یه نوشته خیلی دلی..
ولی از حق نگذریم دختر بودن خیلی سخته ها..
فکرشو کن با تموم سختی ،قضاوت شدنا،ترد شدنت توسط خانوادت،قضاوت شدنت،تهمت ها..
با اینکه خودت و خدای خودت خبر داره دلت خونه آتیشه فقط میخوای رها کنی بری..
برا بهتر شدن حالت هرکار میکنی ولی هر دقیقه یکی میاد یا میزنه توسرت اعتماد به نفست ،امیدت همه چیتو ازت میگیره..
ولی باز بلند میشی بی قلب ،بی حس ادامه میدی که شاید یه روزی بشه روزای قشنگم برات بیان.
شبای پرازحسرت پراز درد پراز اشکی که با بالشتت درمیون میذاری تموم میشه به خودت میای میبینی عع همه چی تمومه..و به خودت افتخار میکنی.
و همش بخاطر وجود مادرته که همه چیو تحمل کردی تادردتو به جون نخره بجاش تو دردشو به دوش کشیدی..
کلمه دختر قوی خیلی قدرتمنده درحدی که هرکسی شاید نتونه درکش کنه و بفهمتش ..
تو همون دختر مستقلی که با تموم اون سرکوفت ها و اون همه حرفایی که دلتو شکستن باز راه خودتو رفتی درسته سخته اما شدنیه..
دختر قوی زندگی خودت باش.