انجمن رمان نویسی پاتوق رمان

شَکَت؛
شَکَت؛
گرفتم کی هسی همونی که دیشب خیلی به صورت سری اوردمت چوطوری داشم
  • قهقه
واکنش‌ها[ی پسندها]: Mamad_EG
Mamad_EG
Mamad_EG
نه عزیزم نمیشناسمتون من نازنینم
Mamad_EG
Mamad_EG
نه عزیزم نمیشناسمتون من نازنینم
شَکَت؛
شَکَت؛
نازنین دیه کیه
شَکَت؛
شَکَت؛
چرا من نمیشناسمت ها
شَکَت؛
شَکَت؛
میدونی سوال اساسی چیه اونی که من میشناسمم مث تو از اینا مینویسه
Mamad_EG
Mamad_EG
از چیا مینویسه
Mamad_EG
Mamad_EG
از درد و غم
از حقیقت و زجر
از زندگی با خنده پوشالی
Mamad_EG
Mamad_EG
چون جدید اومدم دیگه حالا بیا اشنا بشیم
شَکَت؛
شَکَت؛
دیقا اونم از اینا مینویسه
شَکَت؛
شَکَت؛
آدمای پوشالی
شَکَت؛
شَکَت؛
چه این من یاد یکی انداخ
شَکَت؛
شَکَت؛
و مطمعن شدم خودشی
Mamad_EG
Mamad_EG
جدی چطور ادمیه چون افراد کمی هستن که از حقیقتا یاد بکنن

به جمع خانواده پاتوق خوش آمدید

بر روی دکمه های زیر کلیک کنید

تمامی موضوعات و پست های مکتوب بیانگر دیدگاه نویسنده است و به هیچ وجه بیانگر دیدگاه مدیریت انجمن نیست.

بالا