دلنوشته دلنوشته ارمیا به قلم ترنم واژه‌ها

دلنوشته کاربران

ترنم واژه ها

15,596
پسندها
136
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
مقامدار امور تخصصی
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
3,819
راه‌حل‌ها
13
مدال‌ها
23
محل سکونت
مشهد
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
IMG_20230508_101157_630.jpg
کد رمان:029
سطح : برگزیده


نام رمان: ارمیا
نویسنده: ترنم واژه ها ترنم واژه ها (ترنم اکبری)
منتقد اول: ریحانه اسفندیاری ریحانه ( ریحانه اسفندیاری )
طراح: Manel Manel ( مبهم )
ژانر: عاشقانه
ناظر: SETI_G SETI_G
خلاصه:

تو... آری با خود تو هستم ارمیا!
گویی قوطی از مورفینی، که میان رگ‌هایم تزریق شده‌ای و مرا به خنده‌های گاه و بی‌گاه می‌اندازی و در خلسه‌ای بدون دغدغه و فکر، در انتها خوابی، به راحتی حل کردن شکر در چای داغ می‌اندازی.
«ارمیا به معنی آرامش دهنده»

 

آخرین ویرایش توسط مدیر:
امضا
بگو راز خنده هات چیه...

ترنم واژه ها

15,596
پسندها
136
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
مقامدار امور تخصصی
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
3,819
راه‌حل‌ها
13
مدال‌ها
23
محل سکونت
مشهد
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #2
هرگاه که به صورتت نگاه می‌کنم چشمانت مرا به خود جذب می‌کنند؛ نگاهی تیره که بر حصار درختان کاج پرپشتی، درآمده است.
درون آن درختان کاج تیله‌هایی وجود دارد به تاریکی شب و به گرمی روزی کنار ساحل‌های شمال کشور که می‌شود ذوب شد!
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

ترنم واژه ها

15,596
پسندها
136
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
مقامدار امور تخصصی
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
3,819
راه‌حل‌ها
13
مدال‌ها
23
محل سکونت
مشهد
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #3
آن لاخ‌لاخ موهای خرمایی رنگ را می‌بینی، که با ظرافت کنار یکدیگر جا خوش کرده‌اند؟
گاهی هـ*ـوس می‌کنم دستم را لابه‌لایشان فرو کنم و آن پیچ خم را بدرم و بعد با تبسم به آن‌ها که در وزش باد درهم پیچ می‌خورند بنگرم و دوباره با ذوق آن کار را تکرار کنم!
گفت بودم موهایت بوی خوشی دارند؟
خوش بویی به گل‌های شب بو و یاس!
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

ترنم واژه ها

15,596
پسندها
136
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
مقامدار امور تخصصی
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
3,819
راه‌حل‌ها
13
مدال‌ها
23
محل سکونت
مشهد
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #4
صخره‌های سفید مرجانی که در میان امواج گلبهی لبانت گیر کرده‌اند...
هربار که به خنده باز می‌شوند رخ نمایان می‌کنند؛
من تازه می‌توانم بگویم مرجان‌های آن دریا، چقدر زیباست و هرلحظه خواهان آن خنده‌های گاه و بی‌گاه باشم.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

ترنم واژه ها

15,596
پسندها
136
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
مقامدار امور تخصصی
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
3,819
راه‌حل‌ها
13
مدال‌ها
23
محل سکونت
مشهد
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #5
سیبک گلوی‌ات که بالا پایین می‌شود،
هربار خیره می‌شوم به آن‌ها آنقدر که زمان، افسار پاره می‌کند و من در برهوت شمردن نفس‌هایت برای قدردانی از خداوند هستم.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

ترنم واژه ها

15,596
پسندها
136
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
مقامدار امور تخصصی
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
3,819
راه‌حل‌ها
13
مدال‌ها
23
محل سکونت
مشهد
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #6
رگ های دست‌هایت مرا به یاد درختان خشکیده در سرمایه زمستان می‌اندازد؛
هر بار که دستانم را میان آنها می‌گیری گویی سُرب داغ به درونم تزریق می‌کنی، همان‌قدر سوزان!
شاید هم خورشید در تو جاریست که
سعی در ذوب کردن من هم چو یک تیکه یخ را داری.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

ترنم واژه ها

15,596
پسندها
136
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
مقامدار امور تخصصی
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
3,819
راه‌حل‌ها
13
مدال‌ها
23
محل سکونت
مشهد
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #7
گویی مرا به خلسه‌ای به شیرینی مربا می‌اندازد، و آرامش را میان سلول‌های من می‌فرستد؛ آ*غو*شت را می‌گویم!
آندی بعد زمان، به احترام صدای ضربان قلبت که در گوشم می‌پیچد می‌ایستد!
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

ترنم واژه ها

15,596
پسندها
136
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
مقامدار امور تخصصی
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
3,819
راه‌حل‌ها
13
مدال‌ها
23
محل سکونت
مشهد
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #8
آخ از مهربانی‌ات!
که قلبم را سرشار از اکلیلی‌های هفت رنگ رنگین کمانی می‌‌کند.
وقتی با لبخند دست به مروارید های افتاده از چشمانم میکشی، در دلم جوانه‌های گل میزند.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

ترنم واژه ها

15,596
پسندها
136
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
مقامدار امور تخصصی
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
3,819
راه‌حل‌ها
13
مدال‌ها
23
محل سکونت
مشهد
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #9
شنیده‌ای می‌گویند تکیه گاه هم‌چون کوه؟
گویی تو این را در زندگی‌ام ثابت کرده‌ای، تکیه‌گاهی برای هر سختی و ناتوانی! آنقدر که همچون کودکی به سمتت بدوم و پشتت قایم شوم برای پناه بردن!
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

ترنم واژه ها

15,596
پسندها
136
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
مقامدار امور تخصصی
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
3,819
راه‌حل‌ها
13
مدال‌ها
23
محل سکونت
مشهد
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #10
باران را دیده‌ای؟ می‌بارد و غم را می‌برد؟
و آنگاه که زیرش قدم می‌گذاری، آرامش را تسلی خاطرت می‌کند، آرامشی وصف نشدی در عالمی برزخ!
نمی‌دانم چطور می‌توانی آن باران باشی و آرامش را در سلول‌هایم رشد بدهی.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

به جمع خانواده پاتوق خوش آمدید

بر روی دکمه های زیر کلیک کنید

تمامی موضوعات و پست های مکتوب بیانگر دیدگاه نویسنده است و به هیچ وجه بیانگر دیدگاه مدیریت انجمن نیست.

بالا