انجمن رمان نویسی پاتوق رمان

SETI_G
SETI_G
سلام آجی خوبی؟
جوجو😨؟
اها خواستم یادآوری کنم کل کتابخانه و در حال تایپ چک کردم چشام دراومد😵
مآه بانو
مآه بانو
سلام گل دخترم تو خبی؟
عارع دیه از اون جوجو نازا
نخسته لاوم
SETI_G
SETI_G
همون خواهر باش بترس آرام ببینه🔪
خوبم قربونت بشم ت چطکری؟
آجی یه چیز بگم🥺
🐣🐤جیک جیک
💗
مآه بانو
مآه بانو
دیه خواهر بزرگتر مثل مادر میمونه مگه نشنیدی؟
خدا نکنه جوجوم عالی
بگو فدات شم
جونممم
  • قلب
واکنش‌ها[ی پسندها]: قمر
SETI_G
SETI_G
چرا اتفاقا فقط از آرام ترسیدم به آقا میلاد گفتم بابا بیچاره رو فراری داد🤣
خداروشکر همیشه عالی باشی
خدانکنه جونت سلامت
بیا آقا میلاد گیر بندازیم کارایی که گفتمو انجام بده فراری دادی😢🥺
مآه بانو
مآه بانو
بنده خدا میلاد
نه میاد عزیز دلم
دیروز باهاش میحرفیدم
میگفت میاد یه سر و سامون میده
  • قلب
واکنش‌ها[ی پسندها]: قمر
SETI_G
SETI_G
گفتی فرار و به قرار ترجیح داد😂
خب خیالم راحت شد
این چند تا چیز واقعا رو مخم سورتمه میرن😉

به جمع خانواده پاتوق خوش آمدید

بر روی دکمه های زیر کلیک کنید

تمامی موضوعات و پست های مکتوب بیانگر دیدگاه نویسنده است و به هیچ وجه بیانگر دیدگاه مدیریت انجمن نیست.

بالا