نقد آثار نقد رمان شبیخون | فائزه عیسی‌وند

نقد کتاب

arsha.Srmast~

6,998
پسندها
135
امتیاز
سرپرست امور تخصصی و کتاب
مدیر بازنشسته
vip انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
1,372
راه‌حل‌ها
6
مدال‌ها
25
محل سکونت
پیشِ قُلی
  • نویسنده موضوع
  • #1
اسم: شبیخون
نویسنده: i_faezeh i_Faezeh
ژانر: مافیایی، معمایی، عاشقانه
منتقد: neda aliari neda aliari
خلاصه:
تو فکر کن یک داستان متفاوته
پُر از خون، پُر از اسکلت‌هایی که معلوم نیست چطور به قتل رسیدن... .
تو فقط باید حواست باشه وقتی داری از تونل رد میشی قطره‌های خون لباس سفیدت رو لکه‌دار نکنن.
اون تونل خیلی سرد و تاریکه؛ سردسرد، مثل یخ!
تاریک‌ تاریک، مثل قبر... .
و این داستان پایانی بدون شروعه... .

لینک تاپیک تایپ:
 

neda aliari

1,343
پسندها
125
امتیاز
مدیر تالار ادبیات+ ناظر رمان
مدیر تالار
ناظم انجمن
منتقد انجمن
کاربر ممتاز
کاربر فعال
تاریخ ثبت‌نام
2024/04/22
نوشته‌ها
518
مدال‌ها
5
محل سکونت
آذربایجان شرقی
  • #2
°•به‌ نام خدا•°

نقد رمان شبیخون

عنوان:
عنوان یکی از مهم‌ترین ارکان در رمان نویسی است وباید به آن دقت شود.
عنوان باید با ژانر و محتوای رمان ارتباط داشته باشد و موضوع با توجه به آن نوشته شده باشد کلیشه‌ای نباشد و کوتاه و خلاقانه باشد طوری که در ذهن ماندگار شود.
ما سه نوع عنوان داریم:
عنوان تک کلمه‌ای:برگرفته از یک کلمه که اکثرا کم استفاده می‌شود.
عنوان ترکیبی: یعنی ترکیب دوجمله که معنای جدید بسازد.
عنوان جمله‌ای: یعنی عنوان به صورت جمله نوشته شده باشد.
عنوان رمان شبیخون که به معنای حمله غافلگیرانه به دشمن است با خلاصه و ژانر مافیایی هماهنگی داشت؛ عنوانی تکراری یا کلیشه‌ای نبود و مجذوب کننده بود.

خلاصه:
خلاصه رمان معرفی کوتاهی از رمان به همراه نقاط کور رمان هست.
خلاصه باید نه زیاد بلند و نه زیاد کوتاه باشد؛ کلیشه‌ای نباشد و کنجکاو کننده باشد.
طوری که خواننده را به دنبال خود بکشد و کل ایده را لو ندهد.
با عنوان،ژانر و داستان ارتباط داشته باشد.
خلاصه رمان شبیخون اندازه متناسبی داشت به نثر محاوره نوشته شده بود و ایده را لو نمی‌داد اما اطلاعاتی نیز به خواننده نمی‌داد.
ژانرهای انتخاب شده در خلاصه احساس میشد اما نه تا حدی که واضح و مرتبط باشد و بیشتر به خلاصه‌ای با ژانر ترسناک می‌خورد و اگر کمی اطلاعات بیشتری داده میشد بهتر بود.
خلاصه هماهنگ با عنوان و داستان بود.

ژانر:
ژانر رمان:مافیایی،معمایی،عاشقانه بود.
ژانر اصلی رمان مافیایی بود ژانر مافیایی اشاره به خانواده یا شخص های تبهکار،رشوه‌خوار،کلاهبردار و قتل و قاچاق است.
معمایی:حالت مبهم دارد و در پی ماجرا.
عاشقانه نیز معلومه دیگه یعنی عشقی بین پسرو دختر یا خانواده در محوریت داستان.
در داستان شبیخون با توجه به قتل و جنایت های پدر و برادر مدیا و ابهامات اینکه آیا مدیا دختر این خانواده هست یا نه و دلیل نفرت فواد به پدر مدیا ژانر مافیایی و معمایی را نشان می‌دهد.
ژانر های انتخاب شده با داستان همخوانی داشت و ژانری که در محوریت اصلی بود ژانر مافیایی بود اما شروع داستان و محتوای خلاصه بیشتربه ژانر جنایی می‌خورد.
در ادامه ژانرهای دیگر نیز خودشون رو نشان می‌دهند و نویسنده اگر دقت بیشتری به ژانر اصلی داشته باشد در انتخاب ژانر خوب عمل کرده است.

مقدمه:
مقدمه نوعی سرآغاز است و یک آمادگی و سرآغاز برای بیان احساسات رمان، فضا و شخصیت های رمان هست.
مقدمه اندازه متناسبی دارد و زیاد کوتاه نبود و با ژانر و خلاصه ارتباط داشت.

آغاز:
آغاز رمان با یک قتل شروع میشد و بلافاصله به بیست سال بعد و شخصیت اصلی رمان می‌رسد و این نوعی معما هست و خواننده را کنجکاو به ادامه و فهمیدن بقیه داستان می‌کند اما اگر کمی طولانی تر بود و چند نقطه و اتفاق پر ابهام دیگر بهش اضافه میشد جذاب تر بود.

مونولوگ و دیالوگ:
مونولوگ یکی از شگردهای ادبیات داستان است که در آن شخصیت داستان خطاب به داستان، خود،بینندگان و شنوندگان عرضه می‌کند و در برابر دیالوگ قرار می‌گیرد.
دیالوگ گفت و گو درمورد داستان است یعنی همان گفت‌گوهای شخصیت های داستان.
مونولوگ و دیالوگ در داستان متناسب بود و به شخصیت های داستان میخورد و اطلاعات واضحی به مخاطب می‌رساند.

ساختمان اثر:
زاویه دید داستان از زاویه دید درونی است و از زبان شخصیت اصلی داستان دختری به نام مدیا که دختری رنج دیده است و در دست پدری خلافکار و برادری بی‌رحم گیر افتاده و فرار می‌کند زاویه دید تغییر نمی‌کند و به زبان شخصیت اصلی رمان هست.

نثر:
در رمان شبیخون از نثر محاوره استفاده شده است و مونولوگ و دیالوگ ها به نثر محاوره نوشته شده است.

شخصیت پردازی :
شخصیت پردازی شما در ابتدا اصلا واضح نبود و خواننده را دچار سردرگمی میکرد توضیح واضحی درباره شخصیت ها نشده بودو اطلاعات دقیقی به خواننده نمی‌داد.
مثال درباره برادر مدیا توضیحی زیادی نشده بود و شخصیت کمی گنگ بود فریماه بدون توضیحی و اطلاعاتی وارد داستان شد و اصلا معلوم نبود چه کسی هست و ارتباطش با مدیا چیست.
شخصیت فواد پسری مغرور و جدی بود اما این جدیت و غرور در دیالوگ ها و مونولوگ ها زیاد به چشم نمی‌خورد و برای کسی که مدیا را دزدیده بود زیادی کلیشه‌ای بود اگه کمی ترس و هیجان بیشتری به مدیا می‌داد جذاب‌تر می‌شد چون در رمان اصلا مدیا به کسی که دزدیده شده و با تهدید کمک به همکاری می‌کند نمی‌خورد و بیشتر مثل این بود که در جایی مهمان است و همه چی از قبل برایش فراهم شده.
شخصیت پردازی شما ضعیف بود توصیه می‌شود درباره شخصیت ها و اتفاقات بیشتر دقت شود‌.

صحنه‌سازی:
صحنه و صحنه‌سازی یکی از عناصر مهم در داستان نویسی است و نقش به سزایی دارد و ساختن مکان و زمانی که اتفاق می‌افتد امری مهم است.
ساخت مکان ها در ابتدای‌ رمان ضعیف بود و اطلاعات دقیقی که مکان در ذهن تجسم شود نبود و باید کمی دقیق تر توصیف می‌شد.
در پارت‌های اول مدیا درخانه پدریش بود و حال جسمانیش وخیم و چشمانش جایی را نمی‌دید اما این صحنه عوض و مدیا این بار در خانه فریماه بود و این خواننده را دچار سردرگمی و سوال می‌کرد که چطور فرار کرد و چجور وقتی چشمانش جایی را نمی‌دید به خانه فریماه آمد! این قسمت رمان باید دقیق بیان شود تا خواننده دچار سردرگمی نشود.

توصیفات:
۱-مکان
توصیف مکان ها کمی ضعیف و بعضی جاها گنگ و نامفهوم بود اما تا حدودی اطلاعاتی به خواننده می‌رساند اما اگر بیشتر و دقیق تر توضیح داده شود به خوبی میشود در ذهن تصور کرد.
۲- شخصیت
شخصیت ها زیاد توصیف نشده بود و همان طور که گفتم باید دقیق تر بیان و توضیح داده شود تا خواننده با شخصیت ها بهتر آشنا شود.
۳احساسات
احساسات به خوبی بیان شده بود اما در بعضی اتفاقات و مکان ها به درسی استفاده نشده بود و باید کمی دقت شود.

سخن‌آخر:
نویسنده عزیز رمان زیبایی داشتید و از خواندن رمانتان لذت بردم ایرادات نگارشی نداشتید و به خوبی رعایت کرده بودید؛ برایتان آرزوی موفقیت دارم قلمتان مانا🌹
 
امضا
‌ ما را جز خیالی آرام طلبی نیست زِ دنیا ؛ 🗨️🌴

به جمع خانواده پاتوق خوش آمدید

بر روی دکمه های زیر کلیک کنید

تمامی موضوعات و پست های مکتوب بیانگر دیدگاه نویسنده است و به هیچ وجه بیانگر دیدگاه مدیریت انجمن نیست.

بالا