- نویسنده موضوع
- #41
رمان فراموشی پری اثر فائزه عیسیوند
مجبور بودم خودم رو عادی بگیرم فقط بخاطر خودم، بخاطر تمام سالهایی که مغزم کور شده بود این یک اجبار بود برام وگرنه اشکم توی دلم ریخته شد جیغِ از سر عصبانیت و دلتنگی و درد توی دلم زده شد... . _ آم، امیر جان من دیگه برم. از قصد امیر جان رو گفتم چون قبلاً بهم میگفت دوست نداره با امیر صمیمی باشم...
forum.patoghroman.xyz
تگ: برگزیده
