میدونی؟
دیگه نمیشه نگهش دارم پشت در.. مدام داره در میزنه.. نه دیگه از در زدن عادی گذشته.. داره میکوبه به در.. اگه باز نکنم. در میشکنه! در نباشه دیگه چطوری باز نگهش دارم؟ درسته مجبور میشم بازش کنم ولی یکم معطلی هم بد نیست..
حداقل چند روز دیرتر میاد.. ناشناس میاد..
بهش حق میدم.. دلش تنگ شده!
برای همهی روزایی ک گذشت دلتنگی میکنه ک اومده!
بنظرت تهش چی میشه؟
هیچی...
در بازه... عصبی میاد داخل.. کلی دادوقال میکنه ولی... ولی دم رفتن گریه میکنه... ازون گریهها ک اشک همه رو بیخودی در میاره...
-کادوهاتو ب کی بدم؟
اینو میگه و میره...
کاش نمیگفت... کاش ساکت میشد... ای بابا من به این جمله حساسیت دارم ک...
ر:
R_00:23
لالایی کن خاب گودزیلا ببینی ننهههههه
یه وقت بیدار نشی، شبا هوا پسهههههه
لالایی کن لولو پشت دیوارهههههههه
دستش بهت برسه میشی پاره پارهههههه
پایان

واکنشها[ی پسندها]: ربات