چقدر خوش میگذشت وقتی گفتی یه جا پیدا کردم رمانهامونو بذاریم خوشی خوشی رفتیم با استرس و درموندگی برگشتیم
تو اونجا رو ول کردی من رفتم یه جا دیگه که با آدمای اینجا آشنا شدم بعد یه جا دیگه بعد یه جا دیگه. میدونم الانم تو مجازی هستی ولی چی موند برامون؟
تف تو روح هر چی معلم و مدرسه و مدیره:/ همهاشون یه عده الاغن دور هم جمع شدن و تبدیل به گلهی بزها شدن
خوشی خوشی رفتیم
با استرس و درموندگی برگشتیم