بازدیدهای نمایه

15134

آخرین بازدیدکنندگان

  1. 15,134 بازدیدهای نمایه
  2. مآه بانو
  3. M I R A S
  4. PARSIS.S
  5. mohebat
  6. نعیم
  7. TAhA
ریحانه اسفندیاری
پسندها
9,925

نوشته‌های نمایه آخرین فعالیت فرستادن‌ها مناطق ارسالی‌ها درباره کاربران بازدیدکننده از نمایه شما

  • گسسته‌های غیر منسجم پارت پایانی:
    اکنون که روزهای دشوار، یکی پس از دیگری بی‌آنکه مجال نفس کشیدن‌ بدهند، از راه می‌رسند، روزگار خوش کودکی برایم به رؤیایی دور و دست‌نیافتنی بدل شده است؛ رؤیایی که گویی در قاب غبارگرفته و رنگ‌باخته‌ای بر طاقچه‌ی نمور این خانه، به دست فراموشی سپرده شده است.
    ***
    این روزها می‌خندیم، مزاح می‌کنیم و گاه چنان بی‌دغدغه از کنار یکدیگر می‌گذریم که گویی هیچ اندوهی در پسِ این لبخندها خانه نکرده است؛ فارغ از آنکه از خلوت یکدیگر، از شب‌هایی که هر کداممان چگونه با خویشتن خویش دست‌وپنجه نرم می‌کنیم، هیچ نمی‌دانیم.
    ***
    روزگار عجیبی‌ است...
    هر آنچه در ایام خوش نوجوانی، با تار و پود رؤیا بافته بودیم، رؤیا باقی ماند و اکنون در کنج خاموش دل این غریبه‌ی آشنا، زیر غبار زمان آرام گرفته‌اند.
    ***
    شاید تلخ‌ترین حقیقت همین باشد که روزی می‌رسد، چمدان‌ها را جمع می‌کنیم... در را پشت سرمان می‌بندیم و از زندگی شیرین و بی‌دغدغه‌ی کودکی کوچ می‌کنیم.

    ( این انجمن ساخته شده با ❤️ )

    ریحانه اسفندیاری
    ۳۱ شهریور ۱۴۰۵
    دوستان گفتن این جا کرم ریزی آزاده..
    راست گفتن؟😂
    با تو یک شب بنشینیم و شرابی بخوریم
    آتش‌آلود و جگر‌سوخته آبی بخوریم
    در کنار تو بیفتیم چو گیسوی تو مست
    دست در گردنت آویخته تابی بخوریم!
    ب*و*سه با وسوسه‌ی وصل دلآرام خوش است
    باده با زمزمه‌ی چنگ و ربابی بخوریم
    سپر از سایه‌ی خورشیدقدح کن زآن پیش
    کز کماندار فلک تیر شهابی بخوریم
    پیش چشم تو بمیریم که مست است، بیا
    تا به خوش‌باشی مستان میِ نابی بخوریم!
    صله‌ی سایه همین جرعه‌ی جام لب توست
    غزلی نغز بخوانیم و شرابی بخوریم
    خیال آمدنت دیشبم به سر می‌زد
    نیامدی که ببینی دلم چه پر می‌زد
    به خواب رفتم و نیلوفری بر آب شکفت
    خیال روی تو نقشی به چشم تر می‌زد
    نوشیدنی لعل تو می‌دیدم و دلم می‌خواست
    هزار وسوسه‌ام چنگ در جگر می‌زد
    زهی امید که کامی از آن دهان می‌جست
    زهی خیال که دستی در آن کمر می‌زد
    دریچه‌ای به تماشای باغ وا می‌شد
    دلم چو مرغ گرفتار بال و پر می‌زد
    تمام شب به خیال تو رفت و می دیدم
    که پشت پرده‌ی اشکم سپیده سر می‌زد
    سلام عزیزم خوبی؟
    سلام علیکم
    چطوری؟احوالات درس و دانشگاه چه خبر؟
    ریحانه اسفندیاری
    ریحانه اسفندیاری
    اونایی که گرون‌تره کاراییشم بهتره
    شری نسترنه
    تنها درسی که دوساعت بود ورزش بود
    • لایک
    واکنش‌ها[ی پسندها]: Mr.Rasoly
    Mr.Rasoly
    Mr.Rasoly
    هرچقدر پول بدی همونقدر اش میخوری دیگه
    آها
    ورزش هم مگه مجازیه؟
    ریحانه اسفندیاری
    ریحانه اسفندیاری
    بلی
    نه اونو ترم یک گذروندیم کوتاه ترین تایم کلاسی که داشتیم البته خوده استاده فقط حضوری میزد و میرفتیم
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...
  • در حال بارگیری...

به جمع خانواده پاتوق خوش آمدید

بر روی دکمه های زیر کلیک کنید

تمامی موضوعات و پست های مکتوب بیانگر دیدگاه نویسنده است و به هیچ وجه بیانگر دیدگاه مدیریت انجمن نیست.

بالا