[ نبض یک رویش ]

  • نویسنده موضوع arsha.Srmast~
  • تاریخ شروع
  • بازدیدها 304
  • پاسخ‌ها 5
  • کاربران تگ شده هیچ
ادبی طور

arsha.Srmast~

6,998
پسندها
135
امتیاز
سرپرست امور تخصصی و کتاب
مدیر بازنشسته
vip انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
1,372
راه‌حل‌ها
6
مدال‌ها
25
محل سکونت
پیشِ قُلی
  • نویسنده موضوع
  • #1
اسپم ممنوع
 

نام موضوع : [ نبض یک رویش ]
دسته : ادبی طور

belash

258
پسندها
65
امتیاز
مدیر بازنشسته
مدیر بازنشسته
تاریخ ثبت‌نام
2023/06/11
نوشته‌ها
58
راه‌حل‌ها
3
مدال‌ها
3
  • #2
کاش می شد
تمام آدم های غمگین و تنهای جهان را در آغوش کشید
برایشان چای ریخت، کنارشان نشست
و با چند کلام ساده
به لحظاتشان رنگ آرامش پاشید
و حالشان را خوب کرد ...
کاش می شد این را قاطعانه
و آرام در گوش تمام آدم ها گفت؛
که غم و اندوه، رفتنی است
و روزهای خوب در راه اند
که حال همه مان خوب خواهد شد...



| نرگس صرافیان طوفان |
 

arsha.Srmast~

6,998
پسندها
135
امتیاز
سرپرست امور تخصصی و کتاب
مدیر بازنشسته
vip انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
1,372
راه‌حل‌ها
6
مدال‌ها
25
محل سکونت
پیشِ قُلی
  • نویسنده موضوع
  • #3
چقدر دلم برای عبور از خواب این همه دیوار گرفته است!
هیچ وقتی از این روزگار
من این دیوارهای بی دریچه را دوست نداشته‌ام!
هیچ وقتی از این روزگار
من این همه غمگین نبوده‌ام.
راستش را بخواهید
زادرود من اصلا شب و دیوار و گریه نداشت،
ما همان اوایل غروب قشنگ
رو به آسمان آشنا می‌رفتیم و
صبح زود
باز با خود آفتاب، آشناتر برمی‌گشتیم
لحاف شب از سوسوی ستاره سنگین بود
ما خوابمان می‌برد
 

arsha.Srmast~

6,998
پسندها
135
امتیاز
سرپرست امور تخصصی و کتاب
مدیر بازنشسته
vip انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
1,372
راه‌حل‌ها
6
مدال‌ها
25
محل سکونت
پیشِ قُلی
  • نویسنده موضوع
  • #4
ما همدیگر را می بینیم، تلاش مان را هم می کنیم،
اما چیزی رخ نمی دهد.
بعد از آن، هر وقت همدیگر را می بینیم
شرمنده ایم و روی مان را از هم بر می گردانیم.
 

arsha.Srmast~

6,998
پسندها
135
امتیاز
سرپرست امور تخصصی و کتاب
مدیر بازنشسته
vip انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
1,372
راه‌حل‌ها
6
مدال‌ها
25
محل سکونت
پیشِ قُلی
  • نویسنده موضوع
  • #5
بالاخره یک روز تمام می‌شود
این دنیا با تمام سربالایی‌ها و سرپایینی‌هایش...
آدمی که تو را رنجاند،
اویی که تو را خنداند،
کسی که قلبت را به درد آورد،
اویی که آرامت کرد،
کسی که اشک‌هایت را دید و لبخند زد،
اویی که اشک‌هایت را پاک کرد و یا، با تو اشک ریخت
کسی که تمام وجودش پر از مهربانی بود،
و اویی که...
با همه‌ی آن‌ها، روزی جایی دور از این‌جا رو به رو می‌شوی؛
یا با لبخند به هم نگاه می‌کنید،
و یا فقط به هم، نگاه می‌کنید...!
آن‌جا دیگر کسی نمی‌تواند؛ چشمانش را روی قلبی که شکست، بغضی که به گلویی نشاند، اشکی که جاری کرد، زندگی شیرینی که خرابش کرد، دروغی که گفت، ببندد.
چون همان وقت که این‌جا چشمانش را روی تمام این‌ها بسته بود؛ کسی بود که چشمانش همه چیز را ثبت می‌کرد و به خوش‌خیالی آن فرد، لبخندی تلخ می‌زد.
گاهی باید کنار گوش تمام بی‌گناهان دل‌شکسته و پر از بغض دنیا آرام گفت: غمت نباشد؛ کسی که این‌جا چشمانش را بست؛ جایی دیگر بخواهد یا نخواهد چشمانش باز خواهد شد، گوش‌هایش هم. و همان وقت اشکی را که جاری کرد و ندید؛ می‌بیند.
و صدای قلبی را که شکست؛ می‌شنود.
می‌دانی؟ تنها خوبی این دنیا این است که، تمام می‌شود
آرام بگیر...
آن‌جا، جای دیگری‌ست...


 

arsha.Srmast~

6,998
پسندها
135
امتیاز
سرپرست امور تخصصی و کتاب
مدیر بازنشسته
vip انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/07
نوشته‌ها
1,372
راه‌حل‌ها
6
مدال‌ها
25
محل سکونت
پیشِ قُلی
  • نویسنده موضوع
  • #6
تجربه‌ی دوست داشتن، یک خوشبختی است. گاهی حتی فراق، خوش است. خصوصا اگر از تب‌و‌تاب اولیه عبور کرده باشی. اجازه دهی غبارها بخوابند. آرام بگیری و قبول کنی.
عشق به قلب آدم غَنا می‌بخشد. تجربه‌ی این رنج‌ها خوب است و یک گنجینه در ته قلبِ تو پُر می‌کند، اگر درست شناسایی‌اش کنی.
آلبر کامو در زمانه‌ی دوری از یار نوشت: "حتی جدا از تو، چیزی در من سکونت داشت."
در غیبت معشوق، چیزی از او در تو ساکن می‌شود.
چیزی حتی بهتر از او.


 

موضوعات مشابه

به جمع خانواده پاتوق خوش آمدید

بر روی دکمه های زیر کلیک کنید

تمامی موضوعات و پست های مکتوب بیانگر دیدگاه نویسنده است و به هیچ وجه بیانگر دیدگاه مدیریت انجمن نیست.

بالا