ادما هرچی بزرگتر میشن جا افتادهتر میشن، هرچقدرم شر بودنشون حفظ کنن بازم زیر حجم مشکلاتی که باهاشون بزرگ شده، تارهای سفید یا جوگندمی دیده میشه، لبخندهاشون کم عمقتر و بیصدا میشه!
آینهها این تغییرات رو به تو نمیگن، بلکه عکسها هستن که تغییرات رو نشونت میدن... یه روز به خودت میای و میبینی عکسهای چند سال پیشت رو با حسرت نگاه میکنی.
این زندگی هرچقدرم که بهت سخت گرفته باشه بازم مشتاقی برگردی به عقب.
حالا گاهی میگی برگردم به عقب تا گذشته رو جبران کنم، گذشته رو تغییر بدم... گاهی هم میگی کاش برمیگشتم عقب تا بتونم دوباره اون لحظات شاد رو لمس کنم.

واکنشها[ی پسندها]: سوسکیِ سابق