نقد آثار نقد رمان "گره‌ای در مغز ما" | ریحانه اسفندیاری

  • نویسنده موضوع Haurvatat
  • تاریخ شروع
  • بازدیدها 234
  • پاسخ‌ها 1
  • کاربران تگ شده هیچ
نقد رمان و داستان کوتاه
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

Haurvatat

574
پسندها
125
امتیاز
منتقد بازنشسته
مقامدار بازنشسته انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/16
نوشته‌ها
180
راه‌حل‌ها
1
مدال‌ها
4
محل سکونت
Esf
  • نویسنده موضوع
  • #1
عنوان: گره‌ای در مغز ما
نویسنده: ریحانه اسفندیاری ریحانه
منتقد: Haurvatat Haurvatat
ژانر: طنز.تخیلی
خلاصه:
جهان می‌زند و دیوانگان نیز می‌رقصند، جهل می‌خواند و بی‌خیالی ساز می‌زند!
سه‌ دیوانه‌ی داستان جام پر می‌کنند و دیگران می‌نوشند قدم در هرکجا بگذارند؛ خرابه‌ای نیز می‌سازند، جنون در مغزشان گل می‌دهد امّا این گل‌ها چه میوه‌ای قرار است بدهند و شاهکار‌های سه‌ دیوانه را، چه کسی می‌پوشاند؟ آن سه دیوانه چه بلایی برسر موجودات عجیب‌الخلقه می‌آورند؟

لینک اثر:
 

امضا
با کفشای من بیا تا فقط ببینی !♫! !♫! چه جوریه که مثل من باشی !♫! !♫! من تو میشم،!♫! !♫!بیا کفشامونو عوض کنیم
راه‌حل
نقد رمان کره‌ای در مغز ما:
عنوان:
عنوان رمان، نام ترکیبی و متشکل از کلمات ساده‌ای همچون «گره» «مغز» و «ما» است.
عنوان نو و به دور از کلیشه ها است.
گرچه کلمات تشکیل دهنده ساده و ابتدایی هستن ولیکن ترکیب جذاب «گره‌ای در مغز ما» را خلق کردند.
عنوان و ژانر ها ارتباط ضعیفی دارند و به سختی می‌توان با ژانرها مرتبطش کرد.

ژانرها:
ژانر قالب بر رمان تخیلی می‌باشد و رگه های از طنز هم در رمان دیده می‌شود.
ساختمان اصلی رمان با ژانر قالب و ژانر طنز همخوانی دارد ولیکن در پوشش مقدمه و خلاصه داستان ضعیف عمل کرده و گاها ژانر طنز ناپدید میشود و ژانر قالب نیز کمرنگ.

خلاصه:
خلاصه رمان باید گنگ باشد و در عین حال اطلاعاتی از رمان را به خواننده بدهد.
در بخش ابتدای خلاصه رمان « جهان می‌زند و دیوانگان نیز می‌رقصند، جهل...

Haurvatat

574
پسندها
125
امتیاز
منتقد بازنشسته
مقامدار بازنشسته انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/16
نوشته‌ها
180
راه‌حل‌ها
1
مدال‌ها
4
محل سکونت
Esf
  • نویسنده موضوع
  • #2
نقد رمان کره‌ای در مغز ما:
عنوان:
عنوان رمان، نام ترکیبی و متشکل از کلمات ساده‌ای همچون «گره» «مغز» و «ما» است.
عنوان نو و به دور از کلیشه ها است.
گرچه کلمات تشکیل دهنده ساده و ابتدایی هستن ولیکن ترکیب جذاب «گره‌ای در مغز ما» را خلق کردند.
عنوان و ژانر ها ارتباط ضعیفی دارند و به سختی می‌توان با ژانرها مرتبطش کرد.

ژانرها:
ژانر قالب بر رمان تخیلی می‌باشد و رگه های از طنز هم در رمان دیده می‌شود.
ساختمان اصلی رمان با ژانر قالب و ژانر طنز همخوانی دارد ولیکن در پوشش مقدمه و خلاصه داستان ضعیف عمل کرده و گاها ژانر طنز ناپدید میشود و ژانر قالب نیز کمرنگ.

خلاصه:
خلاصه رمان باید گنگ باشد و در عین حال اطلاعاتی از رمان را به خواننده بدهد.
در بخش ابتدای خلاصه رمان « جهان می‌زند و دیوانگان نیز می‌رقصند، جهل می‌خواند و بی‌خیالی ساز می‌زند!»
واژه ها کاملا گنگ بیان شده و ذهن خواننده را به بازی میگیرد.
در بخش دوم خلاصه رمان« سه‌ دیوانه‌ی داستان جام پر می‌کنند و دیگران می‌نوشند قدم در هرکجا بگذارند ...»
ما شاهد اطلاعات اندکی هستیم که باز هم با واژه های گنگ بیان شده‌ است.
بنابر گفته های بالا نسبت واژه های گنگ بیشتر از اطلاعات داده شده است و انتظار می‌رود تا تعداد میان این دو برقرار شود.
نویسنده عزیز پیشنهاد میشود خلاصه را باز یا با علامت سوال تمام نکنید؛چرا که از کیفیت رمان میکاهد.

مقدمه:
گرچه مقدمه جذاب و گنگ بود و ذهن خواننده را به بازی می‌گرفت، ولیکن نسبتا کوتاه بود و با پارت آغازین رمان ترکیب شده و باعث گیج شدن مخاطب میشود.
همچنین گرچه بارها نویسنده کلمه «تخیل» را به بازی گرفته ولیکن نتوانسته ژانرها را در مقدمه به نمایش درآورد.
نه تنها ژانر ها بلکه مقدمه ربط چندانی با متن رمان ندارد.

آغاز:
رمان با منتظر موندن بچه ها برای گرفتن ورقه های امتحانی آغاز میشود.
آغازی کاملا کلیشه‌ای و خسته کننده که نه تنها خواننده را به ادامه دادن رمان جذب نمی‌کند بلکه مخاطب را از خواندن آن باز می دارد.
آغاز رمان باید متناسب با حال و هوای حداقل یکی از ژانرها باشد اما در اینجا میبینیم که آغاز هیچکدام از ژانر ها را پوشش نداده و نویسنده در این قسمت نیز ضعیف عمل کرده است.

سیر:
سیر رمان گاهی تند و گیج کننده و گاهی کند و خسته کننده بود. در نتیجه سیر رمان تا متعادل بود و جای پیشرفت داشت.

زاویه دید:
زاویه دید در تمام طول رمان اول شخص است.
نویسنده توانسته به خوبی با این زاویه دید با ذهن مخاطب ارتباط بگیرد.

نثر:
نثر رمان عامیانه است، ژانرها را به خوبی پوشش داده و میتواند خواننده را جذب کند.

شخصیت پردازی:
شخصیت‌ها‌ی داستان، متشکل از مجموعه‌ای همگانی با انواع و اقسام ترکیب اخلاقی و رفتاری رقم خورده‌است. همان‌قدر بکر و ناب و رقم خورده از خلاقیت نویسنده.

پیرنگ:
حقیقتاً داستان گاهاً از خط اصلی‌اش خارج می‌شد و اتفاقات بیهوده‌ای می‌افتاد که به نظر نمی‌رسید حذف آن‌ها به پیرنگ لطمه بزند. این اتفاقات بیهوده خارج از خط داستانی بودند.

دیالوگ و مونولوگ:
نسبت حجم دیالوگ ها و مونولوگ ها متعادل است.
دیالوگ‌های شخصیت‌ها متناسب با شان اجتماعی آن‌ها بود.
دیالوگ ها اطلاعات خوبی به مخاطب منتقل می‌کردند و مطابقت زمانی و مکانی دارند.

صحنه پردازی:
توصیفات صحنه متناسب با واقعیت است و آکسیون و محیط رمان را نشان می‌دهد.
کارکترها به خوبی در آن مکان ایفای نقش می‌کنند همچنین
با توجه به صحنه رفتار و ‌حرکات اشخاص رمان هم‌خوانی دارد.
ولیکن نویسنده با ذکر مسائلی فضا را به طور مطلوبی پردازش کردند. به طوری که این اصل هم ماندگار واقع میشد. اگرچه بهتر است در مواقعی صحنه‌پردازی قوت و جان بیشتری بگیرد تا مخاطب همه چیز را در کمال و تمام درک کند.
در نهایت نویسنده در این بعد هم موفق بودند.

ایده و پردازش:
ما در دنیای بزرگی زندگی میکنیم و هنوز چیزهای زیادی برای کشف کردن پیش رو داریم.
سه دختر که پا به دنیای ماورا میگدارند و آماده می‌شوند تا بخشی از این کشف نشده ها را بیابند.
ایده نو و به دور از اتفاقات
کلیشه‌ای است.
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

به جمع خانواده پاتوق خوش آمدید

بر روی دکمه های زیر کلیک کنید

تمامی موضوعات و پست های مکتوب بیانگر دیدگاه نویسنده است و به هیچ وجه بیانگر دیدگاه مدیریت انجمن نیست.

بالا