میگویند روزی روبهی به گرگی رسید، روبه به گرگ نگاهی میاندازد و از وی میپرسد:
- میدانی عشق یعنی چه؟
گرگ سرش تکان میدهد:
- عشق از هر نگاهی معنای متفاوتی دارد!
روبه تعجبی میکند و سوالی نگاهش را به گرگ میدوزد، که گرگ به زبان میآید:
- عشق از نگاه یک روباه یعنی فرد مقابلت را از طریق حیله مال خود کنی، ولی پس از مدتی از او خسته شوی، از نگاه گرگ یعنی با قدرت و حریصانه فرد را مال خودت کنی و بعد از بردن سود بیخیالش شوی، از نگاه یک خر یعنی عاشقانه عشق بورزی و بر روی گنههای معشوقت چشم ببندی، از نگاه یک سگ یعنی تا آخر عمرت به آن معشوق وفادار بمانی و از آن جدا نشوی، از نگاه یک گربه یعنی تا جای ممکن و حریصانه برای خود معشوق بیاوری و حراسی از خیانت نداشته باشی.
روباه سری تکان میدهد:
- خوب از نگاه این پنج نوع گفتی، از نگاه انسانها عشق یعنی چه؟
گرگ نفسی عمیق کشید:
- میدانی خوبی ما حیوانات چیست؟
روبه نگاهی میکند:
- چیست؟
- این است که هرکدام تنها ذات خود را داریم و همان را حفظ میکنیم.
روباه تاییدی کرد:
- خوب درست است، اما این چه ربطی به سوال من داشت؟
گرگ زوزهای غمناک نجوا میدهد:
- یک انسان ذات تمام حیوانات را در خود دارد، و از هرکدام تا وقتی به نفعش باشد استفاده میکند!
روبه چشمانش را ریز میکند:
- پس چگونه باید فهمید انسانی عاشق است؟
گرگ دمش را تکانی میدهد:
- برای انسانها سود و نفع غلبه دارد بر عشقی خالص! از انسان نباید انتظار عاشقی کردن را داشت!
#به_وقت_زندگی
#ماه_بانو
ببین مثل مشاعره با شعره ولی این با دلنوشتهاست
ولی خوده نویسنده تایپش کرده باشه

واکنشها[ی پسندها]: مآه بانو