قنبر نیستی باید ی کارتون رطوبت زده بگیرم دستم روش با خط چشمم بنویسم قنبرمو بدین برمممم میخوام ب قربونننش برم
قنبر پاشو بریم افغانستان با طالبان ی چای بخوریم از اونجاهم بریم مکه طواف از اونورم بریم پیش برادرای ترک استانبول شب نشینی بالاخره تو مرد منی بین اون جمعیت حواست ب من هست عزیزمم
قمر بانو درحالی که لبخند به لب دارم دوستت دارمی که یک قرن پیش گفتی را به یاد می اورم و از پنجره تیمارستان به دوردست ها خیره میشوم