نقد آثار نقد رمان "جهنم در خون" | ریحانه اسفندیاری

  • نویسنده موضوع Vesper
  • تاریخ شروع
  • بازدیدها 219
  • پاسخ‌ها 1
  • کاربران تگ شده هیچ
نقد رمان و داستان کوتاه
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

Vesper

6,371
پسندها
135
امتیاز
معاون بازنشسته
vip انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
1,393
راه‌حل‌ها
7
مدال‌ها
24
محل سکونت
پیشِ قُلی
  • نویسنده موضوع
  • #1
به نام خدا

نقد رمان جهنم در خون اثر ریحانه اسفندیاری( کلیک کنید )

نویسنده : ریحانه اسفندیاری ریحانه

منتقد: MOON محسا

ژانر: تخیلی

خلاصه :

نعره‌های زندانیان دیوارهای سلولش را لرزاند؛ گوش‌هایش را گرفت و ناله‌های بی‌صدایش را سر داد. چرا تمام نمی‌شد؟ گویی عالمیان از لال بودنش لذت می‌بردند. چه باید کرد؟ چگونه باید خود را از بند قلب‌های سنگی رها کرد؟ گمان می‌کند که این موجودات با تماشای زجر کشیدنش جانی دوباره خواهند گرفت!
تصمیم خود را می‌گیرد؛ آری! جای او در میان ظلمات نیست، قلب او از نور است و این زندان از سیاهی شب...!
 

راه‌حل
عنوان:
عنوان انتخابی«جهنم در خون» با این‌که نسبتاً بلند است اما از جذابیت قابل قبولی برخوردار است و به‌علاوه عنوانی کلیشه‌ای نخواهد بود. کنجکاو کننده بودن، سهولت خوانش و ارتباط با ژانر از نکات مثبت این عنوان است همچنین عنوان ارتباط نسبتاً خوبی با بدنه اصلی دارد.
ژانر:
ژانر «تخیلی و ترسناک» در متن اصلی رمان دیده می‌شد و تقریباً می‌توان گفت درصد نفوذ این دو ژانر در متن اصلی یکسان است و هم‌پای هم پیش می‌روند بنابراین به نویسنده عزیز پیشنهاد می‌شود ژانر «ترسناک» را در نظر بگیرد.
خلاصه:
خلاصه روان و ساده بود اما ابهاماتی ایجاد می‌کرد که موجب جذابیت بیشتر آن می‌شد. خلاصه ازگنگی قابل قبولی برخوردار بود و از جملات سوالی استفاده شده بود. خلاصه به ما می‌گوید که رمان پیرامون زندگی شخصی است که مورد ظلم قرار گرفته.
مقدمه:...​

MOON

314
پسندها
75
امتیاز
مدیر بازنشسته
مدیر بازنشسته
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/23
نوشته‌ها
193
راه‌حل‌ها
3
مدال‌ها
7
  • #2
عنوان:
عنوان انتخابی«جهنم در خون» با این‌که نسبتاً بلند است اما از جذابیت قابل قبولی برخوردار است و به‌علاوه عنوانی کلیشه‌ای نخواهد بود. کنجکاو کننده بودن، سهولت خوانش و ارتباط با ژانر از نکات مثبت این عنوان است همچنین عنوان ارتباط نسبتاً خوبی با بدنه اصلی دارد.
ژانر:
ژانر «تخیلی و ترسناک» در متن اصلی رمان دیده می‌شد و تقریباً می‌توان گفت درصد نفوذ این دو ژانر در متن اصلی یکسان است و هم‌پای هم پیش می‌روند بنابراین به نویسنده عزیز پیشنهاد می‌شود ژانر «ترسناک» را در نظر بگیرد.
خلاصه:
خلاصه روان و ساده بود اما ابهاماتی ایجاد می‌کرد که موجب جذابیت بیشتر آن می‌شد. خلاصه ازگنگی قابل قبولی برخوردار بود و از جملات سوالی استفاده شده بود. خلاصه به ما می‌گوید که رمان پیرامون زندگی شخصی است که مورد ظلم قرار گرفته.
مقدمه:
مقدمه زیاد کنجکاو کننده بود و برای مخاطب جذابیت خوبی داشت اما بسیار کوتاه بود و با ژانر انتخابی نویسنده که «تخیلی» است ارتباطی نداشت، در این مقدمه صحبت از محبت بود بنابراین می‌توانست با ژانر «تراژدی» یا «عاشقانه» مرتبط باشد در ضمن ارتباط زیادی هم با بدنه‌ی اصلی نداشت. پیشنهاد می‌شود نویسنده عزیز مقدمه مناسب‌تری با توجه به اصل رمان و ژانر آن انتخاب کند.
آغاز:
آغاز رمان به دور از کلیشه، تا حدودی جذاب و در ارتباط با ژانر بود.
سیر:
سیر رمان نه کند و خسته‌کننده بود و نه بسیار تند و گیج کننده؛ رخدادهای مهم رمان ذره ذره به متن القا می‌شدند و رمان دچار روزمرگی نمی‌شد.
شخصیت پردازی:
شخصیت پردازی داستان بسیار عالی بود. شخصیت اصلی رمان دختری به نام «فانوشا» بود. شخصیت اصلی خیلی بیشتر از شخصیت‌های فرعی به مخاطب شناسانده می‌شد البته نویسنده به خوبی شخصیت‌های فرعی داستانش را هم بررسی می‌کرد. اطلاعاتی که نویسنده درمورد شخصیت اصلی به مخاطب می‌داد عبارت بود از سخت کوشی و ایستادگی فانوشا در برابر ظلم، مهربانی و دلسوزی و البته نکته اصلی لال بودن شخصیت است، ظرافت دخترانه «فانوشا» مورد توجه نویسنده بود. شخصیت فرعی، «حامی» شخصیتی ظالم و خودخواه بود اما نکات مثبتی هم در شخصیت او دیده می‌شد که باورپذیری آن را بیشتر می‌کرد.
توصیفات:
توصیفات مکان قابل قبول بوده مخاطب می‌تواند به خوبی آن را تجسم می‌کند همچنین درمورد ظاهر شخصیت‌ها می‌توان گفت اطلاعات کافی بود. توصیفات لباس و ظاهر شخصیت‌ها غیر قابل باور (چون ژانر تخیلی‌ست این مورد نکته مثبتی است) و به‌دور از کلیشه بود. توصیف حالات متناسب بود البته می‌توانست کمی بیشتر باشد.
دیالوگ و مونولوگ:
حجم دیالوگ‌ها و مونولوگ ها متناسب و به اندازه بود. دیالوگ‌ها با لوکیشن و شخصیت مرتبط بود اما دیالوگ ماندگاری دیده نشد.
بافت:
بافت ادبی در مونولگ قالب بود و پرشی دیده نشد اما در دیالگ! زمانی‌که بافت مونولگ ادبی است دیالگ حتماً باید محاوره باشد، در این رمان نویسنده گاه دیالگ‌ها را ادبی نوشته و گاه محاوره بود. نویسنده عزیز باید دیالگ‌ها راویرایش کرده و آن‌ها را محاوره بنویسد.
زاویه دید:
رمان از زوایه دیده سوم شخص یا دانای کل روایت شد، تغییر زایه دید دیده نشد و نویسنده با این زاویه به خوبی ارتباط گرفته بود.
پیرنگ:
طرح اصلی رمان پیرامون زندگی پری‌زادی به نام «فانوشا» بود و تغییر مسیر زندگی او و اتفاقات سر راهش همچون ورود به دنیای انسان‌ها و... هدف اصلی رمان بود. اتفاقات اصلی رمان پشت سر هم می‌افتادند.
تم و کشکش:
پیام خاصی از رمان دریافت نشد! معمای رمان سرنوشت «فانوشا» بود که توسط «حامی» زندانی شده بود، این معما خواننده را جذب می‌کرد.
فضا سازی:
در فضاسازی رمان به مکان و زمان توجه شده بود و تجسم آن برای خواننده راحت بود اما اطلاعاتی درمورد فصل‌ها و... به مخاطب داده نمی‌شد.
باورپذیری:
رمان در کل باورپذیر نبود، رفتار شخصیت‌ها به دور از کلیشه و تا حدودی غیرقابل باور بوده و با توجه به ژانر این نکته مثبت است!
ایده:
ایده اصلی به‌دور از کلیشه و جذاب بود.
پردازش ایده:
ارتباط شخصیت‌ها و کشمکش‌های داستان کاملاً به دور از کلیشه و به خوبی پردازش شده بودند، قلم نویسنده قوی بود اما تکرار بند‌های رمان کمی زننده است.
نگارش:
ایراد نگارشی و غلط در متن دیده نشد، نویسنده از علائم نگارشی درست استفاده کرده بود.

سخن منتقد:
به امید موفقیت نویسنده عزیز.​
 
امضا
 DLVAN
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

به جمع خانواده پاتوق خوش آمدید

بر روی دکمه های زیر کلیک کنید

تمامی موضوعات و پست های مکتوب بیانگر دیدگاه نویسنده است و به هیچ وجه بیانگر دیدگاه مدیریت انجمن نیست.

بالا