عنوان:
عنوان دلنوشته فرشته بهشتی، به دور از کلیشه بود.
عنوان از دو بخش «فرشته» و «بهشت» تشکیل شده است که معنای هر دو جزء در کنار هم به «مفهوم موجود خوش سیرت» میانجامد. در واقع این ترکیب در شگفت موجود خوش سیرتی بیان شده است؛ این کنایه موجود در عنوان جذابیت آن را بالا برده. عنوان انتخابی با بدنهی اصلی و ژانر ارتباط خوبی داشت همچنین از اندازه متناسبی برخوردار بود.
ژانر:
ژانر انتخابی عاشقانه بود، نویسنده به خوبی از این ژانر بهره برده بود اما 100 درصد دلنوشته حس و حال عاشقانه نداشت نویسنده عزیز باید ژانر تراژدی را هم انتخاب کند زیرا در آغاز دلنوشته مخاطب تراژدی میخواند سپس در میانهی تنه ژانر عاشقانه میشود و در پایان مجدداً تراژدی دیده میشود.
مقدمه:
بیان مقدمه به شکل زیبایی بر روح مخاطب مینشست، با اینکه جملات ادبی و ساده بودند اما کلیشهای دیده نشد و در نتیجه جذابیت مقدمه، مخاطب به خواندن بدنهی اصلی ترغیب میشد.
آرایههای ادبی:
برای چنین دلنوشته زیبا و سرشار از احساسی توقع بهرهگیری بیشتری از آرایه ادبی را داشتیم اما متأسفانه نویسنده خوش ذوق در این زمینه کمی کمکاری کرده بود. در متن اصلی از آرایهی تلمیح استفاده شده بود:
«انسان جائز الخطا بود و من هم پر از اشتباه!»
این بند گوشه چشمی است بر ضرب المثل «انسان جائزالخطا است» آرایه تشبیه هم به چشم میخورد:
«فرشتهها گاهی پر از درد میشوند
گاهی بدخلقی میکنند،
خسته میشوند...
و آن وقتهاست که دل آدمها میشکند!
مثل فرشتهی من که خسته و پر از درد بود»
در این قسمت فرشته بهشتی به باقی فرشتهها تشبیه شده است که این تشبیه، تشبیه فوق زیبای جنس به جنس است به مانند تشبیه انسانی به انسان دیگر.
انسجام:
دلنوشته از انسجام خوبی برخوردار بود، جملات پیدرپی و بدون بهم ریختگی در کنار هم قراره گرفته و مجموعهای منظم را پدید آورده بودند. پارتهای دلنوشته گاه کوتاه و گاه بلند بودند و این موضوع نکتهای منفی خواهد بود.
هدف:
هدف دلنویس بیان غم و تاریکی زندگی شخصیت پیش از ورود «معشوق» یا همان «فرشته بهشتی» یا به تعبیری دیگر از دلنویس، همان «معجزه» زندگی وی بود؛ و سپس با ورود این «معجزه» باز هم غم زندگی شخصیت پا بر جاست اما دلپذیر است، درواقع دلنویس بهطور قوف زیبایی غم شیرینی را بیان میکند که بسیار جذاب است.
نگارش:
از بیشتر علامتهای نگارشی به درستی استفاده شده بود و تنها از «...» درست استفاده نشده بود. علامت «...» اگر در پایان جمله بیاید به این صورت خواهد بود:«... .» این علامت نشانهی ناتمامیست و در دلنوشته به جای «،» استفاده شده بود که عملی نادرست است. غلط املایی دیده نشد.
لحن:
بافت دلنوشته ادبی بود و پرشی به محاوره دیده نشد. دلنویس به خوبی لحن را در تعادل نگه داشته بود و لحن دلنوشته احساسات غم و شادی را که دو حس در تضاد هستند به خوبی بیان کرده و مخاطب را به همدردی با شخصیت تشویق میکرد.
سخن منتقد:
ALMA شخصاً علاقه خیلی زیادی به دلنوشتهتون داشتم؛ خیلی زیبا و دلنشین بود، موفق باشید♡