شبنشینیهای پاتوق با حضور آرمان
«خانه دوست کجاست ؟!» در فلق بود که پرسید سوار. آسمان مکثی کرد... . رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شنها بخشید و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت: «نرسیده به درخت، کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است. میروی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ، سر بدر...
forum.patoghroman.xyz

.gif)
.gif)

یه نفر اینو بهم یاد داده و از وقتی یادش گرفتم زندگی برام راحتتر میگذره


واکنشها[ی پسندها]: سوسکیِ سابق و Panic_315