آموزشی کلیات دستور زبان فارسی

  • نویسنده موضوع Gamer Queen
  • تاریخ شروع
  • بازدیدها 175
  • پاسخ‌ها 7
  • کاربران تگ شده هیچ
تحصیلات عمومی_تخصصی

Gamer Queen

194
پسندها
50
امتیاز
مدیر بازنشسته
مدیر بازنشسته
تاریخ ثبت‌نام
2022/12/12
نوشته‌ها
332
مدال‌ها
3
  • نویسنده موضوع
  • #1

نهــاد :


بنیاد و پایه ی جمله بر آنها نهاده شده یا به سخن دیگر اساس و نهاد جمله هستند « علی»، «آب» و «هوا» در جمله های زیر نهاد هستند . مانند:

علی می نویسد - آب می جوشد - هوا گرم بود .

به نهاد مسندالیه نیز گفته می شود از آن جهت که چیزی به آنها نسبت داده می شود.

در مثالهای فوق « علی ، آب و هوا » مسندالیه هستند .



اگر نهاد کاری انجام داده باشد به آن نهاد فاعل یا «فاعل» می گوییم. فاعل یعنی کننده کار.

مانند: « علی و مادر » در جمله های زیر فاعل هستند:

علی می نویسد - مادر غذا پخت .
 

Gamer Queen

194
پسندها
50
امتیاز
مدیر بازنشسته
مدیر بازنشسته
تاریخ ثبت‌نام
2022/12/12
نوشته‌ها
332
مدال‌ها
3
  • نویسنده موضوع
  • #2
مفعول :

در جمله ای که فعل آن متعدی باشد. علاوه بر فاعل، نیاز به رکن دیگری است که جمله را کامل می کند و عمل فعل بر آن واقع شود، چنین کلمه ای را « مفعول » گویند .

مفعول هر جمله پاسخی است که به پرسش « چه ، چه چیز ، چه چیز را ، که، که را ، چه کسی را » داده می شود . مثال :

علی « درس » می خواند . چه چیز ؟ درس

ابو علی « شفا » را نوشت . چه چیز را ؟ شفا را

احمد « حسین » را دید . چه کسی را ؟ حسین را

بعضی مفعول همراه « را » ( نشانه مفعولی) می آید که به آن مفعول معرفه گویند .

مثل : کودک «غذا را» خورد و مفعولی که بدون « را » می آید آن «معرفه» نیست .

کودک « غذا » خورد(مراد ؛ بیان غذا خوردن کودک است نه غذای معین)
 

Gamer Queen

194
پسندها
50
امتیاز
مدیر بازنشسته
مدیر بازنشسته
تاریخ ثبت‌نام
2022/12/12
نوشته‌ها
332
مدال‌ها
3
  • نویسنده موضوع
  • #3
صفت:

صفت کلمه ای است که اسم یا جانشین اسم یا گروه اسمی همراه خود را توصیف می کند و یکی از وابسته های اسم به شمار می رود.

برای یک موصوف می توان چند صفت آورد :



مثل کلمه های « آنچه، خوب، به درد بخور » در این عبارت:
آنچه کتاب خوب و به درد بخور در قفسه بود جمع کردم
 

Gamer Queen

194
پسندها
50
امتیاز
مدیر بازنشسته
مدیر بازنشسته
تاریخ ثبت‌نام
2022/12/12
نوشته‌ها
332
مدال‌ها
3
  • نویسنده موضوع
  • #4
مضاف الیه :

اسم یا جانشین اسم هرگاه به وسیله کسره اضافه (حرف نشانه)
وابسته قبل از خود(مضاف) گردد ، مضاف الیه نامیده می شود.
مثل «حق، مجید » در این ترکیبات :

لطف حق - توپ مجید

از جهت ظاهری فرقی میان مضاف و مضاف الیه و صفت و موصوف نیست . اما ار لحاظ معنایی آن دو فرق دارند. برای تشخیص این ترکیب راههایی وجود دارد از جمله :

1.اگر « ی » میان دو ترکیب بیاوریم ساختمان ترکیب وصفی معنی دار است ولی ترکیب اضافی بی معنی :

توپ بزرگ = توپی بزرگ = ترکیب وصفی

توپ مجید = توپی مجید ؟ = ترکیب اضافی

2. اگر با حذف کسره در پایان « است » بیاوریم ترکیب وصفی معنی دار ولی ترکیب اضافی بی معنی است .

توپ بزرگ = توپ بزرگ است = ترکیب وصفی

توپ مجید = توپ مجید است ؟ = ترکیب اضافی
 

Gamer Queen

194
پسندها
50
امتیاز
مدیر بازنشسته
مدیر بازنشسته
تاریخ ثبت‌نام
2022/12/12
نوشته‌ها
332
مدال‌ها
3
  • نویسنده موضوع
  • #5
مفاهیم مختلف فعل :

الف) انجام دادن یا گرفتن کاری : محسن در را بست ، شیشه شکست .



ب) واقع شدن کاری بر کسی یا چیزی : علی کشته شد ، نامه نوشته شد .

ج) پذیرفتن حالت یا صفتی : هوا روشن شد ، احمد مریض شد

د) نسبت دادن صفتی به کسی یا چیزی: هوا روشن است، احمد مریض است.

فعل از لحاظ دلالت بر شخص و یا مفرد و جمع بودن شش ساخت ( یا صیغه) دارد . که در اصطلاح به آن صرف فعل گویند - از لحاظ زمان :

گذشته ( ماضی) = رفت ، رفته است ، می رفت و ....

حال = می رود، دارد می رود و .....

آینده (مستقبل) = خواهد رفت و ......
 

Gamer Queen

194
پسندها
50
امتیاز
مدیر بازنشسته
مدیر بازنشسته
تاریخ ثبت‌نام
2022/12/12
نوشته‌ها
332
مدال‌ها
3
  • نویسنده موضوع
  • #6
صفت

صفت کلمه ای است که اسم یا جانشین اسم یا گروه اسمیِ همراه خود را توصیف می کند و یکی از وابسته های اسم به شمار می رود.

در مثالهای زیر، زیر کلماتی که خط کشیده شده، صفت هستند. مانند: کتاب خواندنی - کدام شهر - هر روز .

ضمیر مشترک

ضمیرهای مشترک که سه کلمه (خود) و (خویش) و (خویشتن) هستند،که اولی متداولتر است و دومی و سومی بیشتر در زبان شعر و ادب به کار می رود :

حساب خود نه کم گیر و نه افزون .

شاگردان باید احترام معلمان خویش نگه دارند .
 

Gamer Queen

194
پسندها
50
امتیاز
مدیر بازنشسته
مدیر بازنشسته
تاریخ ثبت‌نام
2022/12/12
نوشته‌ها
332
مدال‌ها
3
  • نویسنده موضوع
  • #7
ضمیر اشاره

ضمیر اشاره ضمیری است که مرجع آن به اشاره معلوم شود و آن ، همان واژه (این) و ( آن ) و ترکیبات آن دو است (مانند همان و همین ) که اگر همراه اسم بیایند صفت اشاره نامیده

می شوند و اگر بی همراهی اسم بیایند آنها را ضمیر اشاره می نامند. مانند ( این ) و ( آن ) در مثال های زیر:

صفت اشاره : این کتاب را بگیر .

ضمیر اشاره : کتاب را بگیر و آن را بخوان .

ضمیر پرسشی

ضمیرهای پرسشی بعضی همان واژه های پرسشی هستند که مانند ضمیرهای اشاره اگر همراه اسم بیایند صفت پرسشی نامیده می شوند و اگر تنها بیایند ضمیر پرسشی .

معروف ترین ضمیرهای پرسشی عبارتند از :

«که، چه، کدام، کدامین، کدامی، کی، کجا، کو، چگونه، چند، چندم ، چندمی »
که آمد ؟ چه آوردی ؟
 

Gamer Queen

194
پسندها
50
امتیاز
مدیر بازنشسته
مدیر بازنشسته
تاریخ ثبت‌نام
2022/12/12
نوشته‌ها
332
مدال‌ها
3
  • نویسنده موضوع
  • #8
قید

قید مختص :
بعضی از قید ها جز نقش قیدی، نقش دیگری در جمله نمی پذیرند، این قبیل قیدها را قید مختص می نامند ، زیرا که اختصاص به نقش قیدی دارند .

مانند: هرگز - هنوز - البته - مثلا - احیانا - اتفاقاً .

من هرگز او را ندیده ام .

پدرم هنوز از مسافرت برنگشته است .

کلمه هایی که درآخر آنها تنوین دوزبر هست همگی درزبان فارسی قید مختصند .

مانند: اتفاقاً- احتمالاً- اصلاً- ضمناً .

اتفاقاً دیروز علی را در خیابان دیدم .

اقسام قید از جهت معنی :

قید زمان :
مانند : شب ، بعضی وقتها درجمله زیر :

شب باران آمد . بعضی وقتها باران می بارد .

قید مکان : مانند : اینجا و آنجا در عبارت زیر :

حسن اینجا نشسته بود و احمد آنجا .

قید مقدار :
مانند : کم کم و زیاد در عبارت زیر :

دیشب باران کم کم آمد اما امروز زیاد بارید .

قید کیفیت : مانند : خوب و به آرامی در جمله های زیر :

احمد خوب کار می کند . احمد به آرامی کار می کند .

قید حالت : حالت فاعل یا مفعول را در حین انجام دادن و انجام گرفتن کار بیان می کند.

مانند : افتان و خیزان و گریان در جمله های زیر :

مرد مجروح افتان و خیزان خود را به پشت درخت رسانید .

قید تصدیق و تاکید : مانند : حتماً در جمله : حتما به دیدار شما خواهم آمد .

قید پرسش : مانند: چگونه در جمله : چگونه این کار را انجام خواهید داد ؟

قید شک و تردید : مانند: شاید در جمله: شاید فرداد به کتابخانه بروم .

قید تأسف : تاسف گوینده را از وقوع فعل یا از واقع نشدن آن بیان می کند . مانند : افسوس و متاسفانه در جمله های زیر :

افسوس که دوستان ، خیلی زود ما را ترک می کنند .

متاسفانه نتوانستم شما را ببینم .

قید تعجب : مانند : عجبا در این جمله :

عجبا ! عمر آدمی به این زودی به پایان می رسد .
 

به جمع خانواده پاتوق خوش آمدید

بر روی دکمه های زیر کلیک کنید

تمامی موضوعات و پست های مکتوب بیانگر دیدگاه نویسنده است و به هیچ وجه بیانگر دیدگاه مدیریت انجمن نیست.

بالا