ترنم واژه ها
15,596
پسندها
پسندها
136
امتیاز
امتیاز
مدیر ارشد
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
مقامدار امور تخصصی
ارسالکنندهی برتر ماه
- نویسنده موضوع
- مدیر
- #1
تفاوت بین آرمانشهر و ویرانشهر و ترکیب آنها: میکستوپیا چیست
تصور کنید در مکانی عجیب ایستادهاید: در یک طرف، شهرهای درخشان و اکوسیستمهای سرسبز یک آرمانشهر در مقابل ما قرار دارند. اما وقتی به سمت دیگر برگردیم، بوی آسمانهای پر دود و خاکستری را حس میکنیم که بر منظرهای خشک از استخوانها نظاره میکند، جایی که مردم برای بقا در زیر سایه خانههای خاکستری مرتفعی که با سیم خاردار حلقه شدهاند میجنگند. آیا ما در یک میکستوپیا هستیم؟
اگر در اطراف ما یک سرزمین پهناور وجود داشته باشد که در آن عناصر هر دو دیدگاه با هم ترکیب شوند، که اساساً ” مکانی امن” است، آنگاه در میکستوپیا نیستیم. اما اگر در مسیر باریک تری هستیم – مانند جاده کهربایی ِ زلازنی – که بین آرمانشهر و ویرانشهر قرار دارد، در این صورت در میکستوپیا هستیم. یا میتوانیم بگوییم در میکستوپیا هستیم اگر روی لبه پرتگاه باریکی ایستادهایم، و در یک قدمی ما زمین محکم و درخشان قرار دارد و یک قدم پایین تر به ویرانهای ختم میشود. برایند این دو احتمال است که در صورت برقراری تعادل مابین آنها، به یک میکستوپیا تبدیل میشود. در میکستوپیا یک رویداد واحد، یا مجموعهای کوتاه از تصمیمات، داستان را به ماورا یا قهقرا میفرستد.
از جمله مثالهای میکستوپیا – که در آن عناصر آرمانشهری و ویرانشهری ترکیب میشوند اما مجزا باقی میمانند میتوان به عصر الماس نوشتهی نیل استفنسون اشاره کرد. اکثر رمانهای سایبری تاریک مانند نورومنسر نوشته ویلیام گیبسون نیز از این دستهاند. مثالهای قدیمی تری نیز وجود دارد مانند رمان کلاسیک ماشین زمان نوشتهی اچ جی ولز که در آن یک آرمانشهر مجسم در درون خود یک ویرانشهر را آشکار میکند. میکستوپیاها که در آن دو عنصر ترکیب میشوند کمتر رایجند.
میکستوپیاها بیشتر در رمانهای علمی تخیلی دیده میشوند. اما ارباب حلقهها نیز یک میکستوپیا است: اِلفها و هابیتها در کنار موردور زندگی میکنند و حلقه باعث جابه جایی این دو مکان میشود.
تصور کنید در مکانی عجیب ایستادهاید: در یک طرف، شهرهای درخشان و اکوسیستمهای سرسبز یک آرمانشهر در مقابل ما قرار دارند. اما وقتی به سمت دیگر برگردیم، بوی آسمانهای پر دود و خاکستری را حس میکنیم که بر منظرهای خشک از استخوانها نظاره میکند، جایی که مردم برای بقا در زیر سایه خانههای خاکستری مرتفعی که با سیم خاردار حلقه شدهاند میجنگند. آیا ما در یک میکستوپیا هستیم؟
اگر در اطراف ما یک سرزمین پهناور وجود داشته باشد که در آن عناصر هر دو دیدگاه با هم ترکیب شوند، که اساساً ” مکانی امن” است، آنگاه در میکستوپیا نیستیم. اما اگر در مسیر باریک تری هستیم – مانند جاده کهربایی ِ زلازنی – که بین آرمانشهر و ویرانشهر قرار دارد، در این صورت در میکستوپیا هستیم. یا میتوانیم بگوییم در میکستوپیا هستیم اگر روی لبه پرتگاه باریکی ایستادهایم، و در یک قدمی ما زمین محکم و درخشان قرار دارد و یک قدم پایین تر به ویرانهای ختم میشود. برایند این دو احتمال است که در صورت برقراری تعادل مابین آنها، به یک میکستوپیا تبدیل میشود. در میکستوپیا یک رویداد واحد، یا مجموعهای کوتاه از تصمیمات، داستان را به ماورا یا قهقرا میفرستد.
از جمله مثالهای میکستوپیا – که در آن عناصر آرمانشهری و ویرانشهری ترکیب میشوند اما مجزا باقی میمانند میتوان به عصر الماس نوشتهی نیل استفنسون اشاره کرد. اکثر رمانهای سایبری تاریک مانند نورومنسر نوشته ویلیام گیبسون نیز از این دستهاند. مثالهای قدیمی تری نیز وجود دارد مانند رمان کلاسیک ماشین زمان نوشتهی اچ جی ولز که در آن یک آرمانشهر مجسم در درون خود یک ویرانشهر را آشکار میکند. میکستوپیاها که در آن دو عنصر ترکیب میشوند کمتر رایجند.
میکستوپیاها بیشتر در رمانهای علمی تخیلی دیده میشوند. اما ارباب حلقهها نیز یک میکستوپیا است: اِلفها و هابیتها در کنار موردور زندگی میکنند و حلقه باعث جابه جایی این دو مکان میشود.
نام موضوع : میکستوپیا چیست؟
دسته : آموزش نویسندگی
