نتایح جستجو

  1. Mah

    ممنونم😍

    ممنونم😍
  2. Mah

    عکاس ونقاش

    عکاس ونقاش
  3. Mah

    توروخدا پیداکن یا که برام دوباره بزنید ممنون♥

    توروخدا پیداکن یا که برام دوباره بزنید ممنون♥
  4. Mah

    دفترکارنقاشی دفترکارعکاس ماه‌بودفکرکنم

    دفترکارنقاشی دفترکارعکاس ماه‌بودفکرکنم
  5. Mah

    نمی‌دونم والا دفترکارعکاسی دفترکار نقاشی ماه بودفکرکنم

    نمی‌دونم والا دفترکارعکاسی دفترکار نقاشی ماه بودفکرکنم
  6. Mah

    درحال تایپ رمان رهایی اثر مائده

    - داداشی؟ - جانم نفس من؟ - همه چی رو می‌تونم بهت بگم؟ - الهی دورت بگردم آره عمر من، هر چی که باید بگی؛ من خیلی چیزها رو خودم می‌دونم و درک می‌کنم پس با من راحت باش خوب؟ - باشه. - فدات بشم رها فشارت می‌افته، بیا یه‌کم خوراکی شیرین بخور. راست می‌گفت همیشه زیاد گریه می‌کنم، فشارم میفته. دستم رو...
  7. Mah

    درحال تایپ رمان رهایی اثر مائده

    ماجرای دیشب رو تعریف کردم که کلی قربون صدقه داداش من رفت؛ و بعدش به خداحافظی رضایت داد. گوشی رو قطع کردم و مشغول خوندن شدم؛ رهام رفته بود سرکارش و هیراد هم مدرسه. بابا سرکار و هما تلویزیون نگاه می‌کرد؛ من هم تو اتاقم بودم. ساعت رو نگاه کردم دو بعد از ظهر بود! این الاغ برای نهار صدام نکرد، خودم...
  8. Mah

    درحال تایپ رمان رهایی اثر مائده

    - به من چه؟ گفتم شام بخور. - داداش گرسنمه. - ای خدا من چه گناهی کردم که تو نفس منی؟ - دورت بگردم من. - پاشو بریم غذا بخور. - بریم. پریدم از تخت پایین و یه ماچ آب‌دار از لپش کردم که اون هم پیشونی‌م رو بوسید. برام غذا گرم کرد و خوردم، آروم رفتیم بالا و شب بخیر گفتیم هر کغی رفت اتاق خودش. با شکم...
  9. Mah

    درحال تایپ رمان رهایی اثر مائده

    رسیدیم رفتیم تو بابا اومده بود. - سلام بابا خسته نباشی. - سلام دختر بابا مرسی بابا. - سلام بابا. - سلام پسرم خوبی؟ - ممنون. - چرا خیس شدی رها؟ - رفته بودیم دریا. - آها باشه. رفتم بالا پریدم تو حمام و یه دوش حسابی گرفتم لباس‌های مرتب پوشیدم؛ ولی عجیب خوابم می‌اومد. خودم رو پرت کردم رو تخت و به سه...
  10. Mah

    درحال تایپ رمان رهایی اثر مائده

    گارسون که مارو می‌شناخت اومد سمتمون: - سلام خوش اومدین، همون همیشگی؟ - سلام ممنون؛ بله همیشگی. رفت تا سفارش آیس‌پک شکلاتی من و میلک شیک توت فرنگی رهام رو بیاره، همیشه همین رو می‌خوریم . کلی عکس دو نفره و تکی گرفتیم و پست و استوری کردم، از وقتی اومدیم این‌جا روسری سر نمی‌کنم و لباس‌هام آزاده...
  11. Mah

    درحال تایپ رمان رهایی اثر مائده

    البته رهام یه قل هم داره! داداش دوقلو! البته وقتی مامان مرد؛ اون از دست کارهای بابا از خونه رفت. دلم خیلی براش تنگ شده کپی رهامه! اندام و چهره، ولی اخلاقش تندتره و زود جوش میاره؛ ولی بهش خیلی وابسته بودم. دلم می‌خواست ببینمش و بغلش کنم، اون موقع‌ها پرهام بیشتر با من بود تا رهام. چون رهام درگیر...
  12. Mah

    درحال تایپ رمان رهایی اثر مائده

    هما خانوم بالاخره اومد و هیراد رو بغل کرد. به رهام سلام داد هیچ‌وقت به من سلام نمی‌داد، من هم خودم رو کوچیک کوچیکه نمی‌کردم. گوشی‌م زنگ خورد و با دیدن اسم ماهرخ؛ لبخند اومد رو لبم و جواب دادم: - سلام ماهی جونم. - سلام رها جونم، چه‌طول مطولی؟ - عالی‌ام. تو چه‌طوری؟ - به خوبی داداش شما. - اون هم...
  13. Mah

    سلام خوبی میگم من فکرکنم اینجاچندروز پیش دفترکار عکاسی و نقاشی زدن برام پیدانمیکنم میشه لینکش...

    سلام خوبی میگم من فکرکنم اینجاچندروز پیش دفترکار عکاسی و نقاشی زدن برام پیدانمیکنم میشه لینکش روبدیدبهم
  14. Mah

    درحال تایپ رمان رهایی اثر مائده

    دیباچه گاهی باید رفت، حتی از پیش عزیزی که دیگر نداریش... باید بری و برای عزیز آینده بسازی زندگی خودت و اورا، باید نگذری از حقی که به گردن شماست و بگذری از چیزی که دیگر نیست. رفتن به این معنی نیست مهم نیست، به خاطر مهم بودن باید رفت... ‌‌. *** از پله‌ها اومدم پایین و پریدم بغل رهام: - سلام...
  15. Mah

    درحال تایپ رمان رهایی اثر مائده

    کد اثر: عنوان: رهایی نویسنده: مائده @Mah ناظر: @ملکه آرامش ژانر: عاشقانه، پلیسی خلاصه: مگه میشه ندونم و ماشه رو بکشم؟ میشه بدونم و دست‌های ع*ر*ق کرده‌ای که دور کلت پیچیده نلرزه؟ میشه بدونم و فشنگ ازش خارج نشه؟ از اومدنش خبری نداشتم، نمی‌دونستم قراره بیاد و یهویی همه چی رو تغییر بده. منتظر...
  16. Mah

    سلام خوبیدخسته نباشید میگم من دفترکار نقاشی و عکاسی زدید برام نمی‌ تونم پیداشون کنم لینکشون رو...

    سلام خوبیدخسته نباشید میگم من دفترکار نقاشی و عکاسی زدید برام نمی‌ تونم پیداشون کنم لینکشون رو میدیدممنون میشم♥
  17. Mah

    تقاضا فرم درخواست توسط Mah ایجاد شد

    نام‌کاربری: Mah نام و نام خانوادگی مائدهm نام تخلص؟ (DID NOT ANSWER QUESTION) اثرتون داستان یا رمان هستش؟ رمان نام اثر؟ رهایی ژانر اثر؟ عاشقانه، پلیسی خلاصه‌ای از اثر نمی‌شه، نمی‌تونی بفهمی کسی که نبوده چرا و چه‌طوری برمی‌گرده؟ از کجا اومد؟ مگه میشه ندونم و ماشه رو بکشم؟ میشه...
  18. Mah

    سلام میخام رمان بنویسم تاپیک رمان بسته‌است چیکاربایدبکنم؟

    سلام میخام رمان بنویسم تاپیک رمان بسته‌است چیکاربایدبکنم؟
  19. Mah

    سلام باشه عزیزم الان ان شدم

    سلام باشه عزیزم الان ان شدم
  20. Mah

    همگانی میم مثل مادر کاری از مجموعه پاتوق رمان

    شماره: 8 مادر، ای که مانند آفتاب گرمای وجودت را بر تن بی روح و سرد من می‌تابانی و گرمم می‌کنی، ای که مانند ابر بارانی بر روی کویر خشک و ترک خرده من می‌باری و سیرابم می‌کنی؛ ای که مانند نخلی بلند بر روی تن خسته و آفتاب زده من سایه می‌ندازی و خنکم می‌کنی... . مادرم، ای که مانند برف سفید روی...

به جمع خانواده پاتوق خوش آمدید

بر روی دکمه های زیر کلیک کنید

تمامی موضوعات و پست های مکتوب بیانگر دیدگاه نویسنده است و به هیچ وجه بیانگر دیدگاه مدیریت انجمن نیست.

بالا