ترنم واژه ها
15,596
پسندها
پسندها
136
امتیاز
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
مقامدار امور تخصصی
ارسالکنندهی برتر ماه
- نویسنده موضوع
- مدیر
- #1
یک داستان ترسناک واقعی
این ماجراها ادامه داشت تاجایی که به نظر میرسید شخصیت اسلندرمن در حال فاصله گرفتن از رگ و ریشههای اصلی خودش و نزدیکتر شدن به شخصیتی است که گذشتهی مجهولش مهر تاییدی بر واقعی بودنش میزد. اریک نادسن، خالقِ اصلی این کاراکتر، جایی ادعا کرده بود که برای حفظ اعتبار و جذابیتِ اسلندرمن در مقام یک اسطورهی شهری، مخاطبان باید به طور دائم داستانِ اصلی پیدایش این شخصیتِ ساختگی را انکار کنند. نادسن باور داشت برای حفظ قدرت یک اسطوره، به داستانهای ساختگی دسته سوم یا چهارمی نیاز است که بتوان داستانِ اصلی را میان این روایتهای ساختگی پنهان کرد و تنها با این روش است که میتوان جذابیت یک شخصیتِ خیالی را در طول زمان حفظ کرد. با اینکه اکثر افراد شرکت کننده در پروژه اسلندرمن با ماهیتِ ساختگی او نیز آشنا بودند، اما با گذشت زمان و اضافه شدن جماعت تازه وارد، کمکم داستانِ اصلی پیدایش این شخصیت در حال فراموشی بود. اینجا بود که ماجرا کمی رنگ واقعیت به خود گرفت. در این میان عدهای از فرصت بدست آمده استفاده کردند و سعی داشتند اسلندرمن را شخصیتی واقعی جا بزنند که پیشینه اصلی پیدایشش را هیچکس با اطمینان به خاطر ندارد. البته که طبق معمول در این میان رسانهها نیز بیکار ننشسته بودند و هرکدام سعی کردند به نوبهی خود نقشی را در از بین بردن آخرین نشانههای منبع اصلی پیدایش شخصیت اسلندرمن ایفا کنند.
در سال ۲۰۱۱ یکی از بزرگترین روزنامههای ایالت مینهسوتا امریکا، پیشینه و منبع اصلی پیدایش اسلندرمن را نامعلوم اعلام کرد. طبق ادعای این روزنامه، شخصیت اسلندرمن از گذشتههای دور وجود داشته است و تنها کافی است اتفاق شومی در آینده رخ دهد تا باری دیگر سر و کلهی اسلندرمن هم پیدا شود. البته متاسفانه ماجرای تصویرسازیهای جمعی از شخصیت اسلندرمن به همینجا ختم نمیشود. در ماه می سال ۲۰۱۴ میلادی، دو دختر به نامهای «مورگان گیسر» و «آنیسا ویر» سعی میکنند یکی از دوستان خود به نام «پیتون لوتنر» را در جنگلهای ویسکانسین امریکا به قتل برسانند. این دو نفر در مجموع نوزده بار با چاقو به بدن دوست خود ضربه وارد میکنند، اما این دختر موفق میشود به شکل معجزهآسایی از این حادثه جان سالم به در برد. هر سه این دخترها در زمان وقوع این حادثه تنها سیزده سال داشتند. مجرمان ادعا میکردند که برای به جا آوردن یکی از آداب و تشریفات لازم برای رسیدن به مقامِ «proxies» (نوعی برده و غلام دربرخی از افسانهها) در برابر اسلندرمن، دست به ارتکاب این جنایت زدهاند. دلیل دیگر این دو دختر آن بود که میترسیدند اگر نتوانند در انجام ماموریت خود موفق شوند، اسلندرمن به اعضای خانوادهی آنها آسیب برساند و به این ترتیب اصرار داشتند به همگان ثابت کنند برخلاف تصورشان، اسلندرمن شخصیتی خیالی نیست و واقعیت دارد.
سمت راست، بالا: آنیسا ویر، سمت راست، پایین: مورگان گیسر (عکس کوچک پایین تصویر هم به قربانی یعنی پیتون لوتنر تعلق دارد.)
البته که نمیتوان پروژهی اسلندرمن را مسئول اصلی وقوع این حادثه غمگین دانست. آنیسا و مورگان پیش از این نیز دچار مشکلات روانی زیادی بودند و به همین دلیل پس از بحث زیاد بر سر کودک یا بزرگسال بودن آنها در زمان وقوع جرم، درنهایت آن دو را برای گذراندن دوران محکومیت به بیمارستان روانی منتقل میکنند. با اینکه در ترسناک و آزاردهنده بودن این حادثه، مانند تمام حوادث مشابه که روزانه در اطراف ما اتفاق میفتد شکی وجود ندارد، اما نمیتوان داستانهایی ساختگی مانند داستان اسلندرمن را به طور مستقیم مسئول وقوع این گونه از حوادث دانست. در واقع مقصر اصلی، ذهنهای بیمار این افراد است که دائم به دنبال بهانهای میگردد تا افکار سیاهی را که پیش از این در خود میپروراندند به روشی جدید و منحصر به فرد پیاده کنند. حالا در این مورد، دو دختر پیدا کردن مبدا و منشا اسلندرمن را بهانهای برای پیادهسازی نقشهی شوم خود قرار داده بودند.
اگرچه به طور حتم هیچ یک از افراد درگیر در پروندهی اسلندرمن را نمیتوان مسئول اعمال و رفتار این دو نفر دانست، اما به هر حال این حادثه باعث ایجاد حساسیتهایی پیرامون آثار اقتباسی از شخصیت اسلندرمن شد؛ تا جایی که این حساسیت اخیراً دامنگیر شرکت سونی که قصد دارد فیلم جدیدی را با محوریت شخصیت اسلندرمن اکران کند نیز شده است.
در فیلم جدید اسلندرمن که چندی پیش تریلری از آن نیز منتشر شد، گویا باز هم مانند گذشته با اسلندرمنی طرفیم که میتواند با استفاده از قدرتهای خود، کنترل ذهن افراد را در دست گیرد و مجبورشان کند همان کاری را انجام دهند که او از آنها میخواهد. از دیگر نکات قابل توجه در این تریلر، میتوان به حضور دختران کم سن و سالِ مدرسهای، یک دختر گمشده و نیز صحنههایی از کشت و کشتار در جنگل اشاره کرد. ناگفته پیدا است که تمام مواردی که ذکر شد، شباهت بالای فیلمِ جدید اسلندرمن را به حادثه ویسکانسین اثبات میکند. با وجود تمام این تشابهات به واقعهی اصلی، بسیار عجیب است که عدهای حاضر شدهاند چنین فیلمی را با چنین محتویات حساسی بسازند.
اگر به یاد داشته باشید، چندی پیش مستندی نیز با نام «Beware the Slenderman» (مراقب اسلندرمن باشید) توسط شبکه HBO ساخته شد که به مرور حوادث غمانگیز سال ۲۰۱۲ در ویسکانسین میپرداخت.
این ماجراها ادامه داشت تاجایی که به نظر میرسید شخصیت اسلندرمن در حال فاصله گرفتن از رگ و ریشههای اصلی خودش و نزدیکتر شدن به شخصیتی است که گذشتهی مجهولش مهر تاییدی بر واقعی بودنش میزد. اریک نادسن، خالقِ اصلی این کاراکتر، جایی ادعا کرده بود که برای حفظ اعتبار و جذابیتِ اسلندرمن در مقام یک اسطورهی شهری، مخاطبان باید به طور دائم داستانِ اصلی پیدایش این شخصیتِ ساختگی را انکار کنند. نادسن باور داشت برای حفظ قدرت یک اسطوره، به داستانهای ساختگی دسته سوم یا چهارمی نیاز است که بتوان داستانِ اصلی را میان این روایتهای ساختگی پنهان کرد و تنها با این روش است که میتوان جذابیت یک شخصیتِ خیالی را در طول زمان حفظ کرد. با اینکه اکثر افراد شرکت کننده در پروژه اسلندرمن با ماهیتِ ساختگی او نیز آشنا بودند، اما با گذشت زمان و اضافه شدن جماعت تازه وارد، کمکم داستانِ اصلی پیدایش این شخصیت در حال فراموشی بود. اینجا بود که ماجرا کمی رنگ واقعیت به خود گرفت. در این میان عدهای از فرصت بدست آمده استفاده کردند و سعی داشتند اسلندرمن را شخصیتی واقعی جا بزنند که پیشینه اصلی پیدایشش را هیچکس با اطمینان به خاطر ندارد. البته که طبق معمول در این میان رسانهها نیز بیکار ننشسته بودند و هرکدام سعی کردند به نوبهی خود نقشی را در از بین بردن آخرین نشانههای منبع اصلی پیدایش شخصیت اسلندرمن ایفا کنند.
در سال ۲۰۱۱ یکی از بزرگترین روزنامههای ایالت مینهسوتا امریکا، پیشینه و منبع اصلی پیدایش اسلندرمن را نامعلوم اعلام کرد. طبق ادعای این روزنامه، شخصیت اسلندرمن از گذشتههای دور وجود داشته است و تنها کافی است اتفاق شومی در آینده رخ دهد تا باری دیگر سر و کلهی اسلندرمن هم پیدا شود. البته متاسفانه ماجرای تصویرسازیهای جمعی از شخصیت اسلندرمن به همینجا ختم نمیشود. در ماه می سال ۲۰۱۴ میلادی، دو دختر به نامهای «مورگان گیسر» و «آنیسا ویر» سعی میکنند یکی از دوستان خود به نام «پیتون لوتنر» را در جنگلهای ویسکانسین امریکا به قتل برسانند. این دو نفر در مجموع نوزده بار با چاقو به بدن دوست خود ضربه وارد میکنند، اما این دختر موفق میشود به شکل معجزهآسایی از این حادثه جان سالم به در برد. هر سه این دخترها در زمان وقوع این حادثه تنها سیزده سال داشتند. مجرمان ادعا میکردند که برای به جا آوردن یکی از آداب و تشریفات لازم برای رسیدن به مقامِ «proxies» (نوعی برده و غلام دربرخی از افسانهها) در برابر اسلندرمن، دست به ارتکاب این جنایت زدهاند. دلیل دیگر این دو دختر آن بود که میترسیدند اگر نتوانند در انجام ماموریت خود موفق شوند، اسلندرمن به اعضای خانوادهی آنها آسیب برساند و به این ترتیب اصرار داشتند به همگان ثابت کنند برخلاف تصورشان، اسلندرمن شخصیتی خیالی نیست و واقعیت دارد.
سمت راست، بالا: آنیسا ویر، سمت راست، پایین: مورگان گیسر (عکس کوچک پایین تصویر هم به قربانی یعنی پیتون لوتنر تعلق دارد.)
البته که نمیتوان پروژهی اسلندرمن را مسئول اصلی وقوع این حادثه غمگین دانست. آنیسا و مورگان پیش از این نیز دچار مشکلات روانی زیادی بودند و به همین دلیل پس از بحث زیاد بر سر کودک یا بزرگسال بودن آنها در زمان وقوع جرم، درنهایت آن دو را برای گذراندن دوران محکومیت به بیمارستان روانی منتقل میکنند. با اینکه در ترسناک و آزاردهنده بودن این حادثه، مانند تمام حوادث مشابه که روزانه در اطراف ما اتفاق میفتد شکی وجود ندارد، اما نمیتوان داستانهایی ساختگی مانند داستان اسلندرمن را به طور مستقیم مسئول وقوع این گونه از حوادث دانست. در واقع مقصر اصلی، ذهنهای بیمار این افراد است که دائم به دنبال بهانهای میگردد تا افکار سیاهی را که پیش از این در خود میپروراندند به روشی جدید و منحصر به فرد پیاده کنند. حالا در این مورد، دو دختر پیدا کردن مبدا و منشا اسلندرمن را بهانهای برای پیادهسازی نقشهی شوم خود قرار داده بودند.
اگرچه به طور حتم هیچ یک از افراد درگیر در پروندهی اسلندرمن را نمیتوان مسئول اعمال و رفتار این دو نفر دانست، اما به هر حال این حادثه باعث ایجاد حساسیتهایی پیرامون آثار اقتباسی از شخصیت اسلندرمن شد؛ تا جایی که این حساسیت اخیراً دامنگیر شرکت سونی که قصد دارد فیلم جدیدی را با محوریت شخصیت اسلندرمن اکران کند نیز شده است.
در فیلم جدید اسلندرمن که چندی پیش تریلری از آن نیز منتشر شد، گویا باز هم مانند گذشته با اسلندرمنی طرفیم که میتواند با استفاده از قدرتهای خود، کنترل ذهن افراد را در دست گیرد و مجبورشان کند همان کاری را انجام دهند که او از آنها میخواهد. از دیگر نکات قابل توجه در این تریلر، میتوان به حضور دختران کم سن و سالِ مدرسهای، یک دختر گمشده و نیز صحنههایی از کشت و کشتار در جنگل اشاره کرد. ناگفته پیدا است که تمام مواردی که ذکر شد، شباهت بالای فیلمِ جدید اسلندرمن را به حادثه ویسکانسین اثبات میکند. با وجود تمام این تشابهات به واقعهی اصلی، بسیار عجیب است که عدهای حاضر شدهاند چنین فیلمی را با چنین محتویات حساسی بسازند.
اگر به یاد داشته باشید، چندی پیش مستندی نیز با نام «Beware the Slenderman» (مراقب اسلندرمن باشید) توسط شبکه HBO ساخته شد که به مرور حوادث غمانگیز سال ۲۰۱۲ در ویسکانسین میپرداخت.
نام موضوع : داستان واقعی ترسناک اسلندرمن
دسته : وحشت
