشهای نبود و با عناصر نوشته هماهنگ بود.
ژانر:
عاشقانه:
این ژانر بیشتر بر بیان احساسات و عواطف بین افراد تمرکز دارد، به طوری که میتوان در لابهلا و بافت داستان ردی از آن دید.
طنز:
این ژانر همانطور که از نامش پیداست بر وقایع و اتفاقات که با هالهای طنز همراه است دلالت دارد و این طنز میتواند خود را به صورت کلکل بین دو شخصیت رمان نشان دهد و یا میتواند به با یک تصادف جنجالی این ژانر را به تصویر بکشد.
پلیسی:
این ژانر شامل مجموعه وقایع و درگیریهای بین مافیا و پلیس است به طوری که شخصیت و یا شخصیتهای اصلی داستان پلیس هستند و در این سری درگیریها پیروز هستند.
شما از این سه ژانر استفاده کرده بودید. وقتی ژانر یا ژانرهایی رو انتخاب میکنید باید از اول تا اخر رمان همون ژانر رو ادامه بدید. ژانر هم مثل اسم باید با تمام عناصر رمان در ارتباط باشه که با همه عناصر در ارتباط بود.
خلاصه:
خواننده با توجه به خلاصه تصمیم میگیره رمان شما رو بخونه یا نه. یه خلاصه نباید زیاد طولانی باشه، کل ایده رو لو نده و در ارتباط با تمام عناصر رمان باشه. خلاصه باید کنجکاو کننده باشه؛ یعنی وقتی خواننده خلاصه رو خوند کنجکاو بشه موضوع چیه و دوست داشته باشه نوشته شما رو بخونه. خلاصه اگه اخرش با یه سوال همراه باشه که ذهن خواننده رو درگیر کنه که به دنبال حواب اون سوال تو رمان بگرده خیلی خوبه. پس به چند نکته باید توجه کرد:
۱. خلاصه نه خیلی کوتاه و نه خیلی بلند باشه. خلاصه شما مناسب بود نه خیلی طولانی و خسته کننده بود نه خیلی کوتاه و کلی.
۲. کنجکاو کننده باشه. خلاصه شما کنجکاو کننده بود.
۳. آخرش با یه سوال کلیدی همراه باشه. خلاصه شما آخرش با یه سوال کلیدی همراه بود.
۴. با عناصر نوشته هماهنگ باشه. خلاصه شما هماهنگ بود.
مقدمه:
خیلیها فکر میکنند که مقدمه برای رمان لازم نیست؛ ولی مقدمه یه جرقه تو ذهن خواننده ایجاد میکنه. مقدمه دو بعد مهم داره:
بعد اول: متن یا شعری که به عنوان مقدمه مینویسید باید با نوشته ارتباط داشته باشه.
بعد دوم: ایده؛ منظورمون این نیست که همه چیز رو توضیح بده باید با ایده مرتبط باشه.
این دو بعد تو مقدمتون وجود داشت.
شروع:
شروع باید جذاب باشه. شروعی که با یکی از ژانرها همراه باشه میتونه مخاطب رو جذب کنه؛ اما شروع متفاوت حرف اول رو میزنه. شروع نباید کلیشهای باشه. شروع شما متفاوت بود و با عناطر دیگه رمان در ارتباط بود.
زاویه دید و بافت: زاویه دید و بافت شاید کم اهمیت باشه؛ ولی سطح قلم شما رو نشون میده.
زاویه دید: زاویه دید رو به دو گروه تقسیم میکنند گروه اول اول شحص مفرد«من» و گروه دوم سوم شخص مفرد«او». زاویه دید اول شخص یعنی راوی شخصیت اصلی رمان هست و زاویه دید سوم شخص مفرد یعنی راوی دانای کل هست. هر زاویه دیدی رو که انتخاب کنیم باید همون رو تا آخر ادامه بدیم، نمیتونیم همش زاویه دید رو تغییر بدیم.
بافت: بافت هم دو نوع داریم بافت عامیانه و بافت ادبی. بافت عامیانه طرفدارای بیشتری نسبت به بافت ادبی داره.
زاویه دید رمان شما اول شخص مفرد بود گاهی به سوم شخص مفرد و شخصیتهای مختلف تغییر میکرد. بافت شما هم عامیانه بود و تا آخر ادامه داشت.
شخصیت پردازی: شخصیتپردازی یکی از عناصر مهم تو رمان هست. شما باید تو ساختن شخصیت رمانتون مهارت لازم رو به دست بیارید. هر شخص باید با شخص دیگه فرق داشته باشه. تو رمان شما چند شخصیت بودند: نفس، آرتا، سلین، ماهی، میلاد، آرمین، غزال، حامد، فرهاد و پدر و مادر نفس و پدر آرتا. زیاد به شخصیت پردازی نپرداخته بودید فقط شخصیت نفس به خوبی مشخص بود که یه دختر شیطونه و فرهاد که یه آدم خودخواه هست زیاد به شحصیت بقیه کارکترها نپرداخته بودید.
توصیفات:
توصیفات به چهار گروه تقسیم میشند: حالات، احساسات، مکان و چهره.
توصیف حالات: به حالتهایی که شخصیت داره پرداخته میشه. این توصیف معمولا موقع مکالمه به کار میره. اگه به این موضوع نپردازید سطح کیفی نوشتتون پایین میاد. تا حدودی تو رمانتون دیده میشد؛ ولی کم بود.
توصیف احساسات: یعنی بگه شخصیت درحال حاظر چه احساسی داره خندش گرفته، دلش گرفته و... .
توصیف مکان: این توصیف نباید به طور کلی انجام بشه و باید گام به گام باشه. تو صیف مکانتون کلی بود و گام به گام نبود.
توصیف چهره: توصیف چهره هم مثل توصیف مکان نباید کلی گفته بشه و باید به صورت گام به گام انجام بشه. توصیف چهرتون هم به صورت گام به گام نبود و کلی بود. بهتر بود که گام به گام باشه.
در کل به توصیفات زیاد نپرداخته بودید و توصیفاتی که بود کلی بود؛ اگه گام به گام انجام میشد رمانتون زیبا تر میشد.
دیالوگ و مونولوگ:
دیالوگ یعنی صحیت کردن دو شخص باهم .
مونولوگ یعنی صحیت کردن شخصیت اول با خودش.
تعداد دیالوگ و مونولوگ باید هماهنگ باشه. تو رمان شما دیالوگ و مونولوگ تا هماهنگ بود.
سیر و روند:
سیر و روند نوشتتون نباید خیلی تند یا خیلی کند باشه هر دو باعث زده شدن خواننده از رمان میشه. اگه تند باشه نشون میده عجله دارید سریع تموم کنید اگه کند باشه هم باعث خسته شدن خواننده میشه. باید تعادل داشته باشید. سیر و روند رمانتون متعادل بود.
علائم نگارشی:
۱.
باید دید که این عشق عظیم به چه راههایی که میکشد و چه اتفاقاتی رقم میزند!؟
باید دید که این عشق عظیم به چه راههایی که میکشد و چه اتفاقاتی رقم میزند؟!
اول علامت تعجب و بعد علامت سوال میاد.
۲.
وای که این دخترا چقدر ترسو بودن؛ آخه افتادن چهارتا پسر مست دنبال ما ترس داره؟... نه والا نداره.
کلمه مست جزو کلمات فیلترنیگ هست و نباید استفاده بشه.
۳.
دیر وقت بود و خیابون خلوت اما نه اینقدر ترسناک که اینا میترسیدن.

دیر وقت بود و خیابون خلوت؛ اما نه اینقدر ترسناک که اینا میترسیدن.

قبل از این کلمات« اما، اگر، بنابراین، زیرا، چون و...» باید نقطه ویرگول«؛» قرار بگیره.
۴.
با چندتا پیک فکر میکردن چه گوهی شدند هه.
کلمه پیک حزو کلمات ممنوعه و فیلترینگ هست. بغل، هرزه و... هم حزو کلمات فیلترینگ هست که شما زیاد استفاده کرده بودید تو رمانتون باید حذف بشن یا با کلمات دیگه حایگزین بشند.
۵.
روای از یه شخصیت عوض میشه میره روی شخصیت دیگه باید این مدلی نوشته بشه :
***
آرتا
۶.
صحبت کردن با وجدان تو رمانتون دیده میشد تو اکثر رمانها صحیت کردن با وحدان هست؛ ولی این کار اشتباهه و حذف بشه بهتره.
ایده:
ایده اولیه و مهمترین بخش رمان هست؛ اگه ایده شما خوب نباشه یا تکراری باشه باعث دلزدگی خواننده میشه. اکثر رمانها از ایدههای تکراری استفاده میکنند. یه خواننده دنبال یه چیز خوب و تازه هست برای جذب خواننده اول از همه باید ایدتون جدید باشه. شما باید اولین نفری باشید که این ایده رو خلق کرده یک ایده تازه و نو خلق کنید حتی یه چیز کوچیک هم باشه بهش پر و بال بدید و تبدیلش کنید به یه ایده جذاب و جدید. ایده نباید کلیشهای یا تکراری باشه. ایده شما کمی کلیشهای بود تو اکثر رمانها شخصیت اصلی یه دختر شیطون هست که سر به سر همه میذاره؛ اما تونسته بودید اتفاقاتی بهش اضافه کنید که کمی از کلیشهای بودن در بیاره ایده رو.
موفق باشید.