تاریخ آذربایجان

  • نویسنده موضوع SETI_G
  • تاریخ شروع
  • بازدیدها 763
  • پاسخ‌ها 30
  • کاربران تگ شده هیچ
فرهنگ

SETI_G

9,416
پسندها
135
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/13
نوشته‌ها
4,684
راه‌حل‌ها
20
مدال‌ها
18
محل سکونت
امواج اقیانوس‌ها🌊
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
آذربایجان (به ترکی آذربایجانی: آذربایجان‎) (به پارسی میانه: آتورپاتَکان، آذَرباذَگان، آذَربایَگان) (به یونانی: آتروپاتینی، Ατροπατήνη) (به ارمنی: آتْرپاتاکان، Ատրպատական) (به سریانی: اَذوربٰیْغان، ܐܕܘܪܒܝܓܐܢ‎) نام ناحیه‌ای جغرافیایی و تاریخی در انتهای شمال‌غربی ایران است که به «سر ایران» شهرت دارد.
 

نام موضوع : تاریخ آذربایجان
دسته : فرهنگ
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: MOON

SETI_G

9,416
پسندها
135
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/13
نوشته‌ها
4,684
راه‌حل‌ها
20
مدال‌ها
18
محل سکونت
امواج اقیانوس‌ها🌊
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #2
قومیت‌ها
جمعیت
(۱۴۰۰)
مساحت
آذربایجان
منطقه
Iranian-Azerbaijan.png
مختصات:
کشورایران
• کل۱۰۰٬۸۸۷٫۳۵ کیلومتر مربع (۳۸٬۹۵۲٫۸۲ مایل مربع)
۱۲۲٬۶۲۰٫۴۷ کیلومتر مربع (با احتساب استان زنجان)
شامل: استان‌های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل و زنجان
• کل۸٬۸۷۴٬۰۰۰ نفر
۹٬۹۹۱٬۰۰۰ نفر(با احتساب استان زنجان)
• اکثریتآذری‌ها
• سایرکردها، تالش‌ها، تات‌ها، ارمنی‌ها، آشوری‌ها
زبان‌هاترکی آذربایجانی، کردی، تالشی، تاتی، ارمنی، آشوری
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: MOON

SETI_G

9,416
پسندها
135
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/13
نوشته‌ها
4,684
راه‌حل‌ها
20
مدال‌ها
18
محل سکونت
امواج اقیانوس‌ها🌊
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #3
بر اساس توصیف تاریخ‌نویسان و جغرافی‌دانان، این سرزمین از شمال به رود ارس، جمهوری آذربایجان و ارمنستان، از جنوب به استان‌های کردستان و زنجان، از شرق به استان گیلان و دریای خزر و از غرب به ترکیه و عراق محدود شده‌است و شامل سه استان آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و اردبیل است. در گذشته، آذربایجان به سرزمینی گفته می‌شده که از شمال به اران، از جنوب‌غرب به آشور، از غرب به ارمنیه و از شرق به مغان و گیلان محدود می‌شده و پایتخت آن شهر «گنجک» (تخت سلیمان کنونی) در نزدیکی تکاب بوده‌است.

جغرافی‌دانان قدیمی، استان زنجان را عموماً در ناحیه جبال قرار داده‌اند یا برخی مواقع به عنوان مرز با آذربایجان ذکر کرده‌اند. البته «ولایت خمسه» سابق (استان زنجان فعلی تا قلعهٔ شمیران در مرز این استان با استان قزوین) در بخشی از منابع معتبر، جزء آذربایجان و در جنوب آن ذکر شده است؛ یا این ولایت به عنوان منطقه‌ای که قبلاً از مناطق عراق عجم (جبال) بوده و اکنون مدت‌هاست که جزء آذربایجان است، معرفی شده است. به گونه‌ای که در کتاب تاریخی صورة الارض (۹۷۷: دورهٔ عباسیان) جایگاه زنجان در داخل نقشهٔ آذربایجان مشخص شده، در دورهٔ صفویان، حاکم‌نشین «سلطانیه و زنجان» تابع بیگلربیگی تبریز ایالت آذربایجان بوده و در برخی منابع معتبر مربوط به دوران زندیان و قاجاریان از عبارت «خمسهٔ آذربایجان» استفاده شده و خمسه، ابتدای آذربایجان دانسته شده است. همچنین خانات زنجان (۱۸۱۰-۱۷۴۷) مقارن با دورهٔ زندیان به عنوان یکی از خانات آذربایجان ایران در نظر گرفته شده و در دوران جمهوری آزادیستان (۱۹۲۰) و حکومت خودمختار آذربایجان (۱۹۴۶–۱۹۴۵) نیز استان فعلی زنجان در کنار استان‌های کنونی آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و اردبیل، جزء قلمرو این حکومت‌ها و منطقهٔ آذربایجان ایران محسوب شده است.

شمال ارس (تا دربند در مرز جمهوری آذربایجان و داغستان) نیز تا سدهٔ سوم هجری، عموماً منطقه‌ای جدا از آذربایجان محسوب می‌شد؛ اما پس از سرکوب قیام بابک خرمدین و حاکمیت کامل خلافت عباسی بر شمال و جنوب ارس، اران به لحاظ اداری تابع آذربایجان شد. علی‌رغم وابستگی اداری اران و بعضاً ارمنیه در دورهٔ اسلامی به آذربایجان، رودخانهٔ ارس تا پیش از ظهور سلجوقیان، همچنان حد شمالی آذربایجان محسوب می‌شد. اما پس از مهاجرت و چیرگی سلجوقیان بر منطقه، شمال و جنوب ارس به لحاظ زبانی، دینی، فرهنگی و تا حدی سیاسی به صورت واحد درآمدند. از این زمان به بعد بود که به نوشتهٔ بارتولد: «اران بلاواسطه به آذربایجان ملحق گردید»؛ تا جایی که نام اران تحت‌الشعاع نام آذربایجان قرار گرفت و به ندرت در نوشته‌ها در کنار قراباغ و شیروان استفاده گردید (مثلاً رواج «قراباغ آذربایجان» به جای «قراباغ اران»). در همین راستا، برخی منابع دورهٔ زندیان به جریان رود ارس از «وسط آذربایجان» و برخی منابع دورهٔ قاجاریان به جدایی «هفده شهر آذربایجان» از ایران اشاره کرده‌اند.
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: MOON

SETI_G

9,416
پسندها
135
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/13
نوشته‌ها
4,684
راه‌حل‌ها
20
مدال‌ها
18
محل سکونت
امواج اقیانوس‌ها🌊
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #4

نام​


بقایای آتشکده آذرگشسپ (یکی از ۳ آتشکدهٔ اصلی ایران باستان) در تخت سلیمان تکاب.
مقالهٔ اصلی: نام آذربایجان
واژهٔ آذربایجان از واژهٔ آتروپات، نامِ ساتراپ (فرماندار) ایرانیِ ماد کوچک در زمان حملهٔ اسکندر به ایران، نشأت گرفته‌است. آتروپات بخش‌های شمال غربی ایران را از حملهٔ اسکندر حفظ کرد و پس از مرگ او حکومتی مستقل از مقدونی‌ها تشکیل داد. معنی نام آتروپات ریشه در دین زرتشتی داشته و به معنی «آذربُد» یا «نگهبان آتش» یا «نگهبانی شده توسط آتش» است.


نقشه از محمود کاشغری؛ نام آذربایجان با عنوان ارض آذربادگان در نقشه مشخص است.
واژه آذربایجان در پارسی میانه Āturpātākān (آتورپاتاکان) و در شکل قدیم فارسی نو Ād̲h̲arbād̲h̲agān (آذرباذَگان) و Ād̲h̲arbāyagān (آذربایَگان) تلفظ می‌شده و امروزه Āzarbāyd̲j̲ān (آذَربایجان) تلفظ می‌شود. در واقع، «آذر» تغییریافتهٔ «آتَر» (آتش) و «بایجان» تغییریافتهٔ «پاتگان» (جایگاه نگهبان) است.

به بخشی از منطقه شمال ارس که امروزه نام آذربایجان را به گرفته در قدیم «آلبان» و «آران» گفته می‌شد. در پیمان‌نامه‌های ترکمانچای و گلستان به بخش شمالیِ رود ارس نام آذربایجان داده نشده‌است. تنها در قرن بیستم است که نام آذربایجان و آذربایجانی ماهیت قومی به خود می‌گیرد.

نام آذربایجان در سال ۱۹۱۸ و طی کنگرهٔ حزب مساوات جایگزین نام اصلی و تاریخی قفقاز، اران و آلبانی گردید. این نام‌گذاری با هدف جدایی آذربایجان ایران انجام شد. دولت مساوات در قفقاز نام آذربایجان را از آن جهت بر این مناطق گذاشته که گمان می‌رفت با برقراری یک جمهوری به نام آذربایجان، بتوان آذربایجان ایران و این جمهوری را باهم یکی کرده و آذربایجان ایران از این کشور جدا شود. در همان زمان مخالفت‌هایی با این نام‌گذاری در ایران صورت گرفت. در همین راستا حتی مارکوارت آلمانی به این کار اعتراض کرد که این اعتراض در نشریهٔ «ایرانشهر» ترجمه و چاپ گردید. محمد خیابانی نیز به‌طور موقت نام «آزادیستان» را به آذربایجان ایران اطلاق کرد تا با آذربایجان شوروی تفاوت داشته باشد.
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: MOON

SETI_G

9,416
پسندها
135
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/13
نوشته‌ها
4,684
راه‌حل‌ها
20
مدال‌ها
18
محل سکونت
امواج اقیانوس‌ها🌊
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #5

تاریخ​

پیش از اسلام​


نقشهٔ هرودوت در سال ۴۵۰ (بازسازی شده در سال ۱۸۹۵) که سرزمین ماد را در کنار رودخانهٔ ارس نشان می‌دهد.
کشف سند ازدواج به شکل سنگ‌نگاره متعلق به حدود ۱٬۳۵۰ سال پیش از میلاد در بغازکوی واقع در آناتولی، با ذکر نام پادشاه هیتی و حاکم میتانی که فرمانروایان سرزمین‌هایی هستند که مردم در آنجا به الهه‌های هندی-ایرانی میترا-وارونا، ایندرا و اشوین‌ها متوسل می‌شوند و به آن‌ها را می‌پرستند، ظاهراً رسیدن موجی از اقوام هندو-ایرانی را به شمال غرب ایران تصدیق می‌کند.

پیش از آمدن مادها به آذربایجان، می‌توان به حکومت مانناییان اشاره کرد. زبان ماننایی‌ها روشن نیست؛ اما بخشی از نام‌های سرداران آن‌ها آریایی است و در کل، زبان واحدی در بین ماننا حاکم نبود. اما ماننایی‌ها بر تحت نفوذ ایرانی‌شدن قرار داشتند و نام‌های ایرانی مانند «دیاکو» و «بغدادتی» و «اودکی» و «ازآ» همگی نام‌هایی ایرانی هستند که در میان آن‌ها دیده می‌شود. همچنین در این دوره می‌توان به حکومت اورارتویی اشاره کرد که اندکی از بخش‌های آذربایجان غربی را شامل می‌شد.

با آمدن اقوام آریایی ماد به فلات ایران، اقوام غیرآریایی با ایشان آمیخته شدند و در یک اتحاد، پادشاهی ماد را به وجود آوردند. آنان تأثیر عمیقی بر تاریخ منطقهٔ آسیای غربی گذاشتند که مهم‌ترین آن نابودکردن حکومت آشور بود. ماد از دو بخش ماد کوچک و ماد بزرگ تشکیل می‌شد که ماد کوچک همان آذربایجان امروزی است و ماد بزرگ شامل تهران، اصفهان، کرمانشاه و همدان می‌شود.

در زمان هخامنشیان، ماد کوچک (آذربایجان) به عنوان یکی از ساتراپ‌ها اداره می‌شد. در اواخر دوران هخامنشی و هم‌زمان با لشکرکشی اسکندر به ایران، ساتراپ ماد کوچک فردی به نام آتورپات (آذرباد) بود. وی توانست این منطقه را از حملهٔ اسکندر حفظ کند. بعد از آن ماد کوچک به نام او «ماد آتورپات» یا «آتورپاتکان» نامیده شد.


نقشهٔ آتورپاتکان در سال ۲۲۱ پیش از میلاد.
در زمان سلوکیان و اشکانیان آذربایجان خودمختاری نسبی داشت که البته اساس کشورداری سلوکیان و پس از آن اشکانیان بر استقلال نسبی استان‌ها استوار بود. در زمان سلوکیان به نظر می‌رسد خاندان آتورپات همچنان بر آذربایجان حکم می‌راندند. در زمان اشکانیان وضعیت حکومت آذربایجان چندان روشن نیست ولی می‌توان حدس زد مانند دیگر نقاط ایران تحت سیطرهٔ خاندان‌های زمین‌دار (فئودال) با نفوذ و مطیع اشکانیان اداره می‌شده‌است. مشکل آذربایجان در زمان اشکانیان یورش‌های سهمگین آلان‌ها و گرجی از قفقاز بود که باعث ویرانی و غارت فراوان می‌شد. در زمان ساسانیان آذربایجان اهمیت ویژه‌ای یافت. یکی از سه آتشکدهٔ معتبر ساسانیان، آتشکدهٔ آذرگشنسب در شیز آذربایجان قرار داشت. پادشاهان ساسانی در ایام سختی به زیارت آن می‌شتافتند و هدایای بسیار تقدیم می‌کردند. این آتشکده نشانهٔ اتحاد دین و دولت بود و نماد دولت ساسانی به‌شمار می‌رفت. در بیشاپور کازرون کتیبه‌ای وجود دارد که نام خاندان‌های زمین‌دار اوایل حکومت ساسانیان در آن ثبت شده‌است. برای آذربایجان از خاندانی به نام «وراز (Varaz)» نام برده شده که گویا محل اقتدار ایشان آذربایجان، اران و ارمنستان بوده‌است. در زمان حکومت ساسانیان، مردمان ترک‌تبار خزر به قفقاز وارد شدند. قباد پدر انوشیروان با تلاش فراوان ایشان را عقب راند و دژهای مستحکمی در دربند قفقار برای جلوگیری از یورش‌های آنان بنا کرد. رومیان نیز هرساله مبالغی برای نگهداری این دژها به دولت ساسانی می‌پرداختند. همچنین در زمان ساسانیان جنگ سرنوشت‌ساز بهرام چوبین با خسرو پرویز در این استان بود که به شکست بهرام انجامید. دیگر رویداد مهم این دوره، واردشدن هراکلیوس امپراتور روم به آذربایجان بود که منجر به ویرانی آتشکدهٔ آذرگشنسب شد.

یاقوت حموی می‌نویسد: «ابن مقفع گفته‌است آذر به زبان پهلوی نام آتش است و بایگان، نگهدار آن که روی هم معنای آن آتشکده یا نگاهدارندهٔ آتش می‌شود و این درست‌تر است؛ زیرا آتشکده در این ناحیه بسیار بوده‌است… مردم آن نیکوروی‌اند و گونه‌های ایشان به سرخی مایل است و پوستی لطیف دارند. ایشان را زبان مخصوصی است که آذری گویند و جز خودشان کس آن را نمی‌فهمد.»
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: MOON

SETI_G

9,416
پسندها
135
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/13
نوشته‌ها
4,684
راه‌حل‌ها
20
مدال‌ها
18
محل سکونت
امواج اقیانوس‌ها🌊
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #6

ورود اسلام​


موقعیت آذربایجان در نقشه ایران در عصر خلفای عباسی برگرفته از کتاب جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی.
در زمان حملهٔ اعراب در مدارک رومی و ارمنی نام سپهبد و شاهزادهٔ آذربایجان «رستم پسر فرخ‌هرمز» آورده شده که البته با توجه به متن شاهنامه در بخش نامهٔ رستم فرخزاد به برادرش به نظر می‌رسد درست باشد:

چو نامه بخوانی تو با مِهتَرانبرانداز و برساز لشکر بَران
همی تاز تا آذرآبادگاندیار بزرگان و آزادگان
همیدون گَله هرچه داری ز اسبببر سوی گنجورِ آذرگُشَسب
فردوسی، لشکرکشی محدود بهرام پنجم پادشاه ساسانی از پارسه پایتخت ایران‌شهر برای دفاع دربرابر لشکر قیصر روم را اینچنین روایت می‌کند.

از آن جایگه لشکر اندر کَشیدسوی آذرآبادگان برکَشید
چو از پارس لشکر فراوان نبُردچنین بود نزد بزرگان و خُرد
که از جنگ بگریخت بهرام شاهورا سوی آذرگُشَسپ است راه
چو بهرام، رخ سوی آذر نهادفرستاده آمد ز قیصر چو باد

نقش مهر ساسانی «آمارگرِ آذربادگان» (ādurbādagān āmārgar)، به خط و زبان پهلوی، از قرن ششم میلادی.
فردوسی در شاهنامه آتش‌پرست نامیدن مَزدَیَسنان را کار نادرستی می‌پندارد. سپس با به‌کار بردن واژهٔ آذرآبادگان، به آتشکده آذرگشسپ اشاره دارد.

به یک هفته بر پیشِ یزدان بُدندمپندار کآتش پرستان بُدند
که آتش بِدان گاه، محراب بودپرستنده را دیده پرآب بود
به یک ماه در آذرابادگانببودند شاهان و آزادگان
ساسانیان پی‌درپی از اعراب شکست خوردند و در سال ۶۲۲ میلادی در نهاوند (دروازهٔ ماد آتورپات) پیروزان -سردار ایرانی- بار دیگر با عرب‌ها مقابل شد. جنگی سخت رخ داد و ایرانیان شکست خوردند. آنگاه آذربایجان در برابر حملهٔ اعراب بی دفاع گشت و اثری از لشکر شاهنشاهی باقی نماند.

اعراب به آذربایجان نیز همانند دیگر نقاط ایران سرازیر شدند. به نظر می‌رسد در سده‌های یکم و دوم هجری تعدادشان در آذربایجان زیاد بوده‌است. کسروی این امر را به دو دلیل دانسته‌است؛ یکی این‌که مردمان آذربایجان بسیار پایداری کردند؛ به گونه‌ای که مسلمانان آذربایجان را به عنوان الاراضی المفتوحه عنوه (سرزمین‌های به زور گرفته شده) می‌شمردند که در فقه حکم خاص دارد و دوم سرسبزی این ایالت. از میان عشیره‌های عرب که در سده‌های یکم و دوم هجری به آذربایجان وارد شدند، «بنوتغلب»، «یمانیان» و حمدانیان ثبت شده‌است.

آذربایجان در سده‌های ابتدایی ورود اسلام به ایران از کانون‌های عمدهٔ مقاومت و شورش ایرانیان در برابر اعراب و عمال خلیفه بود و مردمانش همه‌گاه در حال زد و خورد با آنان بودند. معروف‌ترین این قیام‌ها «قیام خرمدینان» در حدود آذربایجان و جبال است. بنیان‌گذار این قیام «جاوید بن سهل» بود که سپس توسط بابک خرمدین به اوج رسید. ازدواج بابک با دختر «واساک» -یکی از شاهزادگان ارمنی- اتحاد عظیمی را در شمال ضد خلافت عباسیان ایجاد کرد. خرمدینان مدت طولانی توانستند در مقابل خلیفه و سرداران عرب مقاومت کنند و چهاربار سپاه بزرگ خلیفه را مغلوب کردند.
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: MOON

SETI_G

9,416
پسندها
135
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/13
نوشته‌ها
4,684
راه‌حل‌ها
20
مدال‌ها
18
محل سکونت
امواج اقیانوس‌ها🌊
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #7

ورود قبایل ترک​


نقشهٔ آذربایجان و آسیا در سال ۱۲۰۰ میلادی (در آستانهٔ حمله مغول به ایران).
در سده‌های نخستین اسلامی ترکان ماورای قفقاز -که ایرانی‌ها به آن‌ها خزر می‌گفتند- مجدداً تلاش‌های خود را برای ورود به درون اران و آذربایجان از سرگرفتند و چندین تلاش آن‌ها توسط سپاهیان خلافت عربی عقب رانده شد. در سال ۱۷۸ خورشیدی یک جمع بزرگ از خزرها از گذرگاه‌های قفقاز به درون اران سرازیر شده و دست به تخریب و کشتار زدند. هارون الرشید «خازم بن خزیمه» را به منطقه فرستاد و او آن‌ها را بیرون راند و دربندهای کوهستانی قفقاز را بازسازی کرد. البته این حمله‌ها را ناشی از تحریکات امپراتوری روم شرقی در جهت ایجاد دردسر برای خلیفه در مرزهای شمالی کشورش هم می‌دانند و آن را با تلاش‌های رومی‌ها برای بازپس‌گیری ارمنستان و بخش‌هایی از آناتولی که در اشغال عرب‌های مسلمان بوده، ارتباط می‌دهند.

نوشتهٔ تارخ‌نویسان سده‌های چهارم و پنجم هجری مانند ابوالفضل بیهقی و ابن اثیر نشان می‌دهد که ترکان غز در اواخر سدهٔ چهارم هجری در آذربایجان بوده‌اند. سلطان محمود غزنوی این گروه از ترکان را -که در ابتدا هواداری او را می‌کردند- از آن‌سوی سیحون به خراسان آورده بود؛ ولی بعدها سر به شورش و نافرمانی گذاشتند. گردیزی می‌نویسد: «ارسلان به سلطان گفت: این خطا بود که کردی. اکنون که آوردی همه رابکش یا به من ده، انگشت‌های نر ایشان را ببرم تا تیر نتوانند انداخت.» به هر روی ایشان از خراسان رانده شدند و پس از چند سال آوردگی در ایران و زدوخوردهای فراوان در نواحی دیگر به آذربایجان رسیدند.

«چامچیان» -تاریخ‌نگار ارمنی- دربارهٔ جنگی که بین ایلات غز و شهریاران محلی آذربایجان (واسپوراکان) در سال‌های ۴۱۱ و ۴۱۲ هجری درگرفته، می‌نویسد: «در این سال ترکان که همچون سیل به آذربایگان رسیده بودند، روی به نواحی ارمنستان آورده به واسپوراکان درآمدند؛ دست به تاراج و تالان بگشاده، بسیار جاها پایمال ساختند.» همچنین محمدجواد مشکور دربارهٔ آمدن قبایل ترک به آذربایجان چنین می‌نویسد: «حوادث متناوب یکی بعد از دیگری آذربایجان را آماج تهاجمات پیاپی قرار داد. بعد از سلجوقیان، دورِ سلسله‌جنبانی ترکان آتابای یا اتابکان آغاز و با نفوذ این اقوام و گسترش زبان ترکی، سیطرهٔ زبان آذری محدود و رفته‌رفته رو به کاهش نهاد.»

در زمان سلجوقیان ترک‌های بیش‌تری به آذربایجان روی آورده‌اند. با ادامهٔ تسلط ترکان در دوران اتابکان، باز هم عدهٔ ترک‌ها در آن سرزمین فزونی یافت و زبان ترکی رونق بیش‌تری گرفت. همچنین حکومت ترکمانان آق‌قویونلو و قراقویونلو و اسکان آن‌ها در آذربایجان، بیش از پیش موجب رونق زبان ترکی و تضعیف زبان آذری گردید. جنگ‌ها و عصیان‌هایی که در فاصلهٔ برافتادن و برخاستن صفویان پیش‌آمد، سربازان ترک بیش‌تری را به آذربایجان سرازیر کرد. وجود قزلباش‌های ترک نیز مزید بر علت شده و زبان ترکی را در آن سرزمین رونق بخشید
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: MOON

SETI_G

9,416
پسندها
135
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/13
نوشته‌ها
4,684
راه‌حل‌ها
20
مدال‌ها
18
محل سکونت
امواج اقیانوس‌ها🌊
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #8

جغرافیای سیاسی​


موقعیت آذربایجان در نقشهٔ ایران و توران در دورهٔ قاجاریه.
شاهنشاهی ساسانی (ایران‌شهر) در نتیجهٔ اصلاحات اداری قباد یکم و خسرو انوشیروان از ۴ کوست (بخش بزرگ) تشکیل شده بود: خوراسان (شرق یا شمال‌شرق: شامل خراسان، قومس، گرگان، ماوراءالنهر، افغانستان)، خوروران (غرب یا جنوب‌غرب: شامل کرمانشاه، کردستان، لرستان، ایلام، بین النهرین، آسیای صغیر)، نیمروز یا پارس (جنوب یا جنوب‌شرق: شامل سیستان، کرمان، پارس، خوزستان، اصفهان، بنادر و جزایر خلیج فارس و دریای عمان، سند، مکران) و آدوربادگان (شمال یا شمال‌غرب: شامل آذربایجان، ارمنستان، گرجستان، اران، دیلم، رویان، تپورستان، ری). کوست‌ها گاهی نام سرزمین عمدهٔ خود را می‌گرفتند؛ از همین‌روی کوست شمالی «آدوربادگان» نام گرفت و کوست نیمروز هم گاهی «پارس» خوانده می‌شد.

استرابون جغرافی‌نگار یونانی در دفتر یازدهم جغرافی از آلبانیا (اران و شروان دوران اسلامی)، آتورپاتکان و ارمنستان نام می‌برد و می‌گوید که رود ارس از مرز آتورپاتکان در جنوب و ارمنستان در شمال می‌گذرد. در تاریخ پلینی نیز حدود آتورپاتکان تا رود است و رود ارس از میان ارمنستان بزرگ با آتورپاتکان عبور می‌کند. در زمان ساسانیان، آذربایجان به شکل باستانی آتورپاتکان خوانده شده‌است در کتیبهٔ شاپور، این منطقه یکی از استان‌های ایرانشهر و در کنار ارمنستان، ایبریا (گرجستان امروزی)، آلبانیا (اران و شروان) و بلاشکان حساب شده‌است.

ابن فقیه همدانی در کتاب البلدان در سدهٔ سوم هجری، حدود آذربایجان را این‌گونه شرح می‌دهد: «آذربایجان از یک‌سو رود ارس و از سوی دیگر مرز زنجان و حدود دیلمستان و طارم و گیلان را شامل می‌شود. ابن رسته نیز در کتاب اعلاق‌النفیسه و در همین سده، حدود آذربایجان را این‌چنین نوشته‌است: «اردبیل، مرند، باخروان، ورثان و مراغه.» اصطخری دیگر جغرافی‌دان سدهٔ سوم هجری در کتاب المسالک و الممالک ذیل فصلی تحت عنوان «ذکر ارمنیه و اران و آذربایجان» از شهرهای آذربایجان چنین یاد کرده‌است: «اردویل، مراغه، ارمیه، میانه و خونه، بروانان، دیرخقان، سلماس، نشوی، مرند، برزند، ورثان، موقان، جابروان و اَشنه.» به نوشتهٔ وی: «حدود آذربایجان از تارم تا حدود زنگان تا دینور تا حلوان تا شهرزور تا دجله و به حدود ارمینیه بازگردد.»
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: MOON

SETI_G

9,416
پسندها
135
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/13
نوشته‌ها
4,684
راه‌حل‌ها
20
مدال‌ها
18
محل سکونت
امواج اقیانوس‌ها🌊
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #9
ابن حوقل در کتاب صورةالارض در سدهٔ چهارم هجری، شهرهای مراغه، تبریز، ارمیه، خوی، سلماس، برکری، اردبیل، داخرقان، اشنه، میانج، مرند و برزند را جزء شهرهای مهم آذربایجان ذکر کرده‌است. در کتاب حدود العالم نیز -که تألیف همین سده‌است- مناطق اران، ارمنستان و آذربایجان جدا از هم ذکر شده‌اند. محمد مقدسی -دیگر جغرافی‌دان سدهٔ چهارم هجری- در حالی که بین مناطق اران، ارمنستان و آذربایجان تفاوت قائل می‌شود، سلماس، ارومیه، مراغه و خوی را جزء ارمنستان شمرده و رسبه، تبریز، جابروان، خونج، میانج، سراة، بروی، ورثان، موقان، میمذ و برزند را جزء شهرهای آذربایجان ذکر کرده‌است.
حدود آذربایجان در دوران خلافت عباسیان، برگرفته از کتاب جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی.
زکریای قزوینی در سدهٔ هفتم هجری و در کتاب آثارالبلاد و اخبارالعباد، آذربایجان را سرزمینی پهناور بین اران و کوهستان می‌داند و می‌گوید شهرها، روستاها، کوه‌ها و رودخانه‌ها در آن سرزمین بسیار است. حمدالله مستوفی نیز در همین سده از ۹ تومان بلاد اداری آذربایجان در دوران ایلخانان این‌گونه یاد می‌کند: «بلاد آذربایجان ۹ تومان است، بیست و هفت شهر دارد در بیشتر مناطق این مملکت هوا سرد و در بعضی مناطق ملایم است، حدودش با ایالت عراق عجم، موغان، گرجستان، ارمن و کردستان پیوسته، طولش از باکو تا خلخال ۹۵ فرسخ، عرضش از بجروان تاسیپان ۵۵ فرسخ می‌باشد.یکم تومان تبریز (شامل تبریز، اوجان و طسوج)، دوم تومان اردبیل (شامل اردبیل و خلخال)، سوم تومان پیشگین (شامل پیشگین، خیاو اوناد، ارجاق، اهر، تکلفه و کلئبر)، چهارم تومان خوی (شامل خوی، سلماس، ارومیه و اشنویه)، پنجم تومان مراغه (شامل مراغه، دهخوارقان و نیلان)، هفتم تومان مرند (شامل مرند، دزمار، زنگیان، ریوز و گرکر)، هشتم تومان نخجوان (شامل نخجوان، اردوباد، آزاد و ماکویه).». در کتاب بستان‌السیاحه نوشتهٔ زین‌العابدین شیروانی حدود آذربایجان چنین آمده‌است: " … محدود است از طرف شمال به ولایت موغان و شیروان و جبال البرز و از سمت جنوب به عراق عجم و کردستان و از جانب مشرق به دیار خلخال و گیلان و طالش و دیلم و از جانب مغرب به بلاد ارمن و گرجستان.
در ترجمهٔ فارسی کتاب یاقوت حموی (سدهٔ هفتم هجری) چنین آمده‌است: «حدود آذربایجان از بردعه تا مشرق تا از زنجان در مغرب و از سمت شمال به سرزمین‌های دیلم، جیل (گیلان) و طرم (طارم) است؛ و او (آذربایجان) اقلیم بزرگ و وسیعی است و از شهرهای مشهورش تبریز امروزه مرکز و بزرگترین شهر آذربایجان است و قبلاً مرکز آن مراغه بود و از شهرهایش خوی، سلماس، ارومیه، اردبیل، مرند و غیره‌است. محمدجواد مشکور باور دارد یاقوت در مورد تعیین حدود آذربایجان دچار اشتباه شده و عبارت وی را چنین تصحیح کرده‌است: «حد آذربایجان از شمال بردعه از شرق بلاد، دیلم و گیلان و از مغرب از زنجان از جنوب بلاد طارم و زنجان است.» برپایهٔ این گفتهٔ یاقوت، بخشی از اران تا بردع نیز جزو آذربایجان بوده‌است؛ ولی در کتاب دیگر خود «گزیدهٔ مشترک» رود ارس را مرز میان آذربایجان و اران دانسته‌است.
گاهی زنجان را نیز به عنوان بخشی از آذربایجان به حساب می‌آورند. حسین آلیاری برپایهٔ نوشتهٔ جغرافی‌دانان و گردشگران اسلامی، حدود آذربایجان را این‌طور می‌نویسد: «تبریز، اردبیل، مراغه، خنج، ورثان، سیر، میانج، برزه، ارومیه، جابروان، خوی، مرند، گلسره، باجروان، برزند، سلماس، شیز، سلق، نریز، سندبابا، سابرخاست، سراو، ماینهرج، بذ، میمذ، نیر و زنجان.»

ناحیه جبال به رنگ نارنجی و در شمال غربی آن ناحیه آذربایجان در یک نقشه قدیمی.
حدود و مرز آذربایجان در طول تاریخ از دید جغرافی‌دانان و جهانگردان متفاوت بوده‌است. نقشه‌های موجود از سده‌های پیش از سدهٔ بیستم، آن را جنوب ارس ترسیم کرده‌اند. بنابر نظر سویچسکی در منابع کتبی به ندرت اران با آذربایجان یکی شمرده شده‌است. منابعی نیز اران را جزء ارمنستان شمرده‌اند. بنابر نظر گروهی از دانشمندان، اطلاق نام آذربایجان به حاکمیت دولت مساوات برای جمهوری نوین آذربایجان، یک امر سیاسی برای جدایی آذربایجان تاریخی (آذربایجان ایران) بوده‌است و آذربایجان تاریخی را شامل نمی‌شود.
بنابر نظر بورنوتیان در دورهٔ صفویان به خاطر گرفتن مالیات، برخی از سرزمین‌های شمال ارس جزء آذربایجان حساب می‌شد. اما این رسم در سدهٔ هجدهم و نوزدهم میلادی به تدریج از بین رفت و برای تاریخ‌نگاران مسلمان محلی قفقازی -مانند میرزا جمال جوانشیر و میرزا آدیگوزل‌بگ- و سایر تاریخ‌نگاران این منطقه، آذربایجان واقع در جنوب ارس بوده‌است همچنین بنابر نظر مایکل کروسانت، بخش‌هایی از اران جزء ارمنستان نیز به‌شمار آمده‌است.
به عقیدهٔ عباس زریاب خویی، دلیل این تناقض در مورد مرز شمالی آذربایجان در سده‌های چهارم و پنجم هجری تا زمان یاقوت حموی (سدهٔ هفتم قمری)، تسلط مسلمانان بر سراسر آذربایجان و اران و مسلمان‌شدن اهالی این دو سرزمین است و به همین جهت، جغرافی‌نگاران حدود اران و آذربایجان را گم کردند و از این‌رو گاهی حد شمالی آذربایجان را تا قسمت‌های خیلی شمالی‌تر رود ارس بالا برده‌اند.
پس از مهاجرت ترکان سلجوقی به آذربایجان و اران، از بین‌رفتن زبان‌های بومی، گسترش زبان ترکی و پس از آن رواج مذهب شیعه در دوسوی رود ارس و در هر دو سرزمین باعث پیوند هرچه بیش‌تر مردم این مناطق گردید و نام اران تحت‌تأثیر نام آذربایجان -که معروف‌تر بود- قرار گرفت. به گونه‌ای که واسیلی بارتلد معتقد است در این زمان اران بدون واسطه به آذربایجان ملحق شد.
بنابر نظر چند پژوهشگر در حقیقت در سده‌های گذشته و نقشه‌های پیش از سال ۱۹۱۸ میلادی، هیچ‌گاه بخشی که هم‌اکنون جمهوری آذربایجان نامیده می‌شود، نام آذربایجان برخود نداشته و همیشه قسمت جنوبی رود ارس -که هم‌اکنون در ایران قرار دارد- آذربایجان نامیده می‌شده و قسمت‌های شمال‌غربی رود ارس آلبانیا و سرزمین‌های شمال‌شرق رود ارس شروان نام داشته‌است و در دوران شوروی نام آذربایجان بر این مناطق گذاشته شد.
در جغرافیای دوران اسلامی، اکثراً اران و شروان دو ناحیهٔ جداگانه از هم حساب می‌شوند و شروان از دورهٔ خلافت عباسیان تا دورهٔ صفویان زیر سلطهٔ حاکمان محلی به نام شروانشاهان بوده‌است بنابر نظر ولادیمیر مینورسکی، جمهوری آذربایجان از لحاظ تاریخی نامش آلبانیای قفقاز بوده‌است و در دوران اسلامی به آن اران می‌گفتند.
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: MOON

SETI_G

9,416
پسندها
135
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/13
نوشته‌ها
4,684
راه‌حل‌ها
20
مدال‌ها
18
محل سکونت
امواج اقیانوس‌ها🌊
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #10
ابن حوقل با ارائهٔ تصویر جداگانه از سه ناحیهٔ ارمینیه، آذربایجان و اران در اثر خود، رود ارس را مرز میان آذربایجان و اران دانسته‌است. او شهرهای برذعه، جنزه، شمکور، شماخیه، شروان، شابران، قبله و شکی را از سرزمین اران و شهرهای اردبیل، داخرقان، تبریز، سلماس، خوی، برکری، ارومیه، مراغه، اشنه، میانج، مرند، برزند را جزء آذربایجان معرفی کرده‌است.
موقعیت آذربایجان، اران و ارمنستان در دورهٔ خلافت هارون‌الرشید.
بنابر نظر واسیلی بارتلد، نام آذربایجان از آن جهت بر مناطق قفقاز گذاشته شد که گمان می‌رفت با برقراری یک جمهوری جدید به نام آذربایجان، آذربایجان ایران و این جمهوری نوبنیاد باهم یکی شده و آذربایجان ایران از این کشور جدا شود. وی می‌گوید:
نام آذربایجان برای جمهوری آذربایجان از آن جهت انتخاب شد که گمان می‌رفت با برقراری جمهوری آذربایجان، آذربایجان ایران و جمهوری آذربایجان یکی شوند… نام آذربایجان از این نظر برگزیده شد. هرگاه لازم باشد نامی انتخاب شود که بتواند سراسر جمهوری آذربایجان را شامل گردد، در آن صورت می‌توان نام اران را برگزید.
در همان زمان مخالفت‌هایی با این نام‌گذاری در ایران انجام شد و افراد و رسانه‌ها، محمد خیابانی، روزنامهٔ جنگل و روشنفکران آذربایجانی ایرانی، واکنش منفی به این نام‌گذاری نشان دادند. ولادیمیر مینورسکی می‌گوید که این نام‌گذاری دولت مساوات در زمان نوری‌پاشا انجام گرفت.
در همین راستا یوزف مارکوارت یک مقاله نوشت که در نشریهٔ «ایرانشهر» ترجمه و چاپ گردید:
پیش از همه لازمست که حکومت ایران با استناد تمام عناصر ملت ایرانی بدون تفریق زبان و مذهب برضد اسعتمال نام آذربایجان که جمهوریت تاتار قفقازی برخلاف حقیقت علمی و بدون استحقاق به خود چسبانده‌است، یک اعتراض سختی و قطعی به عمل بیاورند. در صفحات تاریخ به قدری کافی ثابت و مبرهنست که آذربادگان یا آذربایجان -که عرب‌ها آذربیجان نوشته‌اند- در تمام ازمنهٔ تاریخی در شمال ایران تا رود ارس امتداد داشت و در ابتدا قسمتی از ایالت شمالی ایران یعنی مدی را تشکیل می‌داده‌است. این قسمت از ایالت مدی در زمان استیلای ایران از طرف اسکندر در زیر ادارهٔ ساتراپ یعنی حاکم آن زمان که آتورپات (آذرباد) نام داشت، دم از استقلال می‌زد و از نام این ساتراپ آتورپاتکان یا آذربادگان نامیده می‌شد. گرچه یکی از جانشینان آتورپات که آرتابازان نام داشت حوزهٔ حکومت خود را وسعت داده و از شمال و شمال‌غربی تا کوه‌های قفقاز و تا گرجستان رسانید؛ ولی این توسیع مملکت موقتی بود زیرا پس از تأسیس سلطنت ارمنستان شرقی از طرف آرتاکسیس باز آن قسمت پس داده شد؛ و اما مملکتی که در شمال رود ارس بود و امروز اکثر اهالی آن تاتار هستند، در زمان قدیم آلبانی نامیده می‌شد که به زبان پارسی میانه یعنی پهلوی و به سریانی اران (به تشدید را) می‌گفتند و در کتب مورخین عرب نیز الران مذکور است. این تعبیر در تاریخ زندگانی شاه اسماعیل و در تاریخ کردستان تألیف شرف‌الدین بتلیسی پیش می‌آید. دولت روس بدبختانه این تعبیر تاریخی یعنی اران را به کار نبرده‌است؛ در صورتی که بعضی نام‌های دیگر تاریخی را مانند فرغانه و غیره چنان‌که هم می‌بایست نگه‌داشت. این دو مملکت اران و آذربایجان که اولی در شمال و دویمی در جنوب رود ارس واقع است با استثنای گوشهٔ شرقی آن یعنی شیروان امروزی از حیث روابط نژادی اساساً و به کلی متفاوت هستند و تا عهد مغول‌ها هریک از این‌ها تاریخ جداگانهٔ مخصوص برای خود داشته‌است؛ و بدین‌جهت باید هریک از این‌ها علاحده به زیر تدقیق و تحقیق گذاشته شود…
احمد کسروی در شهریاران گمنام می‌نویسد:
شگفت است که آران را اکنون «آذربایجان» می‌خوانند؛ با آن‌که آذربایجان یا آذربایگان نام سرزمین دیگریست که در پهلوی آران و بزرگ‌تر وشناس‌تر از آن می‌باشد و از دیرین‌زمان که آگاهی در دست هست، همواره این دو سرزمین از هم جدا بوده و هیچ‌گاه نام آذربایجان بر آران گفته نشده‌است. ما تاکنون ندانسته‌ایم که برادران آرانی ما که حکومت آزادی برای سرزمین خود برپا کرده و می‌خواستند نامی نیز بر آن‌جا بگذارند، برای چه نام تاریخی و کهن خود را کنار نهاده، دست یغما به سوی آذربایگان دراز کردند؟ و چه سودی را از این کار شگفت خود امیدوار بودند؟ این خرده‌گیری نه از آنست که ما برخاسته آذربایگانیم و تعصب بوم و میهن خود نگه می‌داریم. چه آذربایگان را از این کار هیچ‌گونه زیان نیست؛ بلکه از اینست که برادران آرانی ما در آغاز زندگانی ملی و آزاد خود، پشت‌پا به تاریخ و گذشتهٔ سرزمینشان می‌زنند و این خود زیانی بزرگ است؛ و آن‌گاه تاریخ مانند چنین کار شگفت سراغ ندارد!
محمدجواد مشکور نیز در این باره نوشته‌است:
ایالت اران که در دوران اسلامی به این نام مشهور بود، از زمان ترکان قراقویونلو و آق‌قویونلو تا جنگ جهانی اول قراباغ… خوانده می‌شد. پس از شکست روسیهٔ تزاری، مردم آن ناحیه دعوی استقلال کرده، در سپتامبر سال ۱۹۱۸ میلادی حکومتی به نام آذربایجان تحت نفوذ دولت عثمانی تشکیل دادند. غرض از این نام‌گذاری این بود که از ضعف دولت مرکزی ایران در اواخر قاجاریه استفاده کرده، آذربایجان ایران را -که مردم آن مانند اهالی قرهباغ به لهجه‌های ترکی سخن می‌گفتند- با آذربایجان ساختگی به هم پیوند داده و در دوسوی رود ارس حکومتی تحت نفوذ عثمانی تشکیل دهند؛ ولی ترکان به زودی شکستخورده و امپراتوری عثمانی تجزیه شد.
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: MOON

به جمع خانواده پاتوق خوش آمدید

بر روی دکمه های زیر کلیک کنید

تمامی موضوعات و پست های مکتوب بیانگر دیدگاه نویسنده است و به هیچ وجه بیانگر دیدگاه مدیریت انجمن نیست.

بالا