در این لحظه از زاویه دید اسکوت به یک نتیجه گیری پیچیده و در عین حال صادقانه می رسیم. همه حتی همسایگان نژادپرست ویژگی های خوب و بد دارند و ناعدالتی متاسفانه بخشی جدانشدنی از سیستم است. درست است که این پایان خوشایندی نیست اما در هر صورت تمام سوالات پاسخ داده شده است و خواننده می داند که باید کتاب را کنار بگذارد.
گره گشایی: برای پایان داستان چه چیزی عادی و نرمال است؟ چه چیزهایی با گذشت اتفاقات داستان تغییر یافته است؟ اگر در حال نوشتن یک سری مجموعه کتاب هستید این بخش در واقع مقدمه چینی برای کتاب بعدی است.
واقعه اوج گیرنده: چه چیزهایی در خطر است؟ اگر قهرمان داستان شکست بخورد چه نتیجه ای در بردارد. اگر قادر به پاسخ دادن نیستید خواننده شما هم نخواهد توانست به این سوال پاسخ دهد. می توانید لیستی از مسائل و سوالاتی که در این قسمت ایجاد کرده اید تهیه کنید.
اوج داستان: این قسمت باید از نظر احساسی نتیجه تمام مواردی باشد که در قسمت های قبلی ایجاد کرده اید. اگر تهدید جدی در کار نباشد برای خواننده هم اهمیتی نخواهد داشت. این اوج باید مهم باشد.
واقعه فرود آینده: چه چیزی باقی مانده است؟ لیستی که قبلا تهیه کردید را مرور کنید. می توانید بعضی مسائل را بدون پاسخ بگذارید اما باید دلیل داشته باشد. خواننده شما نباید احساس کند که بعضی سوالات را فراموش کرده اید. اگر کنش نزولی را درست پی ریزی کرده باشید نتیجه گیری شما هم به راحتی انجام می شود.