نقد آثار نقد رمان بیا باهم باشیم | ابان

  • نویسنده موضوع Vesper
  • تاریخ شروع
  • بازدیدها 430
  • پاسخ‌ها 1
  • کاربران تگ شده هیچ
نقد رمان و داستان کوتاه
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

Vesper

6,371
پسندها
135
امتیاز
معاون بازنشسته
vip انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
1,393
راه‌حل‌ها
7
مدال‌ها
24
محل سکونت
پیشِ قُلی
  • نویسنده موضوع
  • #1
3387


نام رمان : بیا باهم باشیم

نویسنده : @Aban

منتقد : ملکه آرامش Mahdiye

ژانر : عاشقانه - معمایی - تراژدی

خلاصه :​
دختری که پدر و مادرش رو از دست میده و با تهمتی که بهش می‌زنن از شهرش فرار می‌کنه و با مردی رو به رو میشه که زخمیِ وحشیِ و درد داره... دختر قصه میشه مرحم درداش اما اتفاقی میوفته که... .


لینک تاپیک تایپ:
 

Vesper

6,371
پسندها
135
امتیاز
معاون بازنشسته
vip انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
1,393
راه‌حل‌ها
7
مدال‌ها
24
محل سکونت
پیشِ قُلی
  • نویسنده موضوع
  • #2
نقد رمان بیا باهم باشیم:
۱. نام:
نام رمان شما ترکیب بود. نام بیا باهم باشیم نه زیاد طولانی بود نه خیلی کوتاه و با ژانر عاشقانه هم‌خوانی داشت؛ ولی آدم رو کنجکاو نمی‌کرد. نام تکرای و کلیشه ای نبود.
۲. ژانر:
ژانر عاشقانه: به ژانر‌هایی می‌گن که توشون از عشق و عاشقی گفته می‌شد.
ژانر معمایی: به ژانری می‌گن که توش یه مسئله‌ای هست به دنبال جوابش هستیم.
ژانر تراژدی: به ژانری می‌گن که توش حوادث و اتفاقات تلخ باشه همون غمگین هست. ژانرها با نام، خلاصه و محتوای رمان هماهنگی داشت.
۳. خلاصه:
خلاصه شما زیاد طولانی نبود. خلاصتون زیادی واضح هست و اصلا خواننده رو کنجکاو به خواندن نمی‌کنه؛ اگه یه کم معمایی می‌کردین خیلی بهتر بود. خلاصه با نام و ژانر تراژدی و محتوا هماهنگی داره.
۴. مقدمه:
رمان شما مقدمه‌ای نداشت باید برای رمانتون یک مقدمه بذارید. مقدمه هم مثل بقیه ارکان وجودش ضروریه.
شروع:
شروع شما کلیشه‌ای بود تو اکثر رمانای تراژدی شروع با ناله و نفرین شروع میشه این کلیشه ای بودن باعث دفع خواننده میشه. شروع شما با ژانر تراژدی هم‌خوانی داره.
۷. زاویه دید و بافت:
زاویه دید: زاویه دید رمان شما اول شخص بود و تا آخر همین روند ادامه داشت.
بافت: بافت رمان شما ادبی بود و تا آخر ادامه داشت.
8. شخصیت پردازی:

تو رمان شما دوتا شخصیت اصلی بود که یکی یه دختر همیشه غمگین و گاهی زبون دراز بود و یه پسر همیشه عصبی. به شخصیت‌های فرعیتون زیاد اشاره ای نکرده بودین شخصیت‌های فرعی رمان شما سودا و پدر و مادرش بودن و پدر و دایی طوفان زیاد به اینکه از نظر اخلاقی چجوری هستند اشاره نکرده بودین.
۹.
۱. نام:
مهم‌ترین قسمت انتخاب اسم رمان هست. اسم‌ها دو نوع هستند یکی کلیشه‌ای (کلیشه یعنی چیزی که بیش از حد تکرار بشه طوری که باعث دلزدگی بشم) دومی هم تازه و نو هست. اسم‌ها نباید تکراری باشند. ما برای یک اسم خوب می‌تونیم از اسم‌های ترکیبی استفاده کنیم به شرط اینکه اسم تکراری نباشه. نام رمان شما ترکیب بود. نام بیا باهم باشیم نه زیاد طولانی بود نه خیلی کوتاه و با ژانر عاشقانه هم‌خوانی داشت؛ ولی آدم رو کنجکاو نمی‌کرد.
۲. ژانر:
ژانر عاشقانه: به ژانر‌هایی می‌گن که توشون از عشق و عاشقی گفته می‌شد.
ژانر معمایی: به ژانری می‌گن که توش یه مسئله‌ای هست که به دنبال جوابش هستیم.
ژانر تراژدی: به ژانری می‌گن که توش حوادث و اتفاقات تلخ باشه همون غمگین هست. ژانرها با نام، خلاصه و محتوای رمان هماهنگی داشت.
۳. خلاصه:
بعد از نام خلاصه یکی از مهم‌ترین بخش‌های تو رمان نویسی هست؛ چون خواننده با توجه به نام و خلاصه تصمیم می‌گیره که اون رمان رو بخونه یا نه. سه خلاصه نباید زیاد طولانی باشه یا کل ایده رو لو بده و نه بدون ارتباط با ایده، نام، ژانر و محتوای رمان باشه. خلاصه هم مثل نام باید خواننده رو کنجکاو به خواندن رمان کنه. اگه تو آخر خلاصه از سوالی استفاده کنیم که ذهن خواننده رو به چالش بکشه توی جذب مخاطب کمک زیادی می‌تونه بکنه. خلاصه شما زیاد طولانی نبود. خلاصتون زیادی واضح هست و اصلا خواننده رو کنجکاو به خواندن نمی‌کنه؛ اگه یه کم معمایی می‌کردین خیلی بهتر بود با استفاده از نکاتی که گفتم می‌تونید خلاصتون رو بهتر کنید. خلاصه با نام و ژانر تراژدی و محتوا هماهنگی داره.
۴. مقدمه:
خیلی‌ها فکر می‌کنند که مقدمه برای رمان لازم نیست؛ ولی مقدمه یه جرقه تو ذهن خواننده ایجاد می‌کنه. مقدمه دو بعد مهم داره: ۱. متن یا شهر انتخابی با محتوا هماهنگی داشته باشه.‌ ۲. ایده رو لو نده و مرتبط با ایده باشه. رمان شما مقدمه‌ای نداشت باید برای رمانتون یک مقدمه بذارید.
۵. جلد:
چون جلدی نداشتید نمی‌تونم نقدش کنم.
۶. شروع:
شروع رمان نباید کلیشه‌ای باشه. شروع هم یکی از بخش‌های مهم تو رمان نویسی هست؛ اگه شروع شما خوب نباشه خواننده رمانتون رو ادامه نمیده و ول می‌کنه. شروع شما کلیشه‌ای بود تو اکثر رمانای تراژدی شروع با ناله و نفرین شروع میشه. شروع شما با ژانر تراژدی هم‌خوانی داره.
۷. زاویه دید و بافت:
زاویه دید و بافت شاید کم اهمیت باشن؛ ولی سطح قلم شما رو نشون میده.
زاویه دید: زاویه دید به دو گروه تقسیم میشه گروه اول زاویه دید اول شخص مفرد (یعنی من ) هست و گروه دوم زاویه دید سوم شخص مفرد( یعنی او ) هست. تو زاویه دید اول شخص مفرد راوی شخصیت اصلی روانه و تو زاویه دید سوم شخص دانای کل زاویه (من شنیدم یه زاویه دید دیگه ای هم هست ولی از اون اطلاعی ندارم طبق آموزش‌هایی که دیدم اونی که بهم آموزش داده گفته دو نوع زاویه دید داریم). برای انتخاب زاویه دید تعداد شخصیت‌ها رو نگاه می‌کنیم اگه کم باشه زاویه دید اول شخص و اگه زیاد باشه سوم شخص رو استفاده می‌کنیم. بیشتر از زاویه دید اول شخص استفاده میشه. هر زاویه دیدی رو انتخاب می کنیم باید تا آخر همون رو ادامه بدیم. زاویه دید رمان شما هم اول شخص بود و تا آخر همین روند ادامه داشت.
بافت:
بافت هم دو نوع داریم یکی عامیانه و یکی دیگه ادبی. بیشتر از بافت عامیانه استفاده می‌شده. بافت هم مثل زاویه دید فقط میشه از یک نوعش استفاده کرد نمیشه نصف از عامیانه و نصف از ادبی استفاده کرد. بافت رمان شما ادبی بود و تا آخر ادامه داشت.
۸. شخصیت پردازی:
شخصیت پردازی یکی از عناصر مهم تو رمان نویسیه؛ شما باید تو ساختن شخصیت مهارت لازم رو داشته باشید. شخصیت‌ها نباید شبیه هم باشند. تو رمان شما دوتا شخصیت اصلی بود که یکی یه دختر همیشه غمگین و گاهی زبون دراز بود و یه پسر همیشه عصبی. به شخصیت‌های فرعیتون زیاد اشاره ای نکرده بودین شخصیت‌های فرعی رمان شما سودا و پدر و مادرش بودن و پدر و دایی طوفان زیاد به اینکه از نظر اخلاقی چجوری هستند اشاره نکرده بودین.
۹. توصیفات:
ما چهارتا توصیف داریم تو رمان نویسی. ۱.حالات. ۲. احساسات. ۳. مکان و چهره.
توصیف حالات:
به حالت‌هایی که شخصیت انجام میده میگن که تو رمان شما ازش کم استفاده شده بود.
توصیف احساسات: به احساسات شخصیت‌ها اشاره می‌کنه تو رمان شما از این توصیف یه کم بیشتر از توصیف حالات استفاده شده بود.
توصیف مکان: به مکان‌هایی که شخصیت می‌ره میگن. این توصیف یک توصیف ضروری تو رمان نویسیه که حتما باید انجام بشه نباید سریع و با عجله از این قسمت رد شد؛ بلکه باید به صورت پله‌پله و مرحله مرحله این قسمت رو توضیح داد مثلاً:
وقتی از پله‌های مارپیچی پایین اومدم به سمت میل‌های طوسی توی سالن رفتم درحال نشستن بودم که چشمم به لوستر بزرگ و زیبای رو سقف افتاد. خیلی کم استفاده کرده بودید از این توصیف.
توصیف چهره:
این توصیف هم مثل توصیف مکان باید به صورت مرحله مرحله انجام بشه مثل:
چشم از چشمای آبی تیله‌ایش گرفتم و به ل*ب‌های قلوه‌ایش نگاه کردم.
شما زیاد از توصیفات استفاده نکرده بودید.
۱۰. دیالوگ و مونولوگ:
تعداد مونولوگ و دیالوگ تو رمان شما مناسب بود.
۱۱. سیر و روند:
سیر رمان شما تند بود پرش زیاد داشت گیج کننده بودتو یه پارت. خاطرات داداش و پدرش رو تعریف می‌کرد تو پات بعدی یه چیز دیگه رو تعریف می‌کرد.
۱۲. علائم نگارشی:
پست اول:
۱. شانه هایش بالا پرید، و غلطه شانه‌هایش بالا پرید و دررسسته وقتی از (واو) استفاده می‌کنید احتیاجی به ویرگول (،) نیست.
۲. همینطور غلط هست همین‌طور درسته همین رو باید به وسیله نیم فاصله از طور جداگانه می‌کردیم.
۳. برق‌ ها غلطه برق‌ها درسته (تو اکثر پارتا نیم فاصله رو رعایت نکردین بخاطر اینکه زیاد نشه فقط تعدادی از اونا رو آوردم).
۴.گریه کنان خدا رو صدا زدم "خدا" لنگ لنگان غلطه مونولوگ و دیالوگ رو باهماوردید باید حداقل باشن از هم گریه کنان خدا رو صدا زدم:
_خدا!
لنگ لنگان درسته.
۵. جمله قبلی که تو اشتباه چهارمتون بود رو از حمله بعدیش فاصله دادین کنه نباید فاصله بدید مونولوگ ها پشت سر هم میان.
۶. ذهنش به روزهای نسبتا دوری می‌رفت... غلطه آخرش باید یه نقطه با فاصله کامل بذارید به این صورت: ذهنش به روز های نسبتا دوری می‌رفت... . این مورد رو که بعد از سه نقطه جمله رو همینجوری رها کردید تو اکثر پارتا بود که نمی‌گم دیگه ولی باید اصلاح بشه.
پست دوم:
۱. _ هان چیه بیشعو غلطه _ هان .یه بیشعو... . درسته.
۲. _ااا غلطه باید بگید کشیده گفتم ا.
۳. برای مکالمه نباید همش اسم شخصیت‌ها رو بیارید شما باید قلمتون اینقدر خوب باشه که بدون اینکه بگید کدوم شخصیت چی گفته مخاطب خودش متوجه بشه.
پست سوم:
۱. قبل از اما،ولی، اگر، پس،سپس و... باید از نقطه ویرگول (؛) استفاده کنید اگه استفاده نکردین تو تمام پارتا.
پست هفت:
۱. وقتی شخصیت عوض میشه باید اول سه ستاره بذارید و بعد اسم شخصیت رو بیارید تو این پارت شخصیت از طوفان پرید رو مهدخت ولی شما هیچی نگفتید باید اینجوری می نوشتید:
***
مهدخت
ادامه داستان.
پست نه:
تعداد خطوط رمان کمه اگه با سیستم هستید باید تعداد خطوط بین ۲۰ تا ۴۰ خط و اگه با گوشی هستید بین ۴۰ تا ۶۰ خط باشه.
پست ده:
تو این پست پرش زمانی اتفاق افتاده که شما باید اول سه ستاره می‌آوردید و بعد می‌گفتید به چند وقت قبل رفتید.
اکثر غلط‌ها همینایی بود که گفتم تو بیشتر پارتا تکرار شده بود که من فقط چندتاش رو برای نمونه آوردم.
۱۳. ایده:
ایده رمان شما تکراری بود تو اکثر رمان های عاشقانه یه پسر خیلی غد و عصبی هست که یه دختر ساده میاد مسیر زندگیش رو عوض می‌کنه.
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

به جمع خانواده پاتوق خوش آمدید

بر روی دکمه های زیر کلیک کنید

تمامی موضوعات و پست های مکتوب بیانگر دیدگاه نویسنده است و به هیچ وجه بیانگر دیدگاه مدیریت انجمن نیست.

بالا