بازدیدهای نمایه

15134

آخرین بازدیدکنندگان

  1. 15,134 بازدیدهای نمایه
  2. مآه بانو
  3. M I R A S
  4. PARSIS.S
  5. mohebat
  6. نعیم
  7. TAhA
ریحانه اسفندیاری
پسندها
9,925

نوشته‌های نمایه آخرین فعالیت فرستادن‌ها مناطق ارسالی‌ها درباره کاربران بازدیدکننده از نمایه شما

  • میگن ادما مهم زندگیتو هیچ وقت یادت تره چون حتما حکمتی توش بوده که این ادم تو زندگیت قرار گرفتهه
    شب آمد و دل شد به هوای می و ساقی
    آن باده‌ی باقی
    آن ساغر و آن جام نوشیدنی و خُم پر جوش
    آن کوچه ی پر خاطره و آن شب خاموش
    آن شام پر از پرتو مهتاب
    آن جوی پر از آب
    آن ناله ی مرغ شب و آن دیده‌ی بیدار
    آن عاشق تبدار
    آن آهوی دشت و دل صیاد پر از دام
    آن سنگ و کبوتر که نشسته به لب بام
    آن اشک که لرزید
    آن ماه که خندید
    آن سلسله‌ی عشق تو در متن شب کوچه‌ی اشعار
    آن خنده‌ی شیرین تو بر مرگ
    آن جمله که از مرگ نترسید
    آن عشق بهار و دل باقی
    کان روز گرفتی به درون دل آن جشن
    میلاد اقاقی
    آن جرعه‌ی آخر که تو در جام نهادی
    آن جام که دیریست
    بر حال خرابت ره آباد ندارد
    آن ساز که دیگر بگسست و طرب شاد ندارد
    آن معبد هستی که به محراب وجودش دل تو خواست
    سقفش بشکافی و برافشانی ازآن طرح گلی شاد
    آن رنگ که بر چهره‌ی دنیا بفشاندی
    تا باز خداوند، از چهره ی بیچاره‌ی مردم بکند یاد
    آن سرو که خفته به دل خاک
    آن باد و بیابان
    آن روح عظیم و نفس پاک
    آن بوی لطیف نم باران
    آن غنچه ی بازی که زبعد تو دلش گشت پریشان
    آن قطره ی اشکی که به آئینه چکیده است
    آن روز که دیدی ، یک تار سیاهی
    در بین سپیدیِ سَرَت ناله دمیده است
    آن صحبت پژمردن یک جنگل پُر برگ
    آن مرگ قناری به قفس که نگرفتی تو به خود مرگ
    آن مرگ پر از وحشت آدم
    آن باد که پیچید
    بر پیکر باغ و به دلش برد تن برگ
    آن برگ که خشکید
    آن دشمنی زندگی و مرگ
    آن ساعت پنجاه ،آن ثانیه ی هشت
    آن لحظه ی سر آمده ی عمر که پر گشت
    ای یاد تو چون ساغر مهتاب
    ای شعر تو چون روشنی آب
    از جوشش این جام تو لبریز شرابم
    از بوی دل انگیز نوشیدنی تو خرابم
    این گونه مرا ساخته ای مست فریدون
    قلب من از این عشق جوان است
    سلام ریحانه چه طوری خوبی؟
    به جا آوردی یا به جا بیارم😂
    خورشید جاودانه می‌درخشد در مدار خویش
    ماییم که پا جای پای خود می‌نهیم و غروب می‌کنیم
    هر پسین این روشنای خاطر آشوب در افق‌های تاریک دوردست نگاه ساده فریب کیست که همراه با زمین
    مرا به طلوعی دوباره می کشاند؟
    پارت میخوای؟
    سلام بانو
    رمان سلنه رو اگه میشه ژانر تخیلی رو حذفش کنید
    نویسنده هم بزارید: Yalda.Sh
    و در پایینش بنویسید:
    سلنه به معنای الهه‌ی ماه
    سر کلاس تخصصی بودیم معلم ازمون پرسید که اگه احساس یه انسان باشه و هوش یه ربات باشه و رباته بی احساس باشه شما کدومو انتخاب میکنین؟
    (کدومو انتخاب میکنی..؟)
    چطوری؟
    خوبی؟
    بی معرفت 😁😂
    یه قانونی تو زندگی هست که یه نفر من و دوست داره من تو رو دوست دارم و تو یکی دیگه رو دوست داری و اون یکی دیگه، دیگری رو دوست داره... حالا فرض کن اینجا یه دایره باشه من به دنبال تو و تو به دنبال معشوقه‌ات و معشوقه‌ات به دنبال معشوقه‌اش! میگن اگر به عشقت نمیرسی حداقل پارو نزن بذار اونی که دوست داره بهت برسه! تصور کن من از حرک بایستم و دست از عشقت بردارم تا اونکه منو دوست داره به من برسه، تو از حرکت بایستی و دست از عشقش برداری تا اونکه دوستت داره به تو برسه... و اونکه مرا دوست داشت دست از عشق من برداره... اون چرخش دایره روبه عقب شروع به حرکت می‌کنه ولی باز هم هیچ فرقی نمی‌کنه درهرحال هیچ‌کس قرار نیست به کسی برسه.
    فقط خواستم بگم هیچ قانون جبر و معادله‌ای تو دنیا نمی‌تونه تو رو به اونی که دوسش داری برسونه...❤
    عاشق نباش، اگر عاشق شدی امیدوار نباش، اگر امیدوار شدی بروز نده چون همه چیز همیشه از اونجایی خراب میشه که بروز داده شد!
    و در نهایت کلام آخرم: یک روز می‌آیی که دیگر دچارت نیستم!
    #ریحانه
    #بی‌مخاطب_جهت_نصیحت
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...

به جمع خانواده پاتوق خوش آمدید

بر روی دکمه های زیر کلیک کنید

تمامی موضوعات و پست های مکتوب بیانگر دیدگاه نویسنده است و به هیچ وجه بیانگر دیدگاه مدیریت انجمن نیست.

بالا