آموزشی مقاله دکتر غلامحسین یوسفی با عنوان «افراط، تفریط، اعتدال در نگارش فارسی»

  • نویسنده موضوع Aby
  • تاریخ شروع
  • بازدیدها 315
  • پاسخ‌ها 7
  • کاربران تگ شده هیچ
آموزش ویراستاران
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

Aby

629
پسندها
125
امتیاز
سرپرست بازنشسته
مدیر بازنشسته
کاربر ممتاز
کاربر فعال
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/08
نوشته‌ها
424
مدال‌ها
12
محل سکونت
قلعه هاگوارتز
  • نویسنده موضوع
  • #1
دكتر غلامحسين يوسفي:
افراط، تفريط، اعتدال در نگارش فارسي توانايي و گسترش زبان فارسي و آمادگي آن در برابر نيازهاي روزافزون جامعه بي‌گمان مورد علاقه همه
ايرانيان با فرهنگ است. زبان فارسي رشته پيوستگي ما با همه افراد و نيز با فرهنگ ديرين و تاريخ ما در قرون اسلامي است و اهميت آن را نمي‌توان ناديده گرفت و يا از آن غافل شد. به علاوه كسب و جذب تمدن و دانش‌ها و معارف جديد و آن را در دسترس همگان قرار دادن جز به وسيله اين زبان و توانا شدن آن انجام پذير نيست. از اين رو هر قدر درباره زبان فارسي از نظرگاه‌هاي مختلف و با توجه به مسائل گوناگون، كه با آن‌ها روبه‌روست گفتگو شود، بجاست.
آنچه در اين جا به قلم مي‌آيد موضوعي است در خور توجه كه همه با آن سر و كار داريم. به يك تعبير ساده شايد بتوان گفت زبان، در درجه اول، مجموعه‌اي از كلمات و تركيبات (نشانه‌ها) است كه بر پايه قواعدي رايج و مأنوس، در جمله‌ها، براي رساندن معاني مورد نظر گوينده يا نويسنده به كار مي‌رود. وقتي هدف رساندن معاني و مفاهيم منظور است اين نشانه‌ها و طرز تركيب آن‌ها و بافت جمله‌ها بايد طوري باشد كه شنوندگان و خوانندگان بي‌هيچ دشواري به مقصود پي برند و هر مانعي در اين راه پديد آيد برخلاف نظر اصلي است. بديهي است به هر نسبت معاني و مفاهيم دقيق‌تر و عالي‌تر و يا هنري باشد زباني غني‌تر و تواناتر مي‌طلبد و از حد زبان عادي فراتر. اكنون اين جنبه از زبان مورد بحث نيست. ترديد نيست هر قدر مردم، به خصوص اهل قلم، با آثار ارجمند زبان فارسي از شعر و نثر و قديم و اخير آشناتر باشند و با اندوخته‌هاي واژگان زبان انس پيدا كنند در اداي معاني گوناگون تواناتر خواهند بود. اما اگر اين آشنايي و آگاهي بصورت غرق شدن در آثار گذشته در آيد چندان كه زبان و طرز بيان پيشينيان بر ذوق و نوشته آنان حكومت كند چند نتيجه نامطلوب حاصل خواهد شد:
اكتفا كردن به واژه‌ها و تركيبات كهنه و فراموش شده، دور ماندن از زبان زنده و پوينده جامعه، طرد كردن هر چه جز به اسلوب قدما نوشته شود. حاصل اين روش آن كه كم‌كم انشاي اين اشخاص برخلاف آن كه مي‌پندارند سنت و شيوه ديرين را حفظ كرده‌اند سبب قطع رابطه مردم با آثار ادبي گذشته مي‌شود زيرا نمايندگان اين مكتب ـ كه از فضل و ادب نيز بهره‌ورند ـ طوري چيز مي‌نويسند كه خوانندگان منظورشان را نمي‌فهمند و حتي دل زده مي‌شوند. در نوشته‌هاي بعضي از اين گروه كلمات و تركيبات و عباراتي از اين قبيل ديده‌ام:«مسمار، تراجع، تتلمذ، خليع العذار، فرادي، خرّيجين، عجالت را، تاسف را، مقالت، فلان كتاب چند سال در نوبت نگارنده بود...».
 

امضا
هیچ‌چیز اندازه‌ی صداقت، یک‌آدم‌ رو جذاب نمی‌کنه؛
حتی وقتی که داره اعتراف می‌کنه یک‌عوضیه :)


داستان کوتاه گارد لنف و نایره
دلنوشته در اشتباهِ گذشته ماندن

Aby

629
پسندها
125
امتیاز
سرپرست بازنشسته
مدیر بازنشسته
کاربر ممتاز
کاربر فعال
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/08
نوشته‌ها
424
مدال‌ها
12
محل سکونت
قلعه هاگوارتز
  • نویسنده موضوع
  • #2
يكي از دانشوران متأثر از اين سليقه سال‌ها پيش كه در حضور جمعي كثير از دانشجويان سخنراني مي‌كرد«محصلين مدرسه، طلاب علوم، متعلّم، وزارت معارف، انجمن خطابه» به كار مي‌برد تا «دانشجويان، وزارت فرهنگ، انجمن سخنراني» نگفته باشد و حال آن كه منظور عمده وي در سخنراني رعايت اصول و اختيار شيوه‌اي علمي در وضع لغات موردنياز و فارسي‌نويسي بود. برخي از اين فضلا از به كار بردن كلماتي نظير: مچاله، چروك، خيس، دله، نفس، به شماره افتادن، پوشالي، بنجل، سرخوردگي، سر ناترس و امثال آن پرهيز مي‌كنند اما نمي‌گويند به جاي آن چه مي‌شود گفت و نوشت كه مردم به آساني بفهمند. لابد «چين بر جبين افكندن و پرخاش كردن» را بر «اخم كردن و تشر زدن» در نثر ساده داستاني يا محاوره ترجيح مي‌دهند يا مثلاً «قديمي و صميمي» را ـ مانند خانه قديمي و دوست صميمي ـ كه در عربي نيامده است نمي‌پسندند و به جاي آن‌ها «قديم و صميم» را پيشنهاد مي‌كنند، حتي فراتر رفته گاهي رعايت قواعد زبان عربي را در مورد كلمات عربي رايج در فارسي نيز يادآور مي‌شوند.
نمونه‌هايي از اين گونه كاربردها را در انشا و گفتار برخي ادبيان مي‌توان ديد.
 

Aby

629
پسندها
125
امتیاز
سرپرست بازنشسته
مدیر بازنشسته
کاربر ممتاز
کاربر فعال
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/08
نوشته‌ها
424
مدال‌ها
12
محل سکونت
قلعه هاگوارتز
  • نویسنده موضوع
  • #3
انس با زبان و ادبيات گذشته ـ كه از جهات گوناگون سودمندست ـ گاه در عرف بعضي از ايشان به حد تقليد و تسليم رسيده، چند قرن تحول و زندگي زبان را ا زياد مي‌برند. تاٌكيد يكي از پژوهندگان معاصر در نوشته‌هاي خود كه مثلاً يا استمراري و شرطي را در آخر صيغه فعل‌ها بايد به كار برد نمونه‌ي ديگر از همين بازگشت ارادي و تحميلي به گذشته بود.
به اين ترتيب بهره‌گيري از زبان و ادبيات فصيح پيشين به جاي آن كه گره‌گشا باشد بر اثر تفريط طرفداران اين سليقه به حالتي مي‌رسد كه اخيراً نويسنده مقاله‌اي از «نظرگاه سنتي و ادب زده» سخن گفته بود، نظير «آسيب زده، گرمازده، پري زده« و امثال آن! اين گونه انشاها گاه به پاسخ آن شرق‌شناسي مي‌ماند كه وقتي كسي از او به فارسي پرسيد: «حال شما چه طورست؟»، در گفتگوهايي عادي جواب داد: «منّت خداي را عزّ و جلّ» و به خيال خود پاسخي بجا داده بود.
 

Aby

629
پسندها
125
امتیاز
سرپرست بازنشسته
مدیر بازنشسته
کاربر ممتاز
کاربر فعال
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/08
نوشته‌ها
424
مدال‌ها
12
محل سکونت
قلعه هاگوارتز
  • نویسنده موضوع
  • #4
اين طرز كهنه‌گرايي در انشاء فقط در مفردات و تركيبات برخي نوشته‌ها ديده نمي‌شود بلكه گاه در ساختمان جمله‌ها نيز بروز مي‌كند، از قبيل: به كار بردن كلمه‌ها و جمله‌هاي مترادف، حشوهاي بي‌مورد، جمله‌هاي طولاني و در هم پيچيده مانند برخي نثرهاي متكلّف قديم و غيره .
در برابر دسته نخستين، بسياري از معاصران، به خصوص نسل جوان، در نوشته‌هاي خود به زبان گفتار و حتي آنچه به صورت زبان شكسته است گرايش دارند و جز آن را نمي‌پسندند و چون آثار ادبي فارسي را كمتر مي‌خوانند و يا نمي‌خوانند هر چه در واژگان محاوره يا زبان روزنامه‌ها نباشد به نظر آنان دور از ذهن مي‌نمايد. بعضي از اينان به استناد استنباط نادرست از برخي شنيده‌هاي خويش به آرائي توسل مي‌جويند از اين‌گونه كه زبان چون رودي است پويا و زنده و در حال حركت و دگرگوني است و هر چه درآن در جريان است جزء همان رودست و بايد باشد. به اين ترتيب هر نوع كوششي را براي پالايش و پاكيزه داشتن آب رودخانه از فضولات نابجا و عبث مي‌دانند؛ و حال آن كه هيچ نظريه معتبري طبعاً بيبند و باري و ناآگاهي از فطرت و طبيعت زبان را تأييد نمي‌كند.
افراط اين گروه موجب مي‌شود كه زبان فارسي در نوشته‌هاي آنان اندك مايه و كم توان و كوتاه پرواز است و از اداي بسياري معاني و مفاهيم عاجز مي‌نمايد و چيزهايي از اين گونه مي‌گويند و مي‌نويسند:«هر از گاه، با اين وجود، دادن اخذ رأي، عملياتها(جراح جواني در بيمارستان اين عمليات‌ها را مي‌كرد)، اشخاصات، خودكفا، استيفا دادن»، يا جمله‌هايي نظير: «اين موضوع كه طرف هر قدر كوشش مي‌كند كه در اين كار موفق شود نتيجه‌اي نخواهد گرفت را به اطلاع دوستان رسانيد؛ مي‌رود كه از مرض حصبه رنج ببرد؛ كنار پنجره ايستاده بوديم و به گفتگو نشستيم» دوستي نيز قسمتي از روزنامه‌اي را به من نشان داد شامل جمله‌اي در بيست و يك سطر و با يك فعل!
 

Aby

629
پسندها
125
امتیاز
سرپرست بازنشسته
مدیر بازنشسته
کاربر ممتاز
کاربر فعال
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/08
نوشته‌ها
424
مدال‌ها
12
محل سکونت
قلعه هاگوارتز
  • نویسنده موضوع
  • #5
بعضي از اشخاص اين كاربردها را بجا مي‌دانند و آن كسي را كه اين نوع كلمات و عبارات را نپسندد بي‌خبر از پويش و دگرگوني زبان زنده امروز ميانگارند و حال آن كه انصاف آن است كه زبان توده مردم در اصل سالم و روان و زلال و طبيعي است و حتي از بسياري از اين گونه ناهنجاري‌ها عاري است و اگر نظاير آنها در بيان مردم ديده
شود تحت تأثير نوشته‌ها و گفتار بسياري از درس خواندگان ناآگاه از فطرت زبان است.
از طرف ديگر ديده‌ام سر و كار نداشتن اين گونه نويسندگان و مترجمان با آثار ادبي و فرهنگي يا تعصب و رتقيد به نوآوري موجب شده است كه مثلاً وقتي با اصطلاحاتي نظير pun، quotation،amibiguity ،،rationalisme، association des idees، redondance،cacophony،euphony deduction،induction، utilitarisme، روبه‌رو شده‌اند به جاي ترجمه آن‌ها به اصطلاحات مانوس و رساي «ابهام، تضمين، جناس، حسن تأليف حروف، تنافر حروف، حشو، تداعي معاني، اصالت عقل ـ خردگرايي، اصالت فايده ـ سودگرايي، استقراء، قياس» معادل‌هاي زير را به كار برده‌اند:«پيچيدگي، گنجاندن در سخن، شباهت حروف، زيبايي همخواني، رميدگي صداها، آگندگي، همياري انديشهها، خردباوري، سودباوري، دريافت تدريجي، دريافت كلي».
 

Aby

629
پسندها
125
امتیاز
سرپرست بازنشسته
مدیر بازنشسته
کاربر ممتاز
کاربر فعال
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/08
نوشته‌ها
424
مدال‌ها
12
محل سکونت
قلعه هاگوارتز
  • نویسنده موضوع
  • #6
چند سال پيش مترجمي در برابر واژه abstraction كلمه «جداسازي» را به كار برده بود. وقتي به ايشان گفتم كه اين واژه را به «انتزاع، تجريد، تنزيه» مي‌توان ترجمه كرد اما چون در اين جا مربوط به ذات خداست بهترست «تنزيه» به كار رود باز از همان «جداسازي» جدا نمي‌شد و بار معني كلمه و اقتضاي حال و تناسب آن را احساس نمي‌كرد. ديگري بر ترجمه داستاني ايراد گرفته بود كه چرا كلمات:«مع هذا، عن قريب، محققاً، تحت الشعاع» و امثال آن كه در زبان گفتار نيست در كتاب آمده؛ غافل از آن كه هنوز اين گونه كلمات در زبان مردم وجود دارد، به علاوه به كار بردن آن‌ها از طرف يكي از اشخاص داستان كه نسبة به لفظ قلم سخن مي‌گفت متناسب هم بود.
پرهيز از هر نوع طرز تعبير قديم به مفردات و تركيبات محدود نمي‌ماند و به بافت جمله نيز مي‌كشد چنان كه منتقدي محترم و دانشمند، نه از افراط گرايان، بر دو مصراع فصيح از شعر «زمستان» مهدي اخوان (م. اميد) انگشت نهاده بود كه چرا گفته است:«سلامت را نمي‌خواهند پاسخ گفت»، «نگه جز پيش پا را ديد نتواند» و نگفته است «نمي‌خواهند پاسخ بگويند» و «نمي‌تواند ببيند» و حال آن كه هر دو تركيب استوار و فصيح و همه كس فهم است، به خصوص با تأكيدي كه در همان جمله‌ها محسوس است و كاملاً بجاست و ناشي از طرز تركيب آن‌هاست.
يكي از دوستان ارجمند بنده كه سال‌ها پيش تا حدودي به دسته دوم گرايش داشت به تدريج كه بيشتر به مطالعه آثار ادبي فارسي پرداخت با ذوق و قريحه‌اي كه دارد به انشايي دست يافت خوب و مطبوع چندان كه نوشته‌هاي سال‌هاي اخير او لطف و جلوه‌اي بارز يافته است و ترجمه‌اي به قلم وي كه يكي دو سال پيش انتشار يافت به خصوص از اين حيث مورد تحسين بسياري از خوانندگان واقع شد.
 

Aby

629
پسندها
125
امتیاز
سرپرست بازنشسته
مدیر بازنشسته
کاربر ممتاز
کاربر فعال
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/08
نوشته‌ها
424
مدال‌ها
12
محل سکونت
قلعه هاگوارتز
  • نویسنده موضوع
  • #7
اگر قرار شود زبان فارسي فقط از سليقه دسته دوم پيروي كند و به تعبيرات رايج امروز اكتفا نمايد چون خود را از ميراث واژگاني ديرين محروم مي‌سازد از تواناييش خواهد كاست و بالندگي خود را براي اداي مفاهيم و معاني جديد نيز تا حدي زياد از دست خواهد داد. به علاوه چون از بسياري پيوندها كه با آثار و فرهنگ گذشته تواند داشت خواهد گسست روز بروز آثار گرانقدر پيشين براي فارسي زبانان امروز نامفهوم‌تر و بيگانه‌تر خواهد شد. هر چند حالت اخير در بسياري از جوامع پيشرفته امروز نيز بروز كرده است اما اگر نتيجه آن شود كه فرزندان ما با آثار فردوسي و بيهقي و عنصرالمعالي و سعدي و مولوي و حافظ و ديگران به همان حد بيگانه باشند كه با آثار ادبي مردم پرتغال، در آن صورت بايد در معني ايراني با فرهنگ تجديد نظر كرد. گويي برخورداري از زبان و ادب ديرين و به گزيني و حسن اقتباس از آن به مشام اين دسته از هموطنان بوي كهنگي مي‌دهد و احياناً موجب نقص و عيب است!
يك نوع زياده روي يا تنگ مشربي ديگر در كاربرد واژه‌هاي فارسي و عربي است. برخي از اشخاص تا بتوانند از به قلم آوردن هر نوع كلمه و اصطلاح عربي ـ هر چند قرن‌ها به كار رفته و رايج شده باشد و واژه‌اي فارسي و مأنوس به جاي آن يافت نشود ـ خودداري مي‌ورزند. مثلاً ترجيح مي‌دهند «سفر، به هر صورت، انحراف از قاعده»، حتي اصطلاحاتي مانند:«اخوانيات، ارسال مثل» را نگويند و ننويسند و به جاي آن‌ها «كوچ، به هر رخساره، كج شدن از راستا، نوشته‌هاي برادرانه، فرستادن مثل در سخن» را به كار برند. بعضي ديگر گويي گاه از ياد مي‌برند كلماتي مانند:«تطفل، متعفل، اندكاك، رفع اسقام، اجتراء» و امثال آن دور از ذهن و انس مردم امروز است و بيشتر خوانندگان مقصود آنان را درك نمي‌كنند.
 

Aby

629
پسندها
125
امتیاز
سرپرست بازنشسته
مدیر بازنشسته
کاربر ممتاز
کاربر فعال
تاریخ ثبت‌نام
2021/10/08
نوشته‌ها
424
مدال‌ها
12
محل سکونت
قلعه هاگوارتز
  • نویسنده موضوع
  • #8
اين شيوه‌ها كه ياد شد نمودار نوعي افراط و تفريط است و جاي تأسف است كه نظير اين حالت‌ها در گفتار و نوشته و آراء ما ديده مي‌شود. تا آن جا كه به نثر فارسي مربوط است به نظر بنده راه درست در اعتدال و ميانه‌روي است؛ نه در اسلوب گذشته فرو رفتن و خود را باختن و به شيوه چند قرن پيش سخن راندن و زبان قلم را از پويايي و زندگي بازداشتن، نه با تسليم به هر سليقه ناموزون كاربردهاي ناهنجار و تازه درآمد را ترويج كردن.
به عبارت ديگر هم به رهگير هوشيارانه از گنجينه واژگان زبان فارسي لازم است، هم توجه به زبان زنده و رايج مردم، منتهي حسن تركيب اين دو جنبه با يكديگر به طوري كه هيچ ناهماهنگي در آن ديده نشود كاري است ظريف كه علاوه بر مدد ذوق و قريحه، حاصل مطالعه آگاهانه همراه با نكته آموزي در آثار خوب قديم و جديد است و اُنس با روح زبان
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

به جمع خانواده پاتوق خوش آمدید

بر روی دکمه های زیر کلیک کنید

تمامی موضوعات و پست های مکتوب بیانگر دیدگاه نویسنده است و به هیچ وجه بیانگر دیدگاه مدیریت انجمن نیست.

بالا