انجمن رمان نویسی پاتوق رمان

سوسکیِ سابق
سوسکیِ سابق
کاسه کوزتونو جمع کنید گنگسر آمل اومده
سوسکیِ سابق
سوسکیِ سابق
حالا ۱ ۲ ۳
سوسکیِ سابق
سوسکیِ سابق
عه اینم ک بی ادبیه
پ چی بخونم
سوسکیِ سابق
سوسکیِ سابق
تفف چ دنیای کثیفی
SILENCER
SILENCER
مستیم درد منووو دیگه دوا نمیکنهههه
غم با من زاده شدههه منو رها نمیکنههه
سوسکیِ سابق
سوسکیِ سابق
اوف اصن صدارو
بزن کف قشنگه رووووو
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: SILENCER
SILENCER
SILENCER
تازگیا افتاده زبونم
دیروز خونه خلوت بود رفته بودم حموم قشنگ با حس میخوندم
بعد یهو مادر جان درو زد گفت ۲ ساعته داری آب هدر میدی گمشو بیرون
سوسکیِ سابق
سوسکیِ سابق
وای جرر😂😂
ضدحال ب معنای واقعی کلمه
SILENCER
SILENCER
حالا اومدم بیرون دیدم داداشمو بابامم همراه با یه مهمون نشستن:/
سوسکیِ سابق
سوسکیِ سابق
نههههه این بده این خیلی خیلی بده😂😂😂😂😂😂
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: SILENCER
سوسکیِ سابق
سوسکیِ سابق
برات صبر و شکیبایی بسیار ارزومندم
SILENCER
SILENCER
بغض بدی در گلوم نشست.. اینی که من میکنم زندگی نیس

به جمع خانواده پاتوق خوش آمدید

بر روی دکمه های زیر کلیک کنید

تمامی موضوعات و پست های مکتوب بیانگر دیدگاه نویسنده است و به هیچ وجه بیانگر دیدگاه مدیریت انجمن نیست.

بالا