گاهی ترک کردن یه شهر روبهرو شدن با هستی خودته...
و یا نیستی خودت!
گاهی کاری که باید بکنی سنگینی میکنه
مهم نیست که کجا داری میری
دیگه ترسی نداری از سرنوشت
و تسلیم خاطرات میشی
و فقط میری تا رها بشی از هر آنچه که تو رو متصل میکنه به گذشته!
ترک کردن یه شهر گاهی یه شروع تازهست...
و گاهی یه پایانه!
جادهها و پارکهایی که توش قدم میذاری دیگه برات تموم شده
عین یه روحی
جدا شده از بدن
توی عالم برزخ میمونی!
ترک کردن یه شهر تلاش برای فراموش کردنه
خاطرات رو...
حقیقتها رو...
دروغها رو...
امیدها رو...
موقع فراموش کردن... چیزایی که میخوای یادت بمونه رو توی یه کیف جمع میکنی و با خودت میبری.
اونها بهترین چیزهای تو هستن.

واکنشها[ی پسندها]: ترنم واژه ها