انجمن رمان نویسی پاتوق رمان

Panic_315
Panic_315
۲۵
Panic_315
Panic_315
۲۶
Panic_315
Panic_315
۲۷
Panic_315
Panic_315
۲۸
Panic_315
Panic_315
۲۹
Panic_315
Panic_315
۳۰
دل آرا
الهی این تا ۳۰ بیشتر نتونست ترور کنه😂
مطمئنید بیاد نمیکشتتون؟ در تعجبم
Panic_315
Panic_315
امیدوارم....😐😁
کروکدیلِ دیگه...
ترنم واژه ها
ترنم واژه ها
اینا پشتشون به من گرمه😂
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: Sun girl
Panic_315
Panic_315
آورین که خودت خوب میدانی من از کروکدیل و اون عقاب میترسم =/......
ترنم واژه ها
ترنم واژه ها
خدایی
اسم ارشام گودزیلا ، ارشاویر کروکدیل
ارشاوین چیه حتما دایناسور😂
انقدر ترسناکن!؟ :/
چرا من نمیترسم
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: Sun girl
Panic_315
Panic_315
نه دیگه آقا آرشام عقاب شد =/
آقا آرشاویر کروکدیل ....
نفر سوم را نمیدانم باید فکر کنم
ترنم واژه ها
ترنم واژه ها
اصلا این اسم ها نزار روشون
خیلی هم خوبن و مهربون
نمی‌شناسیشون این میگی شادکم
اون ارشام که داداش من خدایی کجاش ترسناک درک نمیکنم :/
ارشاویر هم که دوست صمیمی من واقعا مهربونه
هرچقدر بگین قانع نمیشم:/
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: Sun girl
Panic_315
Panic_315
من منظور بدی ندارم .....
نمی‌خواستم ناراحت بشی =(
باش به داداشات کاری ندارم.....
ترنم واژه ها
ترنم واژه ها
ناراحت نه بابا شادکم چی میگی :/
من ناراحت شم کلا حرف نمیرنم!
و میگم دلخور شدم😂
البته بببین منم از بیرون ترسناکم بری بپرسی بعضی ازم میترسن:/
ترنم واژه ها
ترنم واژه ها
خیلی خنگی شادکم😂😘
نه واقعا فقط نمیفهمم چرا می ترسین همین😂
هیچ دیگ نیست اگ بترسی شاید دلیل داره دیگ =)
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: Sun girl
ترنم واژه ها
ترنم واژه ها
دقت کردی چه همه ترور کردیش😂
Panic_315
Panic_315
خوب دیگه ..... ×_×
از یوزپلنگ‌مازندران هم میترسیدم
الان هی داره بهم میگه عمه o‌_O
اوایل از گنجیشک هم میترسیدم به نظرم بسیااار آدمی خشک و نچسب می‌آمد ولی الان =/....
خلاصه بگم شاید درآینده درست بشه
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: Sun girl
ترنم واژه ها
ترنم واژه ها
بردیااااا از بردیا میترسی طفلی برادر بسیجی من این همه کخ میریزم چرا نمیبینم اون رو ترسناکش رو:/
خان داداشمم منم اوایل میترسیدم ولی یهو یه اتفاق شد دیگ سر یه موضوع کمک میخواستم باهاش خوصوصی زدم شد داداش بزرگه😂
درکل ارشاویر ادم مهربونیه اگ حرکات که رو مغزشه انجام ندی=)
Panic_315
Panic_315
نه دیگه یوزپلنگ ترسناکی قدیم را ندارد=)
آقا گنجیشکه که وقتی من اومدم تازگیا بود یه بنده خدایی بن شده بود یه متن بلندبالایی نوشته بود قشنگ با تراکتور از روی اون رد شده بود =/ آسفالتش کرده بود.... منم ترررسو=/
ولی یواش یواش ترسم ریخت
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: Sun girl

به جمع خانواده پاتوق خوش آمدید

بر روی دکمه های زیر کلیک کنید

تمامی موضوعات و پست های مکتوب بیانگر دیدگاه نویسنده است و به هیچ وجه بیانگر دیدگاه مدیریت انجمن نیست.

بالا