...خونی تو
که چونان طناب داری محکم
به گلو چنگ میکشد
آه
چه در چشمانش بود
کز برایش باید هزار مرثیه سرود؟
نگاه بر تنِ مادرت
در کفنی با بطنِ از هم پاشیدهاش
و در اندیشهی اینکه
هاوژینش در آن دم که تیر بر تنش رقصید
شاید هرگز نمیدانست
چرا تو را زاییدهست
در خاکی که توپ و تانکش خبر نمیکند!
#نیلو_نوشت