تو بهترین اتفاقِ زندگی منی
بهترین رفیقمی ، بهترین همدمی
بهترین مرهم واسه تسکین روحمی
دعوا کردن با تو رو ترجیح میدم به شادی پیش بقیه !
حتی وقتی با ابروی درهم کشیده ،
بهم خیره میشی و دوست دارم .
میدونی من معتقدم همیشه چیزای بد با حضور یه آدم خوب قابل تحمل می شن، مثلا فرض کن با اونی که دوسش داری تو ترافیک باشی، یا توی آسانسور گیر کنی، یا مثلا واست غذا درست کنه اما خیلی خوب نشده باشه، یا اصلا بری دنبالش نیم ساعت تو رو معطل کنه، میبینی؟ این چیزا اصلا قابل تحمل نیستن اما اگه اونی که دوسش داری باشه تو واسه هیچ کدوم از اینا هیچ اعتراضی نمی کنی، اصلا آدم تو جهنم باشه اما اونی که دوسش داره کنارش باشه دیگه چیزی نمی خواد..
تو هر چقدر از من دور باشی نزدیک ترین آدم هستی برای من .
دوری خیلی سخت و زجر آوره..
اما عاشق شدن به معنای اعتماد و آسیب پذیر بودنِ
و این حس اعتماد را می شود گفت عشق ؛
زمانی که انس عاشق می شود ،
دست به انجام هرکاری میزند و همه چیز را به جان می خرد . همچو فرهاد کوهکن که به کوه بیستون رفت و طرح رخسار شیرین را هنرمندانه بر صخره کوه کنده کاری کرد و ..
در مقایسه با چنین اعمالی منتظر ماندن چیز زیادی نیست ! آن هم برای تو
تویی که صدایت لالایی شب هایم شد
نبضت آرامش روحم شد
وجودت انگیزه زندگیم شد .
گاهی دلت برای کسی تنگ میشه که تاحالا از نزدیک ندیدیش. بغلش نکردی و عطرشو توی ریههات حبس نکردی. دلت تنگ میشه برای دستایی که تا حالا لمسشون نکردی؛ حتی نمیدونی دستاش گرمه یا سرد. فقط میدونی انگار از بدو تولد میشناسیش و خیلی وقته ندیدیش و دلت حسابی بیقراری میکنه!
تو برای منی،همه ک.س منی!
آنچه خواستم تویی و آنچه دارم تویی
عجیب است که این منم اما من نیستم
من عوض شدم عاشق و دیوانه شدم
یا بهتر است بگویم دیوانه وار عاشق شدم عاشق تویی که تا به امروز گرمی آغوش پر محبتت را نچشیدم و حس نکرده ام اما ساعت ها با این فکر ها... خیال پردازی کرده ام و میکنم و حقیقتش را بگویم با فکر و خیال تو صبحم را آغاز و شبم را به پایان می رسانم میدانی اگر تو نباشی من نیز نیستم زیرا معشوقه ات اگر مجنونش نباشد میمیرد .
پس بمان برایم،که برایت داستانی از جنس عشقی که به تو دارم بگویم!

واکنشها[ی پسندها]: ترنم واژه ها