بعد از خوردن ناهار، چیزی که میتوانست حالم را جا بیاورد و تراوشات ذهنم را انسجام دهد، استراحت در وان آب یخ بود. در مقابل آینه به کاراگاه مایکل جونز بیست و شش ساله خیره شدم؛ موهای مشکی که در لا به لای آن گویی چند تار سفید خود را پنهان کرده بودند و چشمهای نافذ مشکی، قد بلند و هیکل ورزیده در...
ابروهایم در هم گره خوردند و چشمانم برق زدند. تلفن همراه را برداشتم و تماس را با همکارم شان که یک افسر کار کشته بود، برقرار کردم. تماس بعد از دو بوق وصل شد و صدای خستهی شان در گوشی پیچید:
- چیشده که به من زنگ زدی شرلوک؟
دستی به پشت گردنم کشیدم و بیتوجه به حرفهایش گفتم:
- شان! زنگ بزن به...
مقدمه:
رجزخوانی گلولهها و بوی خونی که روانم را به بازی میگیرد.
دستهای بهناچار خونی و عربدهی مغز بر سر قلب و طعم گس مانند خون... .
حالا یک نفس عمیق و یک نگاه خیره!
چیزی جز غلظت خون و تنفر وجودشان عاید من نمیشود.
تاریک است!
وقتی نخ بین شرافت و جنایت با گلوله ای زنگ زده از هم دریده میشود،...
کد اثر: ۱۵۸
عنوان: منشورِ دودویی
نویسنده: نگین قاسمپور ( @نِگینا¤ )
ژانر: معمایی؛جنایی
ناظر: @ملکه آرامش
خلاصه:
در کوچه پس کوچههای تقدیر، مردی از شانهی شرافت پا به صحنه میگذارد.
مردی که نجوای خوش را در غرش اسلحه و ظرافت را در ماشهی کلت کمریاش میبیند.
کاراگاهی از دایرهی جنایی که...
نامکاربری: نِگینا¤
نام و نام خانوادگی نِگینا¤
نام تخلص؟ نِگینا
اثرتون داستان یا رمان هستش؟ رمان
نام اثر؟ داج
ژانر اثر؟ جنایی/ معمایی
خلاصهای از اثر خلاصه:
در کوچه پس کوچههای تقدیر، مردی از شانهی شرافت پا به صحنه میگذارد.
مردی که نجوای خوش را در غرش اسلحه و ظرافت را در ماشهی کلت...