آموزشی چگونه دلنویسی کنیم؟

آموزش نویسندگی
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

ترنم واژه ها

15,596
پسندها
136
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
مقامدار امور تخصصی
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
3,819
راه‌حل‌ها
13
مدال‌ها
23
محل سکونت
مشهد
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
میدانیم امروزه «دلنوشته» بیشتر از هر نوع آثار ادبی دیگر هم خوانده و هم در شبکه های مجازی دست به دست میشود. اما آیا هر دلنوشته ای ارزش ادبی دارد؟ آیا هر کسی میتواند دلنوشته نویس باشد؟ اصلا دلنوشته چیست؟ و…
با پیش آمدن از این قبیل سوالات در وهله ی اول برای خودم، بر آن شدم که تحقیقات گسترده تری بر روی دلنوشته انجام دهم. علی الخصوص آن هم وقتی که مطالب مفصلی در اینترنت وجود نداشت و نیاز دیدم که تعاریف درست تری از این قالب غریب اما به دل آشنا ارائه دهم.
 

امضا
بگو راز خنده هات چیه...
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: Ghazal

ترنم واژه ها

15,596
پسندها
136
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
مقامدار امور تخصصی
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
3,819
راه‌حل‌ها
13
مدال‌ها
23
محل سکونت
مشهد
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #2
در ابتدا تعاریفی را از اهل ادبیات در این باره ارائه میدهم:
دکتر مهشید مشیری فرهنگ‌نویس، مترجم، دارای دکتری زبانشناسی از دانشگاه سوربن که نویسنده ی نخستین فرهنگ الفبایی ـ قیاسی زبان فارسی نیز است، میگوید:

چگونه دل نوشته بنویسیم

امروز آمدم «دلنوشته» را برای اولین بار وارد فرهنگ فارسی بکنم و برایش تعریف بنویسم با مولفه های معنایی زیر شاید بتوان تعریف آن را به دست آورد «دلنوشته» نوعی تک گویی نوشتاری، خواه نثر و خواه موزون است که از سر دلتنگی نوشته می شود؛ اصولا صمیمانه و صادقانه است. تعارف و خوشامدگویی ندارد. بازتاب احساس و اندیشۀ واقعی نویسنده است. هدف و ساختارِ از پیش تعیین شده ندارد؛ فرمایشی نیست؛ سفارشی نیست. نویسندۀ دلنوشته وقتی بخواهد بنویسد خواستنش خود به خودی است. یعنی برای دل خودش می نویسد و در جستجوی «مخاطب خاص» نیست؛ دلنوشته از دل بر می آيد ولی جزمیت «لاجرم بر دل نشستن» را بر نمی تابد. زیرا سخنانی از دل بر خاسته ولی لاجرم بر دل ننشسته اند. و اما، دلنوشته های امروزی شاید به نوعی ادامه ی همان خطی است که بر دیواری نوشته می شد: «به یادگار نوشتم خطی ز دلتنگی در این زمانه ندیدم رفیق یکرنگی». خط دلتنگی معمولا دیوار نوشته بود. امضا نداشت. نویسندهاش معمولا ناشناس می ماند. فقط میشد حدس زد که این ناشناس، شاید خاطرخواه کسی است، شاید در عشق شکست خورده است، شاید در فراق است و انتظار میکشد، شاید از یاد رفته است. شاید تنهایش گذاشته اند، شاید به او نارو زده اند… هر چه هست دلش تنگ است، مینویسد تا از روزگار نامناسب، از محبوب ناسازگار، از رفیق نا شفیق، گلایه ای کرده باشد. دلنوشته نویس قدیم دنبال «لایک» نبود، منتظر «کامنت» و «شِیر» نمی ماند. فقط به یادگار خطی ز دلتنگی مینوشت و بعد میرفت سراغ کار و کاسبی اش. نفر بعدی هم می آمد و آن هم به یادگار خطی ز دلتنگی مینوشت و دیوار پر میشد از یادگار نویسی های کلیشه ای ز دلتنگی. دلنوشته ی امروز هم تقریبا «خطی ز دلتنگی» است. «دلنوشته نویس» مینویسد و اس ام اس میکند: «دلنوشته های کوتاه». یا پُست میکند روی وبلاگ یا در شبکۀ اجتماعی: «دلنوشته های زیبای عاشقانه» و «دلنوشته های پر معنی زندگی». امروز فرض بر این است که دلنوشته ها را کسی یا کسانی میخوانند. گاهی دلنوشته های امروز راهی است که شاید دردمندی به تو راهی بیابد، با تو همدل شود، هم داستان شود و یا «فرند»ت شود.
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: Ghazal

ترنم واژه ها

15,596
پسندها
136
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
مقامدار امور تخصصی
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
3,819
راه‌حل‌ها
13
مدال‌ها
23
محل سکونت
مشهد
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #3
فیاض نظمی دبیر انجمن ادبی ادیبانه‌، شاعر و نویسنده ی کتاب “عاشقانه‌های بدون مخاطب”، فعال اجتماعی در زمینه‌ی کودکان کار و سالمندان میگوید:
در واقع هرآنچه در زمینه‌ی شعر و نویسندگی سروده و نگارش می‌شود به آن علت که آغاز احساسی از جانب فرد دارد، دل‌نوشته به حساب می‌آید.
زیبایی یک اثر هنری نیز مشروط به وجود احساسات فرد در آن اثر است که هرآنچه از دل برآید لاجَرَم بر دل نشیند.
با این تفاسیر می‌توان گفت که در ابتدا هر اثر هنری یک دل‌نوشته می‌باشد!
در مرحله بعد این دل‌نوشته در نگارش‌ها و هنر صاحب اثر دست‌خوش تغییرات شده و به اثری فاخر و گیرا تبدیل خواهد شد.
این تغییرات می‌توانند در قالب اثر از جمله شعر کلاسیک( غزل، قصیده و …)، سپید، نیمایی و موج نو یا شعرطرح باشد یا در بهتر بیان شدن اثر لحاظ شوند از تشبیهات تا عنصر خیال و … باشد که همه در جهت بهبود اثر به کار می‌روند.
در مجموع یک اثر فاخر در تمام طول تاریخ ابتدا یک دل‌نوشته و دل‌سروده بوده که با هنر و فن صاحب اثر به کمال خود رسیده و مخاطب پسند و منتقد پسند شده است.
 

ترنم واژه ها

15,596
پسندها
136
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
مقامدار امور تخصصی
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
3,819
راه‌حل‌ها
13
مدال‌ها
23
محل سکونت
مشهد
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #4
علی مرادی نظرآبادی(ساده) سابقه ی سه سال نویسندگی در فضای مجازی، نویسنده ی بیش از صد و پنجاه داستان کوتاه از قبیل عاشقانه و اجتماعی، پیشگام در سبک جان بخشی به اشیاء بین نویسندگان مجازی که رمان “من مَحیا نیستم” از ایشان در دست چاپ است، میگوید:
دلنوشته همانطور که از اسمش پیداست، هیچ قاعده ی خاصی برای نوشتنش وجود ندارد و برای ابراز احساسات نویسنده است.
برای نوشتن دلنوشته سواد خاصی نیاز نیست و حتی لازم نیست که رشته ی ادبیات خوانده باشیم.
هر نوشته ی ادبی ممکن است دلنوشته(دلی) باشد اما هر دلنوشته ای ارزش ادبی ندارد.
از نظر من ارزش ادبی هیچ ربطی به اینکه کتابی چاپ شود و حتی در بازهی زمانی کوتاه پرفروشترین باشد اما سالها بعد هیچ یادی از آن نشود، ندارد. در واقع اثری دارای ارزش ادبی است که ماندگار شود.
 

ترنم واژه ها

15,596
پسندها
136
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
مقامدار امور تخصصی
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
3,819
راه‌حل‌ها
13
مدال‌ها
23
محل سکونت
مشهد
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #5
علی قاسم پیوندی شاعر، رماننویس و یکی از نویسندگان رمان “سکه ای دو رو به نام زندگی” میگوید:
دلنوشته ی ادبی حاصل مونولوگی زاییده ی ذهن نویسنده است و اغلب از قواعد نثر پیروی می‌کند و اگر موزون باشد حاصل چینش اتفاقی کلمات است. دلنوشته اصول و مبانی از قبل تعیین شده‌ ندارد و تقریباً می‌توان گفت نویسنده با نوشتن کلماتی برآمده از امیال و آرزوهایش سر و کار دارد. از این جهت، کلمات از دل بر‌می‌آیند و بازتاب احساس صادقانه و اندیشه ی معمولی نویسنده‌اند.
دلنوشته معمولاً با اندکی کم و کاست از ذهن نویسنده به قلم او منتقل می‌شود و نویسنده تنها به دنبال افزودن حس اثر به وسیله ی صنایع ادبی و زبان‌بازی و ساده‌نویسی است. در واقع استفاده از تشبیهات و استعاره‌‌ها و… تنها برای درگیر کردن احساسات خواننده‌ است و از پیوستگی بی‌بهره. معمولا تصاویری که ممکن است به این روش به وجود آید منظور و معنا و مفهومی را _جز آنچه بیان می‌کنند_ نمی‌رسانند و دلنوشته دارای تصاویر اتفاقی، آنی و بدون ارتباط است. (آن هم اگر تصویری داشته باشد و فقط روایتی را نقل نکند!)
دلنوشته می‌تواند سطرهای زیبا و خیال‌انگیزی داشته باشد اما این سطر‌ها برآمده از ساختار نیستند و نمی‌توانند خواننده را در دنیای پشت کلمات همراهی کنند.
برای دلنوشته مبانی مشخصی ارائه نشده است و به همین دلیل مثلاً نمی‌توان کسی را محکوم کرد که برای نوشتن آن از قواعد دستوری و نگارشی پیروی نمی‌کند اما بهتر است آن را در حوزه ی نثر بررسی کرد.
در دلنوشته بسیار می‌بینیم که نویسنده زیاده‌گویی کرده است و هنگام ابراز احساس آنقدر آن را در چند سطر بسط می‌دهد و جزئیات غیرضروری را بیان می‌کند که اثر با حشو همراه می‌شود اما همین ویژگی برای کسی که مخاطب دلنوشته است نقش تأثیرگذاری و ارتباط بیش‌تر با اثر را ایفا می‌کند و بنابراین برای دلنوشته حسن محسوب می‌شود. گفته شد بهتر است دلنوشته در حوزه ی نثر بررسی شود چرا که به طور مثال برای این مورد در حوزهی شعر گفته می‌شود اثر حالت توضیحی توصیفی گرفته، کلمات و سطرهای اضافی به کار رفته و نویسنده به جای تصویرسازی به شرح تصاویر پرداخته است.
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: G.sky

ترنم واژه ها

15,596
پسندها
136
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
مقامدار امور تخصصی
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
3,819
راه‌حل‌ها
13
مدال‌ها
23
محل سکونت
مشهد
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #6
عاطفه رحمانی ویراستار، مدرس و نویسنده ی رمان “پرتوی در تاریکی” میگوید:
دلنوشته به آثاری گفته میشود که سرشار از حس باشد.
در دلنوشته ها آرایه های ادبی از جمله تشبیه و استعاره به نسبت دیگر نوشته ها بیشتر دیده میشوند.
نکتهای که یک دلنوشته را با ارزش میکند ناگهانی بودن یک اتفاق شاعرانه در متن و نگاه شاعرانه و خاص نویسنده هست.
دلنوشت هها حتما نباید شامل مطالب سنگین و سخت باشند چرا که همانطور که از اسمشان مشخص است دل نوشته اند یعنی از دل نویسنده بر قلمش جاری میشوند پس به ساده نویسی از نظر انتخاب کلمات در دلنوشته ها توجه کنید.
نویسنده باید در عین استفاده از کلمات ساده جملات پیچیده ایجاد کند که به این جملات اغلب ترکیب سازی گفته میشود و اگر این جملات به خوبی یک تصویر را در ذهن مخاطب تشکیل دهند به آنها تصویر سازی میگویند.
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: G.sky

ترنم واژه ها

15,596
پسندها
136
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
مقامدار امور تخصصی
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
3,819
راه‌حل‌ها
13
مدال‌ها
23
محل سکونت
مشهد
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #7
زینب قشقایی نویسنده‌ی رمان “سوگندجان”، رمان نویس، ویراستار و منتقد میگوید:
دلنوشته همانطور که از اسمش نشأت میگیرد نوشتهایی است که از دل برخاسته باشد اما هر چیزی که به قلبمان نفوذ میکند، قابل بیان نیست.
ما میتوانیم با تشبیهات، صور خیال و استعارات متعدد و… دلنوشته ی خودمان را بال و پر دهیم.
شاید یک نوشته برای خود نویسنده پر از احساس زیبا باشد و زمانی که دلش تنگ بوده یا به قول رایجتری از عالم و آدم بریده باشد، آن را نوشته و به دلش هم نشسته باشد اما شاید برای فرد خواننده یک متن عادی به نظر برسد.
درست است که برای یک دلنوشته نویس رعایت نکات ادبی و نگارشی چندان اهمیتی ندارد و کسی اصرار به رعایتشان نمیکند اما با آرایه های ادبی میتوان تا حدی به آن رضایت مطلوب داشت.
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: G.sky

ترنم واژه ها

15,596
پسندها
136
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
مقامدار امور تخصصی
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
3,819
راه‌حل‌ها
13
مدال‌ها
23
محل سکونت
مشهد
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #8
زهرا خدارحمی(سها بانو) مدیر گروه ادبی کلوت، شاعر، نویسنده ی رمان “هبوط تلخ” منتقد و مدرس نویسندگی میگوید:
در واقع ادیبان و ادبشناسان دلنوشته را مکتب خاصی نمیدانند در حالی که اگر کمی به عمق ماجرا بیاندیشند
دلنوشته را میتوان سرگروه همه ی شعرها و متنهای ادبی دانست.
چیزی که من از اساتیدم آموخته ام و در حال حاضر میدانم این است که دلنوشته در واقع کل نویسندگی را شامل میشود البته به جز داستانها و داستانکهایی که با تفکر قبلی و پیش زمینه هایی از جمله ایده و روند شکل میگیرند. ضمن اینکه بخشهایی از داستان و داستانک هم دلنوشته دارند.
در اصل میتوانیم هر چیزی که نویسنده به شکل بداهه و جوششی بنویسد را دلنوشته خطاب کنیم.
با این حال باز هم ما شعرها را از دلنوشته جدا میکنیم.
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: G.sky

ترنم واژه ها

15,596
پسندها
136
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
مقامدار امور تخصصی
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
3,819
راه‌حل‌ها
13
مدال‌ها
23
محل سکونت
مشهد
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #9

عناصری که باید در دلنوشته بررسی شوند:

حس قوی، نداشتن روند داستانی، نو گرایی و مهمتر از همه ضربه است.
دقت شود وقتی که ما داستان مینویسیم «گره» داریم و این گره است که مخاطب را درگیر و جذب میکند.

اما گره دقیقا چیست؟ (به نقل از استاد فروزنده)

به یک عامل غیر منتظره که ناگهانی وارد داستان میشود، گره گوییم. برای درک بهتر گره میتوان بیماری سرطان را مثال زد.
شخص حس بیماری میکند، به دکتر مراجعه میکند، آزمایش میدهد، میفهمد که سرطان دارد، درگیر مداوا میشود و در نهایت «یا خوب میشود یا میمیرد.»
گره هم در داستان دقیقا همین است. ناگهانی برای داستان پیش میآید، مخاطب را درگیر میکند،
مخاطب به دنبال راه حل میگردد و حتی گاهی یک سری گمانه زنی ها میکند و در نهایت کمکم گره ی داستان باز میشود و داستان تمام میشود.
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: G.sky

ترنم واژه ها

15,596
پسندها
136
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
مقامدار امور تخصصی
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
3,819
راه‌حل‌ها
13
مدال‌ها
23
محل سکونت
مشهد
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #10

اما ضربه چیست و چه ربطی به گره دارد؟

ضربه در دلنوشته دقیقا حکم همان گره در داستان را دارد. (یعنی یک اتفاق یا شی ناگهانی است که قرار نبوده در کار باشد ولی یک هویی و آنی سر از کار درآورده.)
در کارهای کوتاه مثل دلنوشته یا شعر، بهتر است برای ضربه این مثال را عنوان کرد:
یک مرداب داریم که ساکن است و هیچ تکانی نمیخورد و آرامش خاص خودش را دارد و در یک لحظه، یک بمب وسط مرداب میخورد، به یک ثانیه نمیکشد که بمب منفجر میشود و مرداب نابود میشود.
این یعنی چه؟ یعنی ضربه! درست در همان لحظه که آن گره ایجاد میشود در همان زمان هم توسط نویسنده برطرف میشود و مخاطب را انگشت به دهان میگذارد که چه شد!
یک دلنوشته زمانی ارزش ادبی دارد که در لحظه ای که نویسنده پر از حس است، نوشته شود و در لحظه ای که در حالت عادی قرار دارد، ویرایش شود.
وقتی یک چیزی را در اوج احساس مینویسیم چیزی شبیه به هذیان است، مثلا نویسنده در حال گریه است و مینویسد:
«تو رفتی و قلبم شکست حس میکنم دیگه هیچکسی را ندارم هرچند کلی آدم دور و برم است ولی نه انگار هیچکی نیست. من خیلی تنهام حس بدی دارم تو رفتی و اصلا نگاه نکردی من اینجا تنهام. حسم به زندگی کاملا منفیه و از همه چیز متنفرم.»
نویسنده در حالی که زار زار گریه میکند، سه بار نوشته است:«تو رفتی»، چهار بار نوشته است:«من تنهام» (البته با اندکی اغراق)و اصلا وقتی غرق احساس است، آرایه ی ادبی سرش نمیشود. این نوشته ممکن است حرف دل باشد یا حتی وقتی روی کاغذ بیاید، دلنوشته حساب شود اما نه تنها که یک اثر ادبی نیست بلکه یک فاجعه ی ادبی است.
حس و احساس در کار خوب است ولی کنترل شده اش، زیاد شود مثل نمک است که غذا را شور میکند.
البته باید دقت کنیم که فرق دلنوشته و شعر سپید این است که دلنوشته زیاده گویی دارد و شعر سپید کم گویی. و همینطور که از اساسی ترین نکته های دلنوشته حس است، حتی زمانی بر این باور بودم که دلنوشته فقط حس است اما در یک دوره از کلاسهای آموزش نویسندگی استاد فروزنده که شرکت کردم، ایشان گفتند که ضربه و نو گرایی مهمتر است.
اگر کار یک عاشقانه ی آرام آقای نادر ابراهیمی را خوانده باشید، یکی از دلایلی که این کتاب را با ارزش کرده همین نو گرایی بود.(هرچند این کار دلنوشته نبود)
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: G.sky
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

به جمع خانواده پاتوق خوش آمدید

بر روی دکمه های زیر کلیک کنید

تمامی موضوعات و پست های مکتوب بیانگر دیدگاه نویسنده است و به هیچ وجه بیانگر دیدگاه مدیریت انجمن نیست.

بالا