انجمن رمان نویسی پاتوق رمان

سوسکیِ سابق
سوسکیِ سابق
قنبر عشقمممم
سوسکیِ سابق
سوسکیِ سابق
فدای موهای شرابیت قنبررر
سوسکیِ سابق
سوسکیِ سابق
(موی شرابی: برگرفته از رنگ سرخ نام وی)
سوسکیِ سابق
سوسکیِ سابق
قنبر دلتنگت بودم
از درد دوریت چشم در اشک هایم حلقه زد
سوسکیِ سابق
سوسکیِ سابق
قنبرم حس میکنم یچیزی زدم عادی نیست حالم
سوسکیِ سابق
سوسکیِ سابق
قنبر نیستی باید ی کارتون رطوبت زده بگیرم دستم روش با خط چشمم بنویسم
قنبرمو بدین برمممم
میخوام ب قربونننش برم
سوسکیِ سابق
سوسکیِ سابق
قنبر پاشو بریم افغانستان
با طالبان ی چای بخوریم از اونجاهم بریم مکه طواف از اونورم بریم پیش برادرای ترک استانبول شب نشینی
بالاخره تو مرد منی بین اون جمعیت حواست ب من هست عزیزمم
سوسکیِ سابق
سوسکیِ سابق
قمر بانو
درحالی که لبخند به لب دارم
دوستت دارمی که یک قرن پیش گفتی را به یاد می اورم
و از پنجره تیمارستان به دوردست ها خیره میشوم
سوسکیِ سابق
سوسکیِ سابق
نمد هرچی
سوسکیِ سابق
سوسکیِ سابق
شو بخیر:]

به جمع خانواده پاتوق خوش آمدید

بر روی دکمه های زیر کلیک کنید

تمامی موضوعات و پست های مکتوب بیانگر دیدگاه نویسنده است و به هیچ وجه بیانگر دیدگاه مدیریت انجمن نیست.

بالا