آخرین محتوا توسط تیام

  1. تیام

    دلنوشته صدایی که تکرار نمی‌شود اثر زیبا سعیدی سلام عزیزم این، صدایی که تکرار می‌شود هست نه...

    دلنوشته صدایی که تکرار نمی‌شود اثر زیبا سعیدی سلام عزیزم این، صدایی که تکرار می‌شود هست نه صدایی که تکرار نمی‌شود، لطفاً ویرایش بزنید
  2. تیام

    فکر کنم برای تگم درخ دادم

    فکر کنم برای تگم درخ دادم
  3. تیام

    سلام برای جلد درخواست دادم اما تایپک درخواست تگ رو پیدا نمی‌کنم

    سلام برای جلد درخواست دادم اما تایپک درخواست تگ رو پیدا نمی‌کنم
  4. تیام

    درخواست درخواست تگ آثار(رمان و داستان‌کوتاه )

    نام‌کاربری: نام اثر؟ رد انگشت‌هایت ژانر اثر؟ تراژدی لینک اثر؟ دلنوشته رد انگشت‌هایت اثر آنالی
  5. تیام

    درخواست تاپیک جامع درخواست نقد شورا اثار دلنوشته و اشعار

    نام‌کاربری: نام اثر؟ رد انگشت‌هایت لینک اثر؟ دلنوشته رد انگشت‌هایت اثر آنالی تعداد پارت؟ ۲۰
  6. تیام

    می‌خوام اعلام پایان کنم اما تایپکش رو پیدا نمی‌کنم

    می‌خوام اعلام پایان کنم اما تایپکش رو پیدا نمی‌کنم
  7. تیام

    رد انگشت‌هایت

    رد انگشت‌هایت
  8. تیام

    میشه درش بیارید؟

    میشه درش بیارید؟
  9. تیام

    ایم آنالی خوشبختم🍁

    ایم آنالی خوشبختم🍁
  10. تیام

    خوبم تو چطوری؟ ما همو می‌شناسیم؟

    خوبم تو چطوری؟ ما همو می‌شناسیم؟
  11. تیام

    درخواست درخواست تگ ادبیات ( اشعار و دلنوشته)

    نام‌کاربری: نام اثر؟ رد انگشت‌هایت ژانر اثر؟ عاشقانه لینک اثر؟ https://forum.patoghroman.xyz/threads/4275/post-29437
  12. تیام

    سلام خیر

    سلام خیر
  13. تیام

    درحال ویرایش دلنوشته رد انگشت‌هایت اثر آنالی

    در این هوای دل‌گیر چه خوب است که در آغوش تو هستم، مرا محکم فشار بده تا در تمام تو حل شوم. من اکنون نوازش دست‌هایت را طلب کرده‌ام و می‌دانم که با سخاوت دست‌هایت را برای من باز خواهی کرد. بگذار من نیز تو را به آغوش گیرم تا جهان در همین لحظه‌ها بایستد و ثمر عشق در آسمان به درخشش در آید.
  14. تیام

    درحال ویرایش دلنوشته رد انگشت‌هایت اثر آنالی

    در این لحظه‌ها خورشید را می‌بینم، که اشعه‌اش از چشم تو ساطع می‌شود و خیال تو در من آواز می‌خواند تا تو را با دست‌هایم به آغوش بکشم. تا دریابی چه‌قدر دوست داشتنت، می‌تواند لذّت‌بخش باشد.
  15. تیام

    درحال ویرایش دلنوشته رد انگشت‌هایت اثر آنالی

    در کنار برکه‌ی ناامیدی نشسته‌ بودم به امید دستی که مرا از این تاریکی برهاند و روشنایی از آنم کند و تو آمدی. با سخاوت من را طلبیدی و دانه‌ی خشکیده‌ام‌ را در دشت عشق رویاندی.

به جمع خانواده پاتوق خوش آمدید

بر روی دکمه های زیر کلیک کنید

تمامی موضوعات و پست های مکتوب بیانگر دیدگاه نویسنده است و به هیچ وجه بیانگر دیدگاه مدیریت انجمن نیست.

بالا